
کتاب درمان با شادی
معرفی کتاب درمان با شادی
کتاب درمان با شادی نوشتهٔ آندرس هانسن و ترجمهٔ شاهین غفاری است. موسسه انتشارات فلسفه این کتاب را منتشر کرده است. نویسنده در این اثر بیان کرده است که چرا برای شادی همیشگی ساخته نشدهاید و چگونه از سفر زندگی لذت ببرید. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب درمان با شادی
در عصری که به نظر میرسد همه چیز رو به بهبود است، چرا بسیاری از ما هنوز با احساسات منفی دست و پنجه نرم میکنیم؟ این سوالی است که کتاب درمان با شادی به دنبال پاسخ آن است. این کتاب با بررسی عملکرد پیچیدهٔ مغز و تأثیر آن بر حالات روحی ما، به این سؤالات پاسخ میدهد:
چرا مغز ما با وجود تواناییهای شگفتانگیز، گاهی اوقات در ایجاد احساسات مثبت ناتوان است؟
چرا در عصر فراوانی و امکانات، بسیاری از افراد با مشکلات روحی دست و پنجه نرم میکنند؟
آیا واقعا تعداد افراد مبتلا به افسردگی و اضطراب تا این حد زیاد است؟
آندرس هانسن با استفاده از رویکردی زیستعصبشناختی، به بررسی این مسائل میپردازد و نشان میدهد که چگونه گذشته و تجربیات ما بر وضعیت روحی فعلیمان تاثیر میگذارند. او همچنین راهکارهایی برای بهبود حالات روحی و دستیابی به احساس شادی و رضایت ارائه میدهد. این کتاب به شما کمک میکند تا عملکرد مغز خود را درک کنید و بدانید چگونه حالات روحی شما تحت تاثیر آن قرار میگیرند، عوامل مؤثر در ایجاد احساسات منفی را شناسایی کنید، راهکارهایی برای بهبود حالات روحی و افزایش شادی و رضایت بیابید، دیدگاه خود را نسبت به مشکلات روحی تغییر دهید و با خودتان مهربانتر باشید. اگر به دنبال پاسخ این سوال هستید که چرا با وجود شرایط خوب، گاهی احساس بدی دارید، این کتاب میتواند راهنمای ارزشمندی برای شما باشد.
خواندن کتاب درمان با شادی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران آثار موفقیت و خودیاری پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب درمان با شادی
«ما درحالحاضر در میانه یک انقلاب علمی قرار داریم. هر روز که میگذرد، بیشتر میآموزیم که عملکردهای ذهنی و احساسات چگونه در مغز خلق میشوند و مغز به نوبه خود چگونه توسط DNA و عوامل محیطی شکل داده میشود. چنین دانشی ظرفیت شگفتانگیزی را در همهچیز از مراقبت سلامت گرفته تا رفاه و تحصیلات، پیش روی ما میگشاید؛ اما باید دقت کنیم که این دانش بهشکلی به مردم ارائه شود که آسیبزا نباشد. تحقیقات در زمینه ژنتیک و مغز، با قاطعیت صحبت نمیکنند بلکه فقط احتمالات را در نظر میگیرند. مشکل اینجاست که ما انسانها اغلب همهچیز را سیاه و سفید میبینیم و نه سایههای مختلفی از خاکستری. عبارت «افزایش ریسک افسردگی» با عبارت «افسردگی قطعی» یکسان نیست اما ما آن دو را یکی درک میکنیم.
نکته اینجاست که با وجود آنکه تحقیقات در زمینه مغز با سرعت سرسامآوری پیش میرود، مغزهای ما در عمل جایی نمیروند. آنها ده هزار سال است که از اساس به همین حالت ماندهاند و به همین دلیل است که هنوز از مار و عنکبوت میترسیم اما از سیگار و ماشین نمیترسیم و دنیا را جایی ثابت و غیرمتحرک میبینیم. بنابراین، انبوهی از کشفیات پزشکی در مورد شیوه عملکرد درونی ما، توسط مغزی پردازش میشود که قادر به تعبیر احتمالات آماری در مقالات تحقیقاتی پزشکی نیست. برای اینکه اجازه ندهیم تمام این دانش جدید در مورد مغز باعث شود که ما خود را بیش از آنچه واقعاً هستیم، تحت کنترل زیستشناسی بدانیم، باید بیاموزیم که علمی فکر کنیم. این نیاز به تمرین دارد اما آنقدرها هم سخت نیست. شرکتکنندگان بعد از دیدن آن کلیپ آگاهیبخش هفت دقیقهای، اعتمادبهنفس بیشتری درباره توانایی خود برای مدیریت زندگی عاطفیشان پیدا کردند؛ و آن اعتمادبهنفس بعد از گذشت شش هفته از دیدن کلیپ، همچنان با آنها بود.
به بیان دیگر، راه حل ما دانش است؛ و نه صرفاً دانش در مورد چگونگی عملکرد مغز بلکه دانش در مورد چرایی عملکرد آن. اگر به خود بیاموزیم که مهمترین وظیفه مغز حفظ بقاست (که در این دنیای پرمخاطره با انجام آن سازگار شده)، درک خواهیم کرد که انواع خفیفتر آنچه ما بیماری روانی مینامیم، لزوماً به معنای بیمار یا معیوببودن ما نیست.»
حجم
۲۰۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
حجم
۲۰۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه