
کتاب درآبادی
معرفی کتاب درآبادی
کتاب درآبادی (A Provincial Tale) نوشته یوگنی زامیاتین، روایتگر زندگی و سرگذشت نوجوانی روستایی در روسیهی پیش از انقلاب اکتبر است و با نگاهی واقعگرایانه، به لایههای مختلف جامعه و روابط انسانی میپردازد. داستان حول محور آنفیم باریبا، پسربچهای از طبقهی پایین جامعه، شکل میگیرد که به خاطر سرکشی از خانه رانده میشود و در روستا میان مدرسه و خانهی ارباب و آدمهای گوناگون سرگردان است. بابک شهاب این داستان را برای نشر خوب ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب درآبادی
کتاب درآبادی اثر یِوگنی زامیاتین، داستانی است که در بستر روستایی روسیهی پیش از انقلاب روایت میشود. زامیاتین با نگاهی موشکافانه و بیپرده، زندگی مردم عادی، روابط ارباب و رعیت، فقر، آرزوها و ناکامیهای شخصیتها را به تصویر کشیده است. این کتاب با محوریت شخصیت باریبا، نوجوانی با گذشتهای پر از محرومیت و سرکشی، به روایت فرازونشیبهای زندگی او در روستا و سپس در خانهی ارباب میپردازد. کتاب روایتی پیوسته و اپیزودیک دارد؛ هر فصل به بخشی از زندگی باریبا یا شخصیتهای اطراف او اختصاص دارد و از خلال این روایتها، تصویری چندوجهی از جامعهی روستایی و مناسبات انسانی آن دوران ارائه میشود. زامیاتین در این اثر، با بهرهگیری از طنز تلخ و نگاهی انتقادی، به نقد سنتها، باورهای مذهبی، روابط قدرت و بیعدالتیهای اجتماعی پرداخته است. شخصیتها هر کدام با ویژگیهای خاص خود، نمایندهی طبقات و نگرشهای مختلف جامعه هستند و روایت کتاب، همزمان که داستانی فردی را دنبال میکند، تصویری کلی از جامعهی روسیهی آن زمان ارائه میدهد.
خلاصه داستان درآبادی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان درآبادی با آنفیم باریبا، نوجوانی از خانوادهای فقیر آغاز میشود که به دلیل مشکلات تحصیلی و فشارهای پدرش، از خانه رانده میشود. باریبا پس از ترک خانه، مدتی را در خرابهای متروک با سگها میگذراند و برای زندهماندن به دزدی و پرسهزنی در روستاها روی میآورد. او سرانجام به خاطر دزدیدن جوجههای خانهی ارباب، توسط اوروانکا، گاریچی خشن، دستگیر و نزد خانم چباتاریخا برده میشود. برخلاف انتظار، خانم به او رحم میکند و باریبا را به خانهاش میبرد و سرپرستیاش را میپذیرد. زندگی جدید باریبا در خانهی ارباب با رفاه و آسایش همراه است، اما بهتدریج روابط پیچیده و گاه آزاردهندهای میان او و خانم شکل میگیرد. باریبا که از این وضعیت خسته شده، درگیر ماجراهایی با خدمتکار خانه، پلکا، و دیگر اهالی روستا میشود. او پس از مدتی به دلیل اختلافات و رسوایی، از خانهی خانم رانده میشود و دوباره به سرگردانی و بیخانمانی بازمیگردد. در ادامه، باریبا با شخصیتهایی چون تیموشا، یفسی و راهب پیر آشنا میشود و هر کدام از این دیدارها، بخشی از واقعیتهای تلخ و طنزآمیز زندگی روستایی و انسانی را برایش آشکار میکند. داستان با جابهجاییهای باریبا میان خانهها، تلاش برای یافتن جایگاه و هویت، و مواجهه با بیعدالتی و بیپناهی ادامه مییابد و از زندگی پررنج و پرکشمکش طبقات پایین جامعهی روسیه میگوید.
چرا باید کتاب درآبادی را بخوانیم؟
کتاب با روایت زندگی شخصیتهایی از طبقات پایین جامعه، تصویری زنده و ملموس از روستا و مناسبات انسانی در روسیهی اوایل قرن بیستم ارائه میدهد. ویژگی دیگر اثر، نگاه بیپرده و گاه طنزآمیز نویسنده به واقعیتهای تلخ زندگی، روابط قدرت، فقر و آرزوهای سرکوبشده است. همچنین، پرداختن به موضوعاتی چون بیعدالتی، جستوجوی هویت و سرنوشت انسانهای فرودست، درآبادی را به اثری تأملبرانگیز بدل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن درآبادی را به علاقهمندان به ادبیات روسیه، دوستداران داستانهای اجتماعی و کسانی که دغدغهی شناخت زندگی طبقات پایین جامعه و مناسبات انسانی را دارند، پیشنهاد میشود.
درباره یوگنی زامیاتین
یوگنی زامیاتین (Yevgeny Zamyatin) (۱۸۸۴-۱۹۳۷) طنزپرداز، منتقد ادبی، فیلسوف و داستاننویس برجستهی روس است که به عنوان یکی از پیشگامان ژانر دیستوپیا در ادبیات جهان شناخته میشود. او که ابتدا مهندس کشتیساز و از حامیان بلشویکها بود، پس از انقلاب روسیه به منتقد سرسخت جزماندیشی و سرکوب آزادیهای فردی تبدیل شد. شاهکار او، رمان «ما»، که در سال ۱۹۲۰ نوشته شد، نخستین اثر بزرگ در ژانر پادآرمانشهری مدرن محسوب میشود و الهامبخش مستقیم نویسندگان بزرگی همچون جورج اورول در خلق «۱۹۸۴» و آلدوس هاکسلی در «دنیای قشنگ نو» بوده است. زامیاتین در آثارش با استفاده از زبانی نمادین و تکنیکهای اکسپرسیونیستی، دنیایی را ترسیم میکند که در آن منطق ریاضی و نظم آهنین جایگزین احساسات و ارادهی انسانی شده است. به دلیل دیدگاههای انتقادی و روحیهی عصیانگرش، آثار او در اتحاد جماهیر شوروی ممنوع شد و سرانجام با وساطت ماکسیم گورکی و اجازهی شخص استالین، به فرانسه مهاجرت کرد. زامیاتین که مدافع سرسخت بدعتگذاری در هنر و اندیشه بود، همیشه اعتقاد داشت بدون انقلابهای فکری مستمر، جوامع به رکود و انحطاط دچار خواهند شد.
بخشی از کتاب درآبادی
«پدرش مدام بند میکرد که: "درس بخوان بچه، درس بخوان! وگرنه مجبور میشوی مثل من کفش مردم را بدوزی!"
اما مگر میشود درس خواند وقتی فامیلیات اولین اسم دفتر کلاسی است و تا درس شروع میشود، صدایت میزنند: "آنفیم باریبا! بیا پای تخته!"
آنفیم هم با سرورویی عرقکرده کنار تختهسیاه میایستاد و صورتش را طوری در هم میکشید که پیشانی کوتاهش بهکل ناپدید میشد.
"باز هم که با سواد نمکشیده آمدهای سر کلاس! ایوای! دیگر داری میترشی، وقتش است آستین بالا بزنیم و بفرستیمت خانهٔ بخت! برو بنشین سر جایت!"
باریبا هم مینشست، آنهم چنان سفتوسخت که در هر کلاس دو سال لنگر میانداخت. باریبا به همین ترتیب، سر صبر و بیعجله، به آخرین سال تحصیلش رسید.
در آن زمان پانزده سال یا کمی بیشتر داشت. با سبیلهایی که مانند جوانههای شادابِ کشت زمستانی بیرون زده بودند، با دیگر پسرها تندوتیز به برکهٔ روستای استرِلتسی میرفت و تا میتوانست چشمچرانی میکرد. در شبهای آنچنانی رؤیاهایی پرالتهاب و تبناک به سراغش میآمدند و چنان معرکهای به پا میکردند که دیگر اثری از خواب در چشمهایش نمیماند…»
حجم
۹۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
حجم
۹۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه