«مثل کسی که از یادم میرود» نوشته سیاوش گلشیری است. این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه فارسی است.
در بخشی داستان کوتاه «خودتان قضاوت کنید» میخوانیم:
۱. دست سیگار را برد سمت دیوار. جرقهها یکآن برق زدند و بعد محو شدند توی دست باد. دیوار خیس بود، تا کمرکشش خیس و نمناک بود و شکم داده بود طرف موتوری که تایرش تاب داشت و قابِ جلو پنجرهاش خرد و خاکشیر شده بود. دست ولکن نبود و فیلتر را میپیچاند توی پهلوی شکستهٔ آجر. خاکسترها باز موج برداشتند و کمی آنورتر پهلوی تهسیگارهای دیگر فرود آمدند. دست رفت طرف جوی کنار پیادهرو. تهسیگار توی باریکهآبی که جریان داشت چرخوواچرخ خورد و جای آتشش روی زردی کبود آجر نقش بست.
۲. دامن سیاه چادر میرقصید و بوتههای گون و بادغلتان دور خودشان چرخ میخوردند. سیم برق دکلها سفید میزد، چند خط موازی بالای قوس تپهها و جستوخیز کلاغها رویشان؛ قارقار و بادی که یکدفعه چادر را روی شانه رها کرد... شلال سیاه بلند موهای زن از دو طرف لچک بیرون ریخت و توی صورتش شلاق شد. گره لچک شل بود و الان بود که باز شود و همراه گردوغبار و آتوآشغالهای توی باد در امتداد جاده رها شود.
۳. تهسیگار توی باریکهآب جوی چرخوواچرخ میخورَد، از خم کندهٔ کلفت چناری که بهتازگی بریدهاند میگذرد، از خودتان قضاوت کنیدِ شُشهای مرگ و زندگی وینستون عقابی و نایلونها و تکهپارچهای اسیر در ریشههای بیرونماندهٔ درختی، و بعد غوطه میخورد، چرخ میخورد و جای سروتهاش جابهجا میشود تا زردی پوستهاش رنگ ببازد و گیر کند به زمزم بطری لهیدهٔ نوشابهای و کمی بعد از زیرش رد شود و دوباره بگذرد از برقبرقِ سایهروشن آب و سکهای که مدتهاست به گِل نشسته و دستآخر کنار لامپ شکستهٔ پرمصرفی میان تلی از آشغالهایی که شاخهای راهشان را بسته از نظر پنهان شود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مثل کسی که از یادم میرود و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب