
کتاب کریسمس در خانه خواهم بود
معرفی کتاب کریسمس در خانه خواهم بود
کتاب کریسمس در خانه خواهم بود (Deck the Halls) نوشته مری هیگینز کلارک، تریلری پرهیجان با محوریت خانوادهی ریلی است که در آن حادثهای ساده ناگهان به یک پروندهی گروگانگیری پیچیده و پرتنش تبدیل میشود. این داستان در نیویورک و حوالی تعطیلات کریسمس میگذرد و دختر خانواده که برای مهمانی کریسمس به خانه برگشته بود مجبور میشود برای نجات پدر ربودهشدهاش دست به هر کاری بزند. انتشارات لیوسا این اثر را با ترجمه مهین قهرمان منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کریسمس در خانه خواهم بود
رمان کریسمس در خانه خواهم بود اثر مری هیگینز کلارک، داستانی معمایی و خانوادگی را در بستر روزهای منتهی به کریسمس روایت میکند. داستان بر خانوادهی ریلی متمرکز است؛ نورا، مادر خانواده، که به خاطر شکستگی پا بستری است، لوک، همسر نورا که درگیر مراسم تدفین یکی از مشتریان خاص خود است، و ریگان، دختر خانواده و کارآگاه خصوصی که از لسآنجلس به نیویورک بازمیگردد تا کنار خانواده باشد. گرچه همه انتظار دارند مهمانی سال نو شاد و آرام باشد ولی بر خلاف انتظارشان فاجعهای اتفاق میافتد. در کنار این خط اصلی، داستانهایی فرعی از زندگی شخصیتهایی مانند الویرا و ویلی (برندگان لاتاری) نیز روایت میشود. فضای داستان با حالوهوای کریسمس، تزیین خانهها، دغدغههای خانوادگی و اضطراب ناشی از آدمربایی آمیخته شده است. ساختار کتاب بهصورت روایتهای موازی و زاویهی دیدهای مختلف پیش میرود و با ورود پلیس و کارآگاهان، روند حل معما شکل میگیرد.
خلاصه داستان کریسمس در خانه خواهم بود
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان با بستریشدن نورا ریلی در بیمارستان بهدلیل شکستگی پا آغاز میشود. لوک ریلی، همسر او، بهدنبال انجام مراسم تدفین یکی از مشتریانش است و قرار است بعد از اتمام کار به خانواده بپیوندد. اما در مسیر، لوک و رزیتا (رانندهی مؤسسه) توسط دو مرد به نامهای سیبی و پیتی ربوده میشوند. سیبی که از ارث محروم شده و نسبت به عموی مرحومش کینه دارد، نقشهای برای اخاذی یک میلیون دلار از خانوادهی ریلی میکشد. گروگانها به یک قایق متروکه در کنار رودخانه منتقل میشوند و تهدید میشوند که اگر خانوادهشان پول را تهیه نکند، جانشان به خطر میافتد. در همین زمان، ریگان ریلی که کارآگاه خصوصی است، متوجه غیبت پدرش میشود و با همکاری مادرش نورا و دوست خانواده، الویرا، تلاش برای یافتن سرنخها را آغاز میکند. پلیس نیز وارد ماجرا میشود و با استفاده از فناوریهای ردیابی و ضبط مکالمات، سعی در شناسایی محل گروگانها دارد. در کنار این خط اصلی، دغدغههای خانوادگی، نگرانیهای رزیتا برای فرزندانش و تلاش شخصیتها برای حفظ آرامش در آستانهی کریسمس، فضای داستان را انسانیتر و ملموستر میکند. داستان با تعلیق و کشمکش میان گروگانگیرها و خانوادهی ریلی پیش میرود و امید به نجات، محور اصلی تلاش شخصیتهاست.
چرا باید کتاب کریسمس در خانه خواهم بود را بخوانیم؟
رمان کریسمس در خانه خواهم بود با ترکیب کردن فضای گرم خانوادگی و یک ماجرای گروگانگیری پرتعلیق، تجربهای متفاوت در ژانر داستانهای معمایی به وجود میآورد. روایت چندلایه و شخصیتپردازی متنوع باعث میشود خواننده با دغدغههای مختلف شخصیتها همذاتپنداری کند؛ از نگرانیهای مادرانه تا اضطرابهای مالی و امید به بازگشت آرامش. حضور عناصر طنز در کنار موقعیتهای پرتنش، به داستان رنگ و بویی انسانی و واقعی میبخشد. همچنین، فضای کریسمسی و جزئیات زندگی روزمره، داستان را از یک معمای صرف فراتر میبرد و آن را به روایتی دربارهی پیوندهای خانوادگی و قدرت همبستگی تبدیل میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به طرفداران داستانهای معمایی و جنایی، دوستداران روایتهای خانوادگی با فضای گرم و صمیمی، و کسانی که به دنبال تریلرهایی پرتعلیق و پرکشمکش هستند، پیشنهاد میشود. اگر دغدغهی روابط خانوادگی، امید و همبستگی در شرایط بحرانی دارید، میتوانید این کتاب را مطالعه کنید.
بخشی از کتاب کریسمس در خانه خواهم بود
«رزیتا به دستور سیبی به خیابان نود و ششم پیچید و از آنجا به سمت شمال پیش راند. در حال رانندگی از خود میپرسید: اونا ما رو به کجا میبرن؟ او قبلاً سیبی را وقتی همراه عمویش برای تنظیم برنامهٔ خاکسپاری به مؤسسه آمده بود، دیده بود. رزیتا به خاطر آورد که ماه پیش مرحوم گودلو به دیدن آقای ریلی آمد تا خبر دهد رستورانی که برای این منظور انتخاب کرده، از طرف سازمان بهداشت بسته شده است! او آنان را برای بازدید از جایی که آقای ریلی پیشنهاد کرده بود، برده بود. بعد ریلی به او گفته بود که گودلو با وسواسی عجیب و غریب صورت غذاها را بررسی کرده و گرانترین آنها را برای مهمانان خود انتخاب کرده بود! آن روز هم مثل همیشه، سیبی به دنبال عموجان موسموس میکرد! از تمام آن زحمات و کوششها چیزی نصیب او نشده بود. رزیتا از این فکر خود به خنده افتاد. روز گذشته سالن از اعضای انجمن گل و گیاه سبز که حیرتزده و در عین حال بسیار شاکر بودند، پر شده بود. ظاهراً عموجان هنگام ترک این دنیا میخواست به برادرزادهاش سفارش کند برو برای خودت کاری پیدا کن! آیا سیبی دیوانه شده بود؟ آیا خطرناک بود؟ از جان او و آقای ریلی چه میخواست؟ احساس میکرد انگشتهایش در دستکش یخ کردهاند.»
حجم
۱۲۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۱۲۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
نظرات کاربران
داستان بدون هیجان و تعلیق و پراز باگ انگار اولین کتاب یک نویسنده معمولی باشه، ترجمه بد بدون فاصله گذاری و باعث سر در گم شدن خواننده میشه