
کتاب جزیره کاریبو
معرفی کتاب جزیره کاریبو
کتاب جزیره کاریبو نوشتهی دیوید ون با ترجمهی معصومه عسکری، اثری است که نشر نگاه آن را منتشر کرده است. این رمان در فضای سرد و خشن آلاسکا روایت میشود و داستان خانوادهای را دنبال میکند که درگیر بحرانهای عمیق عاطفی و روانی هستند. محوریت داستان بر زندگی آیرین و گری، زن و شوهری میانسال، و فرزندانشان است که با تصمیم به ساختن کلبهای در جزیرهای دورافتاده، تلاش میکنند زندگی خود را از نو بسازند. اما این تصمیم، بهجای ترمیم زخمها، آنها را با لایههای پنهان تنهایی، پشیمانی و فروپاشی مواجه میکند. جزیره کاریبو با نثری موجز و توصیفاتی دقیق، تصویری از جدال انسان با طبیعت و خودش را به نمایش میگذارد و در عین حال، روابط خانوادگی و شکنندگی امید را به چالش میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جزیره کاریبو
کتاب جزیره کاریبو اثر دیوید ون، داستانی است که در بستر طبیعت وحشی و بیرحم آلاسکا شکل میگیرد. این رمان با تمرکز بر خانوادهای آمریکایی، بهویژه آیرین و گری، به بررسی بحرانهای زناشویی، انزوا و تلاش برای بازسازی زندگی میپردازد. روایت کتاب از همان ابتدا با فضایی تراژیک آغاز میشود و بهتدریج لایههای عمیقتری از روابط شخصیتها و گذشتهی آنها را آشکار میکند. ون در این اثر، با بهرهگیری از تجربههای شخصی خود از زندگی در آلاسکا، محیطی ملموس و زنده خلق کرده است که نهتنها پسزمینهی داستان، بلکه خود بهنوعی شخصیت اصلی بهشمار میآید. ساختار کتاب بهگونهای است که روایتهای موازی اعضای خانواده و اطرافیانشان را در کنار هم قرار میدهد و با جزئیات دقیق، کشمکشهای درونی و بیرونی آنها را به تصویر میکشد. جزیره کاریبو با فضاسازی سرد و تاریک، بهویژه از طریق توصیف طبیعت و آبوهوا، استعارهای از فروپاشی و سردی روابط انسانی ارائه میدهد و خواننده را با سؤالاتی درباره انتخاب، پشیمانی و معنای بقا روبهرو میکند.
خلاصه داستان جزیره کاریبو
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان جزیره کاریبو با تصمیم گری و آیرین برای ساختن کلبهای در جزیرهای دورافتاده آغاز میشود؛ تصمیمی که قرار است نقطهی عطفی در زندگی مشترک آنها باشد. اما از همان ابتدا، نشانههای بحران و فروپاشی در روابطشان آشکار است. آیرین با سردردهای شدید و بیدلیل دستوپنجه نرم میکند و گری درگیر پشیمانیها و نارضایتیهای عمیق است. فرزندانشان، رودا و مارک، هرکدام با دغدغهها و روابط شخصی خود، در حاشیهی این بحران خانوادگی قرار دارند. روایت کتاب میان شخصیتها جابهجا میشود و هرکدام از زاویهی دید خود، با طبیعت خشن آلاسکا و مشکلات درونیشان روبهرو میشوند. تلاش برای ساخت کلبه، نمادی از امید به بازسازی و شروع دوباره است، اما طبیعت بیرحم و اختلافات حلنشده، این امید را به چالش میکشد. در طول داستان، گذشتهی شخصیتها، حسرتها و انتخابهای اشتباهشان بهتدریج آشکار میشود و فضای سرد و تاریک جزیره، استعارهای از وضعیت روحی آنهاست. جزیره کاریبو تصویری از جدال انسان با خود، خانواده و طبیعت را ارائه میدهد و نشان میدهد که گاهی بازگشت به نقطهی شروع، سادهتر از ادامه دادن است.
چرا باید کتاب جزیره کاریبو را بخوانیم؟
جزیره کاریبو با فضاسازی منحصربهفرد و روایت چندلایه، تجربهای متفاوت از خواندن یک رمان خانوادگی را رقم میزند. این کتاب با پرداختن به بحرانهای عاطفی، پشیمانی و تلاش برای بازسازی زندگی، تصویری واقعی و بیپرده از روابط انسانی ارائه میدهد. توصیفهای دقیق از طبیعت آلاسکا و استفاده از عناصر محیطی بهعنوان استعارههایی برای وضعیت روانی شخصیتها، به اثر عمق و جذابیت ویژهای بخشیده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای مواجهه با سؤالات بنیادین درباره انتخاب، بقا و معنای خانواده، بدون آنکه پاسخهای ساده یا قطعی ارائه دهد. جزیره کاریبو برای کسانی که به داستانهای واقعگرایانه و شخصیتمحور علاقه دارند، تجربهای تأملبرانگیز خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی روابط خانوادگی، بحرانهای زناشویی، تنهایی و بازسازی زندگی را دارند. همچنین برای علاقهمندان به رمانهایی با فضاسازی قوی و روایتهای چندصدایی مناسب است. کسانی که به داستانهایی درباره جدال انسان با طبیعت و خود علاقهمندند، از این کتاب لذت خواهند برد.
بخشی از کتاب جزیره کاریبو
«آیرین ته کندۀ دیگری را بلند کرد، صورتش را پشت به باد گرفت و رفت سمت قایق. حالا باران یکوری شده، به شدت میبارید. آیرین هیچ کلاه و دستکشی نداشت. موهایش به هم گوریده، آب بینیاش راه افتاده بود. وقتی باران از پیراهنش رد شد و بازوها، یک شانه، بالای گُرده و گردنش را خیس کرد، به خود لرزید. دولادولا آن مسیر را رفت و کُندهاش را جا داد و باز دولادولا برگشت و حالا آن طرف دیگرش هم خیس خیس شد و به خودش لرزید. گری هم دولادولا جلوتر از او بود و بالاتنهاش را پشت به باران گرفته بود، گویی بالاتنهاش میخواست از پاهایش نافرمانی کند و در جهت خودش پیش برود. او ته کُندهای دیگر را گرفت و آن را بیرون کشید و قدمی به عقب گذاشت و بعد باران تندتر شد. باد غوغایی کرد و هوا پر از آب و سفید سفید شد، حتی در نزدیکی. دیگر دریاچه ناپدید و امواج ناپیدا و رفتن به ساحل سخت شد. آیرین کنده را گرفت و مثل گری بگومگویشان را از یاد برد. باد و باران چنان غوغایی به پا کرده بود که آیرین نمیتوانست هیچ صدای دیگری بشنود. بیصدا راه افتاد، قسمت جلوی قایق را پیدا کرد و کُندهاش را در آن گذاشت و برگشت عقب و دیگر هم خودش را دولا نکرد، چون جایی از او خشک نمانده بود که مراقب باشد خیس نشود.»
حجم
۲۶۳٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۹۱ صفحه
حجم
۲۶۳٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۹۱ صفحه