
کتاب پنج داستان
معرفی کتاب پنج داستان
کتاب پنج داستان نوشته جلال آل احمد، دارای مقدمهای به قلم سیدعلی شاهری و مجموعهای از پنج داستان کوتاه و ایرانی است که زندگی، دغدغهها و تحولات اجتماعی ایران در دورهای خاص را به تصویر میکشد. این کتاب که در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده، با نگاهی موشکافانه به روایت زندگی شخصیتهایی پرداخته که در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی قرار گرفتهاند. داستانهای این کتاب، از تجربههای کودکی و نوجوانی تا نقدهای اجتماعی و فرهنگی را در بر میگیرد و بخشی از واقعیتهای جامعهی ایران را بازتاب میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پنج داستان اثر جلال آل احمد
کتاب پنج داستان به قلم جلال آل احمد، مجموعهای از داستانهای کوتاه فارسی است که به مسائل اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی در جامعهی ایران پرداختهاند. سه داستان اولِ این مجموعه در باب زندگی پسربچهای به نام عباس است. او فرزند یک روحانی است. عباس با نگاه کودکانه و کنجکاوانهاش به دنیای اطراف خود واکنش نشان میدهد. این داستانها علاوهبر نمایش شیطنتها و دغدغههای کودکی، بهتدریج خانواده و محیط پیرامون عباس را معرفی میکنند و زمینهای برای ورود به مسائل عمیقتر اجتماعی فراهم میسازند. دو داستان دیگر رویکردی انتقادیتر دارند و به موضوعاتی چون غربزدگی، هجوم فرهنگی و سنتهای اجتماعی میپردازند.
جلال آل احمد در این کتاب با بهرهگیری از زبان و روایتگری بهسبک خودش تضادها و چالشهای جامعهی ایرانی را به تصویر کشیده است. هر پنج داستان فضایی مشترک دارند، نقد میکنند و موجب تأملات اجتماعی میشوند. عنوان این پنج داستان عبارت است از «گلدستهها و فلک»، «جشن فرخنده»، «خواهرم و عنکبوت»، «شوهر آمریکایی» و «خونابهی انار». کتاب حاضر نخستینبار در سال ۱۳۴۵ منتشر شده است. این اثر را دقیقترین برگردان تاریخی از عصر رضاشاه پهلوی دانستهاند.
خلاصه کتاب پنج داستان
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستانها را فاش میکند!
داستان اول، گلدستهها و فلک، ماجرای پسربچهای به نام عباس است که با شیطنت و کنجکاوی کودکانهاش میکوشد از گلدستهی مسجد مدرسه بالا برود. این داستان علاوهبر نمایش دنیای کودکانه، زمینهای برای شناخت خانواده و محیط زندگی عباس فراهم میکند. داستان دوم، جشن فرخنده، به موضوع کشف حجاب و آزادی زنان میپردازد و با نگاه انتقادیْ پیامدهای این سیاست را بر زندگی زنان مذهبی و غیرمذهبی بررسی میکند. نویسنده نشان داده است که آزادی تحمیلی نهتنها رهایی نمیآورد، بلکه محدودیتهای تازهای ایجاد میکند. در داستان سوم، خواهرم و عنکبوت، بیماری خواهر عباس و حضور عنکبوتی در اتاق او، نمادی از مرگ و انتظار را به تصویر میکشد. عباس با احساسات متناقض نسبت به عنکبوت و خواهرش، درگیر مفاهیمی چون دلسوزی، ترس و ناتوانی میشود. داستان چهارم، شوهر آمریکایی، نقدی بر غربزدگی و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه است. در این داستان، ازدواج دختری ایرانی با مردی آمریکایی و پیامدهای آن، بهانهای برای بررسی ارزشهای فرهنگی و هویت ملی است. داستان پنجم، خونابهی انار، با روایت دو لاشخور به مفاهیمی چون مرگ، تجربه و قناعت میپردازد. در این داستان، تقابل نسلها و باورهای سنتی با تمایلات نوگرایانه در قالبی نمادین به تصویر کشیده شده است.
چرا باید کتاب پنج داستان را بخوانیم؟
مجموعه داستان کوتاهِ پنج داستان تصویری زنده از زندگی، دغدغهها و تحولات اجتماعی ایران ارائه داده است. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون کودکی، خانواده، سنت، مدرنیته و هویت، فرصتی برای تأمل دربارهی مسائل بنیادین جامعه فراهم میکند. زبان و سبک روایتگری جلال آل احمد، امکان همذاتپنداری با شخصیتها و موقعیتها را ایجاد کرده و هر داستان، زاویهای تازه برای نگاه به واقعیتهای اجتماعی و فردی پیش روی مخاطب گذاشته است. خواندن این کتاب نهتنها تجربهای ادبی، بلکه فرصتی برای بازاندیشی در ارزشها و باورهای شخصی و اجتماعی در ایران است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب حاضر به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان کوتاه و نیز به کسانی پیشنهاد میشود که به مسائل اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی علاقهمند هستند یا دغدغهی شناخت تحولات جامعهی ایران را دارند. همچنین این مجموعه داستان کوتاه به دانشجویان و افرادی که بهدنبال داستانهایی با لایههای انتقادی و تأملبرانگیز هستند، توصیه شده است.
درباره جلال آل احمد
سید جلالالدین سادات آلاحمد در ۱۱ آذر ۱۳۰۲ در محلهی سید نصرالدینِ تهران و در خانوادهای روحانی و مذهبی چشم به جهان گشود. این نویسنده، مترجم، منتقد ادبی و روشنفکر با گرایشهای سوسیالیستی در دههی ۱۳۴۰ به شهرت رسید و نقشی اثرگذار در جریان روشنفکری ایران ایفا کرد. او دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دانشسرای عالی تهران بود و تحصیلات خود را تا مقطع دکتری ادامه داد، اما آن را ناتمام گذاشت. جلال آل احمد که همسر سیمین دانشور بود، در جوانی با وجود حفظ باورهای مذهبی از روحانیت فاصله گرفت و مدتی به حزب توده پیوست؛ تجربهای که بعدها در آثارش بازتاب یافت. او علاوهبر داستاننویسی در حوزههایی چون مقالهنویسی اجتماعی، مردمشناسی، سفرنامهنویسی و ترجمه فعالیت گسترده داشت و مهمترین شاخصهی ادبی آثارش، نثری فشرده، تند و موجز بود که در آثاری چون «خسی در میقات» و «سنگی بر گوری» بهخوبی نمایان است. نخستین مجموعهداستان این نویسندهی نامدار ایرانی «دید و بازدید» بود. پس از آن آثاری مانند «از رنجی که میبریم»، «مدیر مدرسه»، «نون والقلم»، «نفرین زمین» و «سرگذشت کندوها» جایگاه او را در ادبیات ایران تثبیت کرد. مقالههای مهمی چون «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» و سفرنامههایی مانند «اورازان» و «خسی در میقات» نیز از او به جا مانده است. جلال آل احمد در ترجمه نیز حضوری پررنگ داشت و با برگردان آثاری از نویسندگانی چون کامو، سارتر، ژید، داستایوفسکی و یونسکو تأثیری ماندگار گذاشت. او ادامهدهندهی مسیر سادهنویسی و استفاده از زبان مردم بود که پیشتر محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت آغاز کرده بودند. او این شیوه را به اوج رساند؛ همچنین در معرفی آلبر کامو، گسترش شعر نو نیمایی، حمایت از شاعران معاصر و شکلگیری تشکلهایی چون کانون نویسندگان ایران سهمی جدی داشت. جلال آل احمد سرانجام در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ چشم از جهان فروبست.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
این کتاب با عنوان پنج داستان بهوسیلهی نشرهای گوناگون و در سالهای مختلفی منتشر شده است؛ برای نمونه میتوان به فهرست زیر اشاره کرد:
- نشر رواق، ۱۳۶۰ و ۱۳۶۳.
- نشر فردوس، ۱۳۷۱ و ۱۳۷۸.
- نشر معین، ۱۳۸۴.
- نشر جامهدران، ۱۳۸۴.
- نشر هنر پارینه، ۱۳۸۵.
بخشی از کتاب پنج داستان
««... ودکا؟» نه. متشکرم. تحمل ودکا را ندارم. اگر ویسکی باشد، حرفی. فقط یک ته گیلاس. قربان دستتان. نه. تحمل آب را هم ندارم. سودا دارید؟ حیف. آخر اخلاق سگ آن کثافت به من هم اثر کرده. اگر بدانید چه ویسکی سودایی میخورد! من تا خانهٔ پاپام بودم، اصلاً لب نزده بودم. خود پاپام هنوز هم لب نمیزند. به هیچ مشروبی. نه. مؤمن و مقدس نیست؛ اول چیزی که یادم داد، ویسکی سودا درست کردن بود. از کار که برمیگشت باید ویسکیسوداش توی راهرو دستش باشد. قبل از اینکه دستهایش را بشوید و اگر من میدانستم با آن دستها چه کار میکند؟!... خانه که نبود، گاهی هوس میکردم لبی به ویسکیش بزنم. البته آنوقتها که هنوز دخترم نیامده بود و از تنهایی حوصلهام سر میرفت؛ اما خوشم نمیآمد. بدجوری گلویم را میسوزاند. هرچه هم خودش اصرار میکرد که باهاش همپیاله بشوم فایده نداشت؛ اما آبستن که شدم، به اصرار آبجو به خوردم میداد که برای شیرت خوب است؛ اما ویسکی هیچوقت. تا آخرش هم عادت نکردم؛ اما آن روزی که از شغلش خبردار شدم، بیاختیار ویسکی را خشک سرکشیدم. بعد هم یکی برای خودم ریختم، یکی برای آن دخترهٔ «گرلفرند» ش، یعنی مثلاً نامزد سابقش. آخر همان او بود که آمد خبردارم کرد و دو تایی نشستیم به ویسکی خوردن و درددل و حالا گریه نکن، کی بکن. آخر فکرش را بکنید.»
حجم
۶۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه
حجم
۶۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه