
کتاب آزارشان به مورچه هم نمی رسید؛ محاکمه جنایت کاران جنگی در دادگاه لاهه
معرفی کتاب آزارشان به مورچه هم نمی رسید؛ محاکمه جنایت کاران جنگی در دادگاه لاهه
کتاب آزارشان به مورچه هم نمیرسید؛ محاکمه جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه نوشتهی اسلاونکا دراکولیچ با ترجمهی سوما زمانی روایتی تحلیلی و شخصی از جنگهای خونین یوگسلاوی سابق و پیامدهای حقوقی و انسانی آنها در دادگاه کیفری بینالمللی لاهه است. نشر خوب آن را منتشر کرده است و این عنوان در قالب مجموعهای با نام وضعیت سفید عرضه شده که به ابعاد مختلف جنگ میپردازد. دراکولیچ که خود روزنامهنگار و نویسندهای کروات است، از زاویهی دید شاهدی درگیر با فروپاشی یوگسلاوی، به سراغ محاکمهی متهمان جنایت جنگی میرود؛ از فرماندهان ارشد نظامی و سیاسی تا نگهبانان اردوگاهها و رانندههای سادهای که در کشتارها نقش داشتهاند. این کتاب با ترکیب روایتهای دادگاهی، خاطرات شخصی، توصیف فضاهای شهری پس از جنگ و بازخوانی تاریخ معاصر منطقه، میکوشد نشان دهد چگونه «آدمهای معمولی» در شرایط خاص به عاملان جنایت بدل میشوند و چرا جوامع پس از جنگ از روبهرو شدن با حقیقت و عدالت میگریزند. دراکولیچ در متن خود هم به روند حقوقی و فنی دادگاهها توجه کرده است و هم به احساسات، ترسها، سکوتها و انکار جمعی در کرواسی، صربستان و بوسنی. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آزارشان به مورچه هم نمی رسید؛ محاکمه جنایت کاران جنگی در دادگاه لاهه
کتاب آزارشان به مورچه هم نمیرسید؛ محاکمه جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه اثری است که اسلاونکا دراکولیچ در آن تجربهی زیستهی خود از جنگهای یوگسلاوی سابق و سالهای پس از آن را با مشاهداتش در دادگاه کیفری بینالمللی لاهه درهم میآمیزد. متن با سرآغازی روایی آغاز میشود که فروپاشی یوگسلاوی، جنگهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵، پاکسازیهای قومی، محاصرهی سارایوو و قتلعام سربرنیتسا را در بستری تاریخی و عاطفی بازگو میکند. نویسنده از خاطرات کودکیاش، تصاویر جنگ جهانی دوم، فیلمها، کتابها و روایتهای خانوادگی میگوید تا نشان دهد چگونه حافظهی عاطفی و تاریخ تحریفشده زمینهی جنگ تازه را فراهم کرده است. سپس به شکل گامبهگام توضیح میدهد که چگونه ملیگرایی، فروپاشی کمونیسم، خلأ سیاسی و تبلیغات رسانهای راه را برای جنگ داخلی و پروژهی «پاکسازی قومی» باز کرد و چرا جوامع درگیر، پس از پایان جنگ، دوباره به سکوت، انکار و بازنویسی تاریخ پناه بردند. در ادامهی کتاب آزارشان به مورچه هم نمیرسید؛ محاکمه جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه تمرکز از روایت کلی جنگ به صحنهی دادگاه و سرنوشت افراد مشخص منتقل میشود. فصلهایی مانند «چرا لاهه؟»، «عدالت ملالآور است»، «برنامهای برای خودکشی» و «شبی آرام در ماه اکتبر» نمونههایی از ساختار کتاباند که هرکدام بر یک گره اصلی تمرکز دارند: ضرورت تشکیل دادگاه بینالمللی، شکاف میان عدالت و افکار عمومی، خطر شهادتدادن در جوامعی که هنوز زیر سایهی جنگ زندگی میکنند و جزئیات یک کشتار شبانه در حومهی گسپیچ. دراکولیچ در این فصلها به پروندهی چهرههایی چون میلان لوار، تیهومیر اورشکوویچ، میرکو نوراچ، فرماندهان اردوگاههای اومارسکا و کراترم و نیز رهبران سیاسی و نظامیای مانند اسلوبودان میلوشویچ، راتکو ملادیچ و رادوان کاراجیچ میپردازد. متن کتاب از یکسو فضای سرد و طولانی جلسات دادگاه، بازپرسیهای جزئی، ترجمههای همزمان و خستگی متهمان و قضات را توصیف کرده است و از سوی دیگر، پیوند این جزئیات حقوقی را با خون، ترس، ویرانی شهرها و سکوت همسایهها نشان میدهد. در پایان مقدمهی مترجم نیز فهرستی از سرنوشت حقوقی و سیاسی بسیاری از متهمان نامبرده در کتاب آمده که نشان میدهد پس از انتشار اثر، چه بر آنها گذشته است و کدامیک هنوز در حال گذراندن محکومیت خود هستند.
خلاصه کتاب آزارشان به مورچه هم نمی رسید؛ محاکمه جنایت کاران جنگی در دادگاه لاهه
کتاب آزارشان به مورچه هم نمیرسید؛ محاکمه جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه بر محور یک پرسش اصلی بنا شده است: چگونه انسانهایی که در زندگی روزمره «معمولی» به نظر میرسند، در شرایط جنگ به عاملان شکنجه، قتل، تجاوز و پاکسازی قومی بدل میشوند و جامعهی پس از جنگ چگونه با این واقعیت روبهرو میشود یا از آن میگریزد. دراکولیچ برای پاسخ به این پرسش، از سه سطح حرکت کرده است: تاریخ، دادگاه و زندگی شخصی. در سطح تاریخی، نویسنده فروپاشی یوگسلاوی، اوجگیری ملیگرایی، جنگ در کرواسی، بوسنی و کوزوو و پروژهی «صربستان بزرگ» را بازخوانی کرده است. او نشان داده که چگونه فقدان تاریخ صادقانه، افسانهسازی ایدئولوژیک، زخمهای التیامنیافتهی جنگ جهانی دوم و استفادهی سیاسی از خاطرات خونین، زمینهی روانی و فکری جنگ جدید را فراهم کرده است. دراکولیچ تأکید کرده که جنگ «یکشبه» آغاز نمیشود، بلکه به آمادهسازی طولانیمدت در سطح حافظهی جمعی، رسانهها و ساختار قدرت نیاز دارد. در سطح دادگاه، کتاب وارد فضای دادگاه کیفری بینالمللی یوگسلاوی سابق در لاهه میشود. نویسنده روند دادرسی را از نزدیک دنبال کرده است: سالنهای شیشهای، مترجمان، قضات، وکلای مدافع، شاهدان تحتالحفظ و متهمانی که پشت شیشهی ضدگلوله نشستهاند. او نشان داده که عدالت در عمل تا چه اندازه «ملالآور» است؛ ساعتها پرسشوجواب دربارهی جزئیاتی مانند محل یک بشکه، اندازهی آن یا زاویهی شلیک، که در ظاهر خستهکنندهاند اما درواقع برای بازسازی صحنهی جنایت و اثبات حقیقت حیاتیاند. دراکولیچ در این بخش، تضاد میان تصویر سینمایی دادگاهها و واقعیت کند و طاقتفرسای آنها را برجسته کرده است و نشان داده که پشت هر سؤال جزئی، اتاقی آغشته به خون و دهها قربانی واقعی قرار دارد. در سطح زندگی شخصی و اجتماعی، کتاب به سراغ نمونههایی مانند میلان لوار میرود؛ کهنهسرباز کرواتی که تصمیم گرفت دربارهی کشتار غیرنظامیان صرب در گسپیچ شهادت دهد و بهای آن را با جان خود پرداخت. روایت زندگی و مرگ لوار، فضای شهر کوچکی را ترسیم کرده است که در آن «سندرم تلویزیون» و «توطئهی سکوت» حاکم است؛ جایی که بسیاری از مردم از غارت و پاکسازی بهره بردهاند و هرکس بخواهد حقیقت را بر زبان بیاورد، با تهدید، انزوا و درنهایت حذف فیزیکی روبهرو میشود. دراکولیچ این نمونه را به مسئلهی بزرگتر «افکار عمومی» پیوند داده است: اینکه چرا جوامع کرواسی و صربستان، همزمان با ادعای قربانیبودن، در برابر پذیرش مسئولیت جنایات خود مقاومت میکنند و چگونه سیاستمداران با شعارهایی مانند «صفحۀ جدیدی از تاریخ را ورق بزنیم» از مواجهه با گذشته میگریزند. در سراسر کتاب، ایدهی مرکزی این است که بدون حقیقت، عدالت ممکن نیست و بدون عدالت، صلحی که بر سکوت و فراموشی بنا شود، همواره شکننده خواهد بود.
چرا باید کتاب آزارشان به مورچه هم نمی رسید؛ محاکمه جنایت کاران جنگی در دادگاه لاهه را بخوانیم؟
خواندن آزارشان به مورچه هم نمیرسید؛ محاکمه جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه فرصتی است برای دیدن جنگ و عدالت از زاویهای نزدیک، انسانی و درعینحال تحلیلی. این کتاب نشان میدهد که جنایت جنگی فقط کار «هیولاها» نیست، بلکه در بسیاری موارد بهدست افرادی انجام شده که در ظاهر شبیه هر انسان دیگریاند؛ رانندهی تاکسی، نگهبان، افسر جوان یا سیاستمداری که در شهر خود محبوب است. این نگاه، فهم مسئولیت فردی و جمعی را پیچیدهتر و عمیقتر میکند. اثر اسلاونکا دراکولیچ همچنین تصویری روشن از کارکرد دادگاههای بینالمللی ارائه کرده است؛ اینکه چرا چنین دادگاههایی شکل میگیرند، چگونه عمل میکنند، چه محدودیتهایی دارند و چرا در جوامع مبدأ اغلب با مقاومت و اتهام «تحقیر ملی» روبهرو میشوند. خواننده در خلال روایتها درمییابد که عدالت کیفری بینالمللی نه قهرمانانه است و نه نمایشی، بلکه فرایندی طولانی، پرجزئیات و گاه ناامیدکننده است که بااینحال، یکی از معدود ابزارهای موجود برای ثبت حقیقت و مجازات بخشی از عاملان جنایت بهشمار میآید. این کتاب همچنین برای فهم سازوکارهای انکار، سکوت و بازنویسی تاریخ در جوامع پس از جنگ اهمیت دارد. دراکولیچ با مثالهای عینی از کرواسی، صربستان و بوسنی نشان داده که چگونه «افسانههای ملی»، رسانهها و منافع سیاسی مانع از شکلگیری حافظهی مشترک و صادقانه میشوند. این بحثها برای هر جامعهای که تجربهی خشونت سیاسی، جنگ یا سرکوب را پشت سر گذاشته، قابل تأمل است و امکان مقایسه و بازاندیشی فراهم میکند. درنهایت، کتاب بهدلیل پیوندزدن روایت شخصی، گزارش میدانی و تحلیل سیاسی، متنی خواندنی برای کسانی است که میخواهند جنگ را نه فقط بهعنوان مجموعهای از تاریخها و قراردادها، بلکه بهعنوان تجربهای زیسته، پر از ترس، امید، خیانت، شجاعت و سکوت ببینند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن آزارشان به مورچه هم نمیرسید؛ محاکمه جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه به علاقهمندان موضوعات جنگ، عدالت انتقالی، حقوق بینالملل کیفری و دادگاههای بینالمللی پیشنهاد میشود. این کتاب به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای علوم سیاسی، جامعهشناسی، مطالعات صلح و مطالعات منطقهای بالکان نیز پیشنهاد میشود که بهدنبال نمونهای عینی از پیوند جنگ، سیاست و عدالت هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی حافظهی جمعی، مواجهه با گذشته، مسئولیت فردی در نظامهای خشونتزا و نقش افکار عمومی در پذیرش یا انکار جنایت را دارند.
بخشی از کتاب آزارشان به مورچه هم نمی رسید؛ محاکمه جنایت کاران جنگی در دادگاه لاهه
«فقط حالا میتوانم بفهمم که شروع جنگ در غیاب واقعیات چه اندازه آسان است. جنگ از آسمان نازل نمیشود. من در یوگسلاوی دیدم که جنگ به آمادهسازی احتیاج دارد. برای رهبران سیاسی بسیار ساده است که با استفاده از تصاویری مانند آنچه به یاد دارم، حافظۀ عاطفی مردم را فریب دهند و بر پایۀ آن نفرتپراکنی کنند. در جوامع تمامیتخواهی که خبری از تاریخ حقیقی در آنها نیست، هر فرد مجموعهای از اینگونه تصاویر در حافظۀ خود دارد و این زمانی خطرناک میشود که چیزی بیش از آن در ذهن نداشته باشد. رهبران سیاسی قادرند به این تصاویر توسل جویند، آنها را با اسطورههای ملی درآمیزند و با تکرار دائمی تبلیغات جهتدار در تلویزیون، احساسات مردم را برانگیزانند. اگر تاریخ مشترکی که همه به آن باور داشته باشند در کار نباشد، بهسختی میتوان از خود در برابر هجمۀ چنین تبلیغاتی دفاع کرد. لایۀ نازک عقلانیت تحت فشار احساسات بهراحتی از میان میرود. تاریخی که به ما یاد دادندهمان که در واقع تاریخ نبودکنار گذاشتن خردورزی و به آغوش کشیدن احساسات محض را برای ما آسان کرد. ازاینرو، هنگامی که پس از پایان جنگ در سال ۱۹۹۵، همان سکوت، همان فقدان میل به دریافت حقیقت و همان مخدوشسازی واقعیتها را تجربه کردم، به وحشت افتادم. این سومین بار بود که با «نقطۀ صفر» تاریخ مواجه شده بودم. بار اول، این اتفاق پس از جنگ جهانی دوم برای نسل پدرم رخ داد؛ یعنی بعد از انقلاب کمونیستی. تمام وقایع گذشته بازنویسی شد. بار دوم پس از فروپاشی کمونیسم بود، زمانی که ما مجبور شدیم کمونیسم را به فراموشی بسپاریم و محاسبۀ زمان (و نوشتن تاریخ) را از سال ۱۹۹۰ آغاز کنیم. بار سوم، همین حالا، پس از پایان جنگ آخر است. در کرواسی، بهراحتی میتوان بیمیلی عمومی به صحبت دربارۀ جنگ را درک کرد؛ چنانکه گویی هرگز چنین اتفاقاتی روی نداده است. حتی راحتتر از آن، میتوان به این نتیجه رسید که مردم از مرور گذشته خسته شدهاند، میخواهند گذشته را پشتسر بگذارند و به آینده بیندیشند. هرچه نباشد، در وهلۀ اول فکر کردن به گذشته بود که آنها را وارد جنگ کرد.»
حجم
۲۰۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۲۰۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه