
کتاب گرگ و میش
معرفی کتاب گرگ و میش
کتاب گرگ و میش با عنوان اصلی The Blue Hour نوشتهٔ «پائولا هاوکینز» و ترجمهٔ «سامره عباسی»، توسط نشر مون در سال ۱۴۰۳ منتشر شده است. این اثر از انگلستان که در دستهٔ رمانهای معمایی و روانشناختی قرار گرفته، داستانی چندلایه را روایت میکند که در آن رازها، روابط پیچیده و گذشتههای پنهان شخصیتها بهتدریج آشکار میشود. «گرگومیش» با تمرکز بر دنیای هنر، زندگی هنرمندان و مناسبات خانوادگی، فضایی رازآلود و پرتنش را خلق میکند. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گرگ و میش اثر پایولا هاوکینز
کتاب «گرگومیش» رمانی است که در بستر دنیای هنر معاصر و روابط انسانی شکل گرفته است. این کتاب با ساختاری چندصدایی و روایتهایی از زاویهدید شخصیتهای مختلف، داستانی معمایی را پیش میبرد که در آن گذشته و حال به هم گره خوردهاند. روایت میان خاطرات، نامهها، یادداشتهای روزانه و گفتوگوهای شخصیتها در رفتوآمد است و بهتدریج لایههای پنهان زندگی هنرمندی به نام «ونسا چپمن» و اطرافیان او را آشکار میکند. فضای داستان در جزیرهای دورافتاده و محیطهای هنری و خانوادگی میگذرد و با پرداختن به موضوعاتی همچون فقدان، سوگواری، مالکیت آثار هنری و رازهای خانوادگی، مخاطب را با پرسشهایی دربارهٔ حقیقت، اخلاق و هویت روبهرو میکند. «پائولا هاوکینز» نویسندهٔ این رمان انگلیسی است.
خلاصه داستان گرگ و میش
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با مرگ هنرمندی به نام «ونسا چپمن» آغاز میشود و میراث هنری و رازهای زندگی او محور روایت قرار میگیرد. بنیاد «فربرن» پس از مرگ ونسا بهعنوان وارث آثار هنری او معرفی میشود و اختلافات بر سر مالکیت، اصالت و انتقال آثار بالا میگیرد. «جیمز بکر»، متصدی بنیاد مأمور میشود تا دربارهٔ یکی از مجسمههای ونسا که شایعه شده در ساخت آن از استخوان انسان استفاده شده، تحقیق کند. این مجسمه با نام «گسیختگی ۲» بهانهای میشود تا جیمز بکر به جزیرهٔ «اریس»، محل زندگی ونسا و دوست نزدیک او، «گریس هاسول» سفر کند. در این مسیر، روایتهایی از گذشتهٔ ونسا، روابطش با همسر ناپدیدشدهاش (جولیان چپمن)، دوستیها و دشمنیهای او با افراد دنیای هنر و زندگی انزواطلبانهاش در جزیره بازگو میشود. یادداشتهای روزانهٔ ونسا، نامهها و خاطرات گریس و گفتوگوهای جیمز بکر با دیگر شخصیتها، بهتدریج پرده از رازهای پنهان برمیدارد؛ ازجمله راز ناپدیدشدن جولیان، تنشهای عاطفی و خیانتها و کشمکشهای حقوقی بر سر آثار هنری. فضای داستان با جزرومدهای جزیره، خاطرات تلخ و شیرین و تردیدهای اخلاقی شخصیتها آمیخته است. در طول داستان، مرز میان حقیقت و شایعه، هنر و زندگی و عشق و نفرت بارها به چالش کشیده میشود و خواننده را با پرسشهایی دربارهٔ هویت، مالکیت و معنای هنر روبهرو میکند.
چرا باید کتاب گرگ و میش را بخوانیم؟
این کتاب با فضاسازی منحصربهفرد و روایت چندلایه، مخاطب را به دنیای رازآلود هنر و روابط انسانی میبرد. «گرگومیش» نهتنها معمایی دربارهٔ یک مجسمه و گذشتهٔ هنرمندی منزوی را پیش میکشد، بلکه به موضوعاتی چون سوگواری، وفاداری، حقیقت و قدرت روایت میپردازد. خواندن این رمان فرصتی است برای تجربهٔ تلاقی هنر و زندگی و نیز مواجهه با پرسشهایی دربارهٔ اخلاق، هویت و مرزهای واقعیت و خیال. روایتهای موازی و شخصیتپردازیها، امکان همذاتپنداری و تأمل عمیق را برای مخاطب فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این رمان انگلیسی برای علاقهمندان به داستانهای معمایی، روانشناختی و اجتماعی مناسب است. کسانی که به دنیای هنر، روابط پیچیدهٔ انسانی و رازهای خانوادگی علاقه دارند، ممکن است از خواندن «گرگومیش» لذت ببرند؛ همچنین این رمان به مخاطبانی که به روایتهای چندصدایی و داستانهایی با لایههای پنهان و فضای رازآلود علاقهمند هستند، پیشنهاد میشود.
درباره پایولا هاوکینز
«پائولا هاوکینز» (Paula Hawkins)، این نویسندهٔ بریتانیایی در سال ۱۹۷۲ میلادی در هراره در زامبیا به دنیا آمد. در ۱۷سالگی به لندن رفت. پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه آکسفورد در رشتههای فلسفه و علوم سیاسی، برای سالها به روزنامهنگاری مشغول بود. این سابقه به او نگاهی تیزبین داد که در رمان مشهورش، «دختری در قطار» به خوبی نمایان است. او پیش از این رمان، دو کتاب دیگر به نامهای «الههٔ پول» و «امی سیلور» منتشر کرده بود که موفقیت چشمگیری کسب نکردند. این نویسنده برای نوشتن رمان «دختری در قطار» که شش ماه به طول انجامید، مجبور به دریافت کمک مالی از پدرش شد. این کتاب که به موضوعاتی مانند خشونت خانگی و اعتیاد به الکل میپردازد، بهدلیل نبوغ نویسنده در ترکیب عواطف انسانی با مسائل اجتماعی، به پرفروشترین کتاب سال ۲۰۱۵ میلادی تبدیل شد. رمان «گرگومیش» اثر دیگری از «پائولا هاوکینز» است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
«پائولا هاوکینز» با رمان «دختری در قطار» به موفقیتهای چشمگیری دست یافت. این رمان، پرفروشترین کتاب سال ۲۰۱۵ میلادی شد و در فهرستهای پرفروشترینهای نیویورک تایمز و ساندی تایمز قرار گرفت. این موفقیت باعث شد که در سال ۲۰۱۶ میلادی، فیلمی با همین نام با بازی «امیلی بلانت» و با اقتباس از کتاب یادشده ساخته شود. این فیلم سینمایی در گیشه موفق بود.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- نشریهٔ گاردین (The Guardian) این رمان را «بهترین اثر پائولا هاوکینز تا به امروز» نامید. این روزنامه از این کتاب به عنوان تریلری هوشمندانه و پرکشش یاد کرد که به بررسی هنر، جاهطلبی و قدرت میپردازد.
- روزنامهٔ نیویورک تایمز کتاب «گرگومیش» را «یک شاهکار خیرهکننده» توصیف کرد و از توانایی نویسنده در خلق یک داستان وهمآلود و کاملاً باورپذیر تقدیر کرد.
- مجلهٔ کرکوس ریویوز (Kirkus Reviews) در نقدی، داستان را جذاب و پرکشش و غیرمنتظره و غیرمعمول قلمداد کرد.
- نشریهٔ پابلیشرز ویکلی (Publishers Weekly) این کتاب را «قابل پیشبینی» توصیف کرد و گفت با وجود مهارتهای نویسندگی «پائولا هاوکینز»، داستان فاقد عمق و غافلگیری است.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب حاضر نخستینبار با همین عنوان (گرگومیش) با ترجمهٔ «شقایق خانجانی» و توسط انتشارات کولهپشتی در سال ۱۴۰۳ فیپا دریافت کرد.
بخشی از کتاب گرگ و میش
«سباستین با تمسخر سر تکان داد: «تا لیدی ام همهمون رو با دستای خودش نکنه تو تابوت جایی نمیره. دکتر بهش گفته دلیل بیخوابی و این حس... بیقراری مدام ممکنه اختلال استرس پس از سانحه باشه. میدونی که بابت اتفاقی که برای پدر افتاده ناراحته.» پیش از بکر وارد دفتر شد و بهسمت پنجرهٔ پشت میز رفت. برف همچنان میبارید، اکنون سنگینتر بود و بر زمین مینشست: «در واقع این روزها همه همین مشکل رو دارن مگه نه؟ منظورم اختلال استرس پس از سانحهست. قبلاً اگه یه تروریست منفجرت میکرد یا زیر آتش دشمن بودی این مشکل رو پیدا میکردی حالا فقط کافیه با ماشینت بزنی به یه گربه.» رو برگرداند و با ناراحتی به بکر لبخند زد که سر تکان میداد و نگاهش را از او گرفت: «میدونم داری به چی فکر میکنی. که اون یه گربه رو زیر نگرفته و تصادفاً به گردن شوهرش شلیک کرده و شوهرش جلوی چشمش از خونریزی مرده. میدونم.» کنترل و آرامش سباستین در مواجهه با این مشکل و مشکلات دیگرش همیشه بکر را تحتتأثیر قرار میداد: «من میدونم، تو میدونی، اما دکتر نمیدونه. اون هم مثل پلیس و مطبوعات و دیگران، بیانیهٔ رسمی رو قبول کرد که احتمالاً اشتباه بوده. فکر میکردم میتونستیم رو رازداری دکتر حساب کنیم...» سباستین لبخند زد و سرش را تکان داد: «اتفاقیه که افتاده.»»
حجم
۲۷۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۲۷۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه