معرفی کتاب دیدار با ملائک: زندگینامه و خاطرات سردار شهید جلیل ملکپور
«دیدار با ملائک» زندگینامه و خاطرات سردار شهید جلیل ملکپور است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
نشسته بود داخل اتاق. با چند تا ذرهبین و یک لوله و لامپ و چند عدد نگاتیو فیلم!
شروع به کار کرد. حالتهای مختلف را تجربه میکرد. یک بار عدسیها را نزدیک میبرد. یک بار فاصلهها را زیاد میکرد و...
ما هم کنار اتاق ساکت نشسته بودیم. با تعجب به او نگاه میکردیم. بالاخره پس از ساعتها کار و فکر دستگاه او آماده شد!
خیلی جالب بود. آنچه روی دیوار میدیدیم مانند پرده سینما بود. نگاتیو عکسها روی دیوار افتاده بود. جلیل با کمترین امکانات دستگاه اسلاید و پخش تصاویر ساخته بود.
بار دیگر او را دیدم که توی حیاط با دستگاه جوش و چند تا لوله آهنی و چوب مشغول به کار است.
خیلی دقیق کار میکرد. بعد هم رفت شیراز مقداری وسایل دیگر خرید و به خانه آورد. چوبی که در خانه داشت را با رنده آماده و با دقت به آهن وصل کرد.
وقتی کار جلیل تمام شد دیدیم یک اسلحه ساخته! بعد هم با یک تکه آهن و مفتول محفظه و ماشه را درست و نصب کرد.
روز بعد هم به کارهای دیگر اسلحه پرداخت تا تکمیل شد. حالا موقع امتحان بود!
با چند نفر از بچههای محل به صحرا رفتیم. فشنگی را داخل اسلحه گذاشت و آماده شلیک شد.
یکی از جوانان محل که سربازی رفته بود خیلی ما را ترساند. میگفت: شاید این لوله مقاومت نداشته باشد.
ممکن است موقع شلیک، لوله اسلحه منفجر شود. اما جلیل میگفت فکر همه چیز را کرده. فشنگ را داخل اسلحه گذاشت. ما همه فاصله گرفتیم. جلیل هدفگیری و شلیک کرد.
با ترس به جلیل نگاه میکردم. گلوله به هدف خورده بود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دیدار با ملائک: زندگینامه و خاطرات سردار شهید جلیل ملکپور و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
دیدار با ملائک: زندگینامه و خاطرات سردار شهید جلیل ملکپور
من علاقه زیادی به زندگینامه شهدا دارم و خیلی کتاب مطالعه کردم و این کتاب یکی از بهترینها بود شجاعت شهید فوق العاده من تحت تاثیر قرار داد ایشون یه انسان کامل و یه بنده واقعی بودند ، در مقابل...بیشتر
۰
شهاب
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۷
شهید نظر می کند به وجه الله 🌹
۰
خاکپایدوستدارانخدا
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۳
خیلی به ایشون غبطه می خورم که انقدر مفید بوده اند و هستند هم برای خودشون و هم جامعه. و الان هم با خوندن این زندگی نامه، ما هم دوست داریم راه ایشونو ادامه بدیم.
۰
reyhaneh1
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۶/۳۰
إن شا الله که ما هم انسانهای خوبی باشیم و بتوانیم در راه نورانی شهدا قدم بگذاریم ،🌷إن شا الله عاقبت خیر همراه با شهادت نصیب ما هم بشود کتاب خوبی بود خواندن آن را توصیه می کنم
۰
Seyed Javan
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۷
زندگی نامه این شهید فوق العاده است. خیلی واقعی و دور از تعابیر غیر ملموس هست. با هر خط خوندنش کیف میکنید و ماشاالله میگویید و گریه میکنید. خوشا به سعادتش
ما کجاییم و اینها کجایند؟
خیلی ممنون و مدیونت هستیم جلیل...بیشتر
۰
کاربر ۳۱۶۷۲۵۱
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۳
خیلی کتاب خوبی بود
بسیار آموزنده
شهید زنده ودستگیر
تو یه جا ازکتاب نوشته بود:
ارتباط با شهدا دو طرفه است؛اگر تو با آنها باشی؛آنها نیز با تو خواهند بود
۰
کاربر ۷۸۸۹۱۶
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
خیلی جالب و خواندنی بود فقط میتونم بگم خوشا به سعادتشان ، شهیدان گرانقدر آیا میشود که گوشه ی چشمی هم به ما بکنید؟
۰
bahare
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۳
خیلی خوب 👌🏻
۰
عباس براتی
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۵
مالمجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف؛ لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه
جهاد با نفس انسان را به مرتبه ملائک می رساند
و حقیقتا این شهدا اول در جهاد اکبر شهید شدند و بعد در جهاد اصغر...بیشتر
خوشا آنان که با عشق خمینی
شهادت را پذیرفتند و رفتند
خوشا آنان که در هنگامه مرگ
به جای گریه خندیدند و رفتند
خوشا آنان که از پیمانه حق
شراب عشق نوشیدند و رفتند
خوشا آنان که با شوق فراوان
حریم دوست بوسیدند و رفتند
والسلام جلیل ملکپور ۶۲/۲/۱۲
Zohr
۴
زندگی میدان معامله است. انسان چیزی از دست میدهد و چیزی به دست میآورد. باید همیشه ببینیم که چه دادهایم و چه گرفتهایم.
میدان معامله دنیا مثل تیغ دولبه است. یک لبه به سمت انسان و دیگری به سمت مقابل است.
اگر معامله درست و در راه خدا باشد لبه تیغ، مسیر مقابل ما را باز میکند و راه را میگشاید.
اما اگر این معامله صحیح نباشد لبه تیغ به سوی ما برمیگردد و زندگی ما را تباه میکند.
خاکپایدوستدارانخدا
۴
درگیری سنگینی در جریان بود. جلیل با قناسه خودش جلوِ هر حرکتی را میگرفت.
بسیاری از سنگرهای تیربار را او خاموش کرد. فرمانده آن گردان هم از اینکه ما با آنها هستیم خوشحال بود.
خاکپایدوستدارانخدا
۴
یک روز ساعت نُه صبح قنبر را دیدم که مشغول وضو بود. پرسیدم: الان که وقت نماز نیست؟
قنبر جوابی داد که قبلاً از جلیل شنیده بودم. او گفت: معلوم نیست فرشته مرگ کی به سراغ انسان میآید. اگر با وضو باشیم بهتر است.
خاکپایدوستدارانخدا
۳
چند نفر از بچهها وسیلهای پیدا کرده بودند. شبیه خمپاره بود. اما گلوله از زیر سلاح داخل لوله قرار میگرفت!
سلاح پیشرفتهای بود. اما کسی نمیدانست چکونه کار میکند. مطمئن بودم جلیل کار کردن با این سلاح را سریع یاد میگیره. وقتی استراحت میکردیم آنقدر تلاش کرد تا به این سلاح مسلط شد.
شلیک با این سلاح بسیار دقیق بود. جلیل سلاح را به چند نفر آموزش و تحویل آنها داد.
خاکپایدوستدارانخدا
۲
هر چه به ایام انقلاب نزدیک میشدیم کارهای جلیل پیچیدهتر میشد. تا اینکه یک روز دیدم با چند شیشه نوشابه و صابون و بنزین مشغول است!
عصر همان روز به خیابان زند شیراز رفت. اولین بار بود که مواد منفجره میدیدم. کوکتل مولوتوفهای جلیل آن روز به سوی ساواکیها پرتاب میشد.
باب الجواد
۱
جلیل میگفت: فشارهایی که در این سال بر انقلاب ما وارد شد اگر بر هر کشور دیگری وارد شده بود آن را نابود میکرد.
اما این مملکت متعلق به امام زمان (عج) است. نایب آقا که ولیفقیه است در رأس مملکت قرار دارد. همه این فشارها با عنایت آقا برطرف شد.
خاکپایدوستدارانخدا
۱
جلیل بعدها به شوخی میگفت: من ضد گلولهام! تیر و ترکش در من اثر ندارد.
بعد ادامه داد: توی فاو داخل سنگر نشسته بودم. سه روز بود که درست نخوابیده بودم. چشمام سرخ شده بود. با سه همسنگرم که بچههای شیراز بودند صحبت میکردم. همان موقع یک گلوله خمپاره داخل سنگر ما فرود آمد!
حسابی خواب از سرم پرید. نگاهی به همسنگرانم کردم. هر سه شهید شده بودند. بعد به بدن خودم دست کشیدم. دریغ از حتی یک ترکش! سالمِ سالم بودم!
خاکپایدوستدارانخدا
۱
پیکر قنبر را که دیدیم تعجب کردیم. چهرهاش یکپارچه نور شده بود. ترکش خمپاره دشمن به پشت سرش اصابت و قنبر را به جمع آسمانیها ملحق کرده بود.
خاکپایدوستدارانخدا
۱
جلیل بیش از بقیه ناراحت بود. او همسفر معنوی خود را از دست داده بود. در تشییع قنبر زیر تابوت رفته بود. فقط جلیل میدانست که قنبر در چه عالمی سیر میکرد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من علاقه زیادی به زندگینامه شهدا دارم و خیلی کتاب مطالعه کردم و این کتاب یکی از بهترینها بود شجاعت شهید فوق العاده من تحت تاثیر قرار داد ایشون یه انسان کامل و یه بنده واقعی بودند ، در مقابل...بیشتر
شهید نظر می کند به وجه الله 🌹
خیلی به ایشون غبطه می خورم که انقدر مفید بوده اند و هستند هم برای خودشون و هم جامعه. و الان هم با خوندن این زندگی نامه، ما هم دوست داریم راه ایشونو ادامه بدیم.
إن شا الله که ما هم انسانهای خوبی باشیم و بتوانیم در راه نورانی شهدا قدم بگذاریم ،🌷إن شا الله عاقبت خیر همراه با شهادت نصیب ما هم بشود کتاب خوبی بود خواندن آن را توصیه می کنم
زندگی نامه این شهید فوق العاده است. خیلی واقعی و دور از تعابیر غیر ملموس هست. با هر خط خوندنش کیف میکنید و ماشاالله میگویید و گریه میکنید. خوشا به سعادتش ما کجاییم و اینها کجایند؟ خیلی ممنون و مدیونت هستیم جلیل...بیشتر
خیلی کتاب خوبی بود بسیار آموزنده شهید زنده ودستگیر تو یه جا ازکتاب نوشته بود: ارتباط با شهدا دو طرفه است؛اگر تو با آنها باشی؛آنها نیز با تو خواهند بود
خیلی جالب و خواندنی بود فقط میتونم بگم خوشا به سعادتشان ، شهیدان گرانقدر آیا میشود که گوشه ی چشمی هم به ما بکنید؟
خیلی خوب 👌🏻
مالمجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف؛ لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه جهاد با نفس انسان را به مرتبه ملائک می رساند و حقیقتا این شهدا اول در جهاد اکبر شهید شدند و بعد در جهاد اصغر...بیشتر