
کتاب خیره به خورشید نگریستن
معرفی کتاب خیره به خورشید نگریستن
کتاب خیره به خورشید نگریستن (Staring at the Sun) نوشته اروین یالوم، به یکی از بنیادیترین تجربههای انسانی میپردازد: آگاهی از فناپذیری و اضطرابی که مرگ در لایههای آشکار و پنهان زندگی ایجاد میکند. یالوم در این کتاب، روایتی شخصی و بالینی از مواجههی خود و مراجعانش با مرگ ارائه کرده و این ایده را مطرح میکند که اضطراب مرگ گرچه رنجآور است ولی میتواند به تجربهای بیدارگر و نقطهی عطفی برای دگرگونی تبدیل شود. مریم رئیسی این کتاب را برای نشر خوب ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خیره به خورشید نگریستن
کتاب خیره به خورشید نگریستن با تمرکز بر تجربهی شخصی و بالینی اروین یالوم شکل گرفته است؛ او میگوید در این کتاب میخواهد نشان دهد مواجههی خودش با مرگ، کار طولانیمدتش با بیماران و تأمل بر نوشتههای فیلسوفان و نویسندگان چه کمکی به او در کاهش هراس از مرگ کرده است. ساختار کتاب بر پایهی فصلهایی شکل گرفته که هر کدام از زاویهای متفاوت به اضطراب مرگ نزدیک میشوند. ابتدا از موهبت و بهای خودآگاهی شروع میکند و مرگ را به عنوان زخمی بنیادین در دل آگاهی انسان توضیح میدهد. دکتر یالوم به طور مفصل به اپیکور و ایدهی فلسفهی پزشکی او ارجاع داده و نشان میدهد چگونه آموزههای فیلسوفان یونان باستان هنوز در اتاق درمان کاربرد دارند. کتاب در ادامه، مرز بین اضطراب مرگ آشکار و پنهان را بررسی کرده و از نمونههای بالینی، خوابها، کابوسها و موقعیتهای زندگی روزمره برای نشان دادن چهرههای مختلف این اضطراب استفاده کرده است. مفهوم تجربهی بیدارگر موضوعی است که یالوم در بخش دیگر کتاب خیره به خورشید نگریستن مطرح میکند؛ تجربههایی مانند بیماری سخت، سوگ، بحرانهای میانسالی یا رویدادهای تکاندهنده که فرد را از حالت روزمره به وضعیت هستیشناختی میبرند و میتوانند به بازنگری عمیق در زندگی منجر شوند. فصلهای انتهایی کتاب به ایدهها و گفتههای فیلسوفان و نویسندگان دربارهی مرگ، نقش رابطه و ارتباط انسانی در کاهش هراس، تجربهی شخصی خود یالوم از مواجهه با مرگ و در پایان، راهنماهایی خطاب به درمانگران اختصاص یافته است.
خلاصه کتاب خیره به خورشید نگریستن
کتاب خیره به خورشید نگریستن از این نقطه آغاز میشود که خودآگاهی انسانی، در کنار ارزش و شکوهش، بهایی سنگین دارد: آگاهی از فناپذیری. یالوم در فصل زخم کشنده، توضیح میدهد که چگونه دانستن اینکه انسان رشد میکند، شکوفا میشود و ناگزیر از بین میرود، همچون زخمی همیشگی بر هستی سایه میاندازد. او با ارجاع به اسطورهی گیلگمش نشان میدهد که هراس از مرگ تجربهای فردی و معاصر نیست، بلکه صدایی است که از اعماق تاریخ بشر شنیده میشود. در ادامه، با تکیه بر اپیکور، مرگ را مسئلهای میبیند که تصویر اجتنابناپذیرش با لذتهای زندگی تداخل پیدا میکند و نمیگذارد انسان از شادیها بهره ببرد.
در فصل شناخت اضطراب مرگ، کتاب نشان میدهد اضطراب مرگ چگونه در طول زندگی شدت و شکل عوض میکند: از مواجههی کودک با برگهای خشک، حیوانات مرده و گورستانها تا خاموش شدن موقت این اضطراب در سالهای میانی کودکی و اوجگیری دوبارهاش در نوجوانی و بحرانهای میانسالی. یالوم توضیح میدهد که این اضطراب گاهی بهصورت مستقیم و آگاهانه بروز میکند، مثل تخیلات مکرر دربارهی مرگ قریبالوقوع و گاهی هم در قالب نشانههایی ظاهر میشود که در نگاه اول ربطی به مرگ ندارند؛ همچون افسردگی، اضطراب بیدلیل، بیماریهراسی، انتخابهای پرخطر، یا چسبیدن افراطی به موفقیت.
در فصل تجربهی بیدارگر، یالوم مفهوم لحظههای تکاندهندهای را شرح میدهد که فرد را از حالت روزمره به وضعیت هستیشناختی میبرند؛ لحظههایی که در آنها بودن و چگونگی بودن از هم جدا میشوند. او با مثالهایی از ادبیات، مانند اسکروج در سرود کریسمس و ایوان ایلیچِ تولستوی، و نیز با روایت بیماران مبتلا به سرطان، نشان میدهد مواجههی جدی با مرگ میتواند اولویتها را جابهجا کند، ترس از قضاوت دیگران را کاهش دهد و توجه را به روابط، معنا و اکنون زندگی معطوف کند. در ادامهی کتاب خیره به خورشید نگریستن، این ایده پرورانده میشود که هر چه زندگی نزیستهی فرد بیشتر باشد، ترسش از مرگ شدیدتر است؛ بنابراین کار اصلی نه حذف هراس، بلکه تبدیل آن به نیرویی برای زیستن آگاهانهتر است.
چرا باید کتاب خیره به خورشید نگریستن را بخوانیم؟
این کتاب نشان میدهد هراس از مرگ میتواند پشت احساس پوچی، شتاب بیوقفه برای موفقیت، یا ناتوانی در لذت بردن از اکنون هم پنهان باشد. ویژگی مهم این اثر ترکیب سه سطح است: روایت صریح تجربهی شخصی نویسنده از ترس و سالخوردگی، نمونههای بالینی متنوع از بیماران، و کمک گرفتن از سنتهای فلسفی و آثار ادبی. این کتاب میتواند ابزاری برای فهم آنچه در عمق روانمان میگذرد باشد و راهی برای پیوند دوباره با اکنون و با دیگران پیش پایمان بگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن خیره به خورشید نگریستن را به کسانی پیشنهاد میکنیم که با اضطراب مرگ، بیماریهراسی، یا احساس پوچی و بیمعنایی درگیرند و میخواهند ریشهی عمیقتری برای این تجربهها پیدا کنند. همینطور مطالعهی آن را به درمانگران، مشاوران و دانشجویان رشتههای روانشناسی و مشاوره توصیه میکنیم.
درباره اروین یالوم
اروین دیوید یالوم (Irvin D. Yalom) (متولد ۱۹۳۱)، روانپزشک برجستهی اگزیستانسیالیت و نویسندهی نامدار آمریکایی، از پیشگامان پیوند میان فلسفه و روانکاوی است که با تأکید بر دغدغههای بنیادین بشر همچون مرگ، آزادی و تنهایی، مسیر نوینی در درمان گشوده است. او که استاد بازنشستهی دانشگاه استنفورد است، با نگارش رمانهایی روانشناختی نظیر «وقتی نیچه گریست»، «درمان شوپنهاور» و «مسئلهی اسپینوزا»، موفق شده مفاهیم عمیق فلسفی را به میان عموم مردم بیاورد. یالوم علاوه بر آثار داستانی، با تدوین کتابهای مرجع علمی همچون «رواندرمانی اگزیستانسیال» و «هنر درمان»، جایگاهی مهم در محافل آکادمیک پیدا کرده و موفق به دریافت جایزهی انجمن روانپزشکی آمریکا شده است. نگاه انسانی او به رابطهی میان درمانگر و مراجع، وی را به یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین متفکران حوزهی سلامت روان تبدیل کرده است.
بخشی از کتاب خیره به خورشید نگریستن
«خودآگاهی موهبتی بزرگ است؛ گنجینهای که بهاندازهٔ خودِ زندگی ارزش و اهمیت دارد. خودآگاهی ویژگی منحصربهفرد ما انسانهاست، اما بهای گرانی دارد که چیزی نیست جز زخم کُشندهٔ فناپذیری. علم به این موضوع که ما رشد میکنیم، به شکوفایی میرسیم و ناگزیر از بین میرویم، همواره بر هستی ما انسانها سایه افکنده.
مرگ چیزی است که از ابتدای تاریخ بشر از آن هراس داشتهایم. چهار هزار سال پیش، گیلگمش قهرمان بابِلی هنگام مرگ دوستش انکیدو چنین گفت: «تاریکدل گشتهای و دیگر صدایم را نشنوی. آیا جز این است که من نیز بههنگام مرگ، همچون انکیدو خواهم شد؟ آکنده از اندوهم. از مرگ هراسان.»
گیلگمش از زبان همهٔ ما سخن میگوید. همهٔ ما، تکتک مردان و زنان و کودکان، مانند گیلگمش از مرگ میهراسیم. برای بعضی از ما، ترس از مرگ صرفاً بهصورتی غیرمستقیم نمایان میشود؛ یعنی بهشکل اضطرابی کلی یا چیزی که زیر نقاب علائم روانی دیگری پنهان میشود. بعضیها اضطرابی آگاهانه و آشکار از مرگ دارند. در بعضیهایمان هم ترس از مرگ به چنان وحشتی تبدیل میشود که نمیگذارد از هیچ شادی و موفقیتی لذت ببریم.
فیلسوفان فرزانه سالیان سال تلاش کردهاند زخم میراییِ بشر را پوشیده نگه دارند و به ما کمک کنند تا با صلح و سازگاری زندگی کنیم. در مقام روانکاوی که عهدهدار درمان بیماران زیادی بودهام که با اضطراب مرگ دستوپنجه نرم میکردند، دریافتم که آموزههای کهنمخصوصاً آموزههای فیلسوفان یونان باستاندر دنیای امروز هم کاملاً کاربرد دارند.»
حجم
۲۴۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۲۴۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه