معرفی و دانلود کتاب رنج دگرگونی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رنج دگرگونیsubscriptionAvailable

کتاب رنج دگرگونی

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
احسان عبدی
انتشارات: 
انتشارات آرنا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رنج دگرگونی

کتاب رنج دگرگونی نوشتهٔ احسان عبدی است. انتشارات آرنا این داستان بلند، معاصر و ایرانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب رنج دگرگونی

کتاب رنج دگرگونی حاوی یک داستان بلند و معاصر و ایرانی و نیز پنجمین اثر منتشرشده به قلم احسان عبدی است. این کتاب را مانند چهار کتاب پیشین این نویسنده، دارای رویکردی اجتماعی، نگاهی عمیق به درون انسان، نقاط ضعف و قوت نوع بشر و تلاش برای رهایی از مصائب و مشکلات درونی دانسته‌اند. این رمان احوالات جوانی را روایت کرده است که برای رهایی از رنج‌های خودخواسته، به‌دنبال راه چاره‌ می‌گردد. این داستان بلند ۱۹ فصل دارد.

خواندن کتاب رنج دگرگونی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان بلند پیشنهاد می‌کنیم.

درباره احسان عبدی

احسان عبدی در سال ۱۳۵۶ در همدان به دنیا آمد. او نویسنده‌ای در حوزهٔ ادبیات داستانی، ویراستار و تدوین‌گر متون ادبی است.

بخشی از کتاب رنج دگرگونی

«ساعت حدود ده شب بود. روی تخت دراز کشیده بودم و به سفر بی‌سرانجامم می‌اندیشیدم. خبری از بهرام نشده بود. گویا او هم درعین بازنشستگی گرفتاری‌های خاص خود را داشت. تصمیم گرفتم فرداصبح و هنگام بازگشت به شهرم با او تماس گرفته و بابت وقتی که برایم گذاشت و به دیدنم آمد از او تشکر کنم. هنوز عادت زود خوابیدن به‌سبب ساعت خاموشی زندان از من زدوده نشده بود و طبق عادت چشمانم سنگینی می‌کرد. با این‌که اتاق خوابگاه تلویزیون داشت اما نمی‌دانم چرا تا آن سن اصلاً با تلویزیون نتوانسته بودم ارتباط برقرار کنم. نگاهم به مجلهٔ کوچکی در بالای تلویزیون افتاد. آن‌را برداشتم و تورقی کردم. مجلهٔ جدولی بود که بسیاری از جدول‌هایش ناشیانه و نصفه‌نیمه و بعضاً غلط حل شده بود. به صرافت افتادم برای سنگین شدن پلک‌هایم شروع به حل کردن یکی از آن‌ها کنم. هنوز فکرم تماماً متمرکز حل جدول نشده بود که صدای چندین سوت از داخل خیابان توجهم را جلب کرد. خواستم پای پنجره بروم اما از آن‌جا که کسی را در آمل نداشتم، بی‌توجه مشغول حل جدول شدم؛ منتها این‌بار خوردن سنگ‌ریزه‌ای به شیشه مرا مجاب کرد که در پیاده‌روی مشرف به خیابان کسی با من کار دارد. پیراهنم را روی زیرپوشم تن کردم و پرده را کنار زدم. دستی به شیشهٔ بخار زده کشیدم و با دیدن بهرام که با دست اشاره داشت پایین بیایم پنجره را باز کردم:

ـ سلام آقا بهرام. شمایی؟ بفرما بالا.

ـ پسر واسه چی گوشیتو جواب نمی‌دی؟

ـ نفهمیدم. حتماً صداش بسته بوده. بفرما بالا.

ـ نه نمیام. لباستو بپوش، زود بیا پایین.

وجودم چنان سرد شد که انگار به مسلخ می‌روم. پیش خودم گفتم شاید ردی نشانی از مهرداد پیدا کرده باشد. خلاصه ترسان لرزان لباس تن کردم و بیرون رفتم. در پیاده‌رو چشم چرخاندم اما خبری از او نبود. بالا و پایین خیابان را نظر انداختم که متوجه چراغ دادن اتومبیلی در آن‌سوی خیابان شدم. گویا برای گریز از سرما تا زمان آماده شدنم به داخل اتومبیلش خزیده بود. عرض خیابان خلوت را پیمودم و سوار شدم.

ـ سلام آقا بهرام.

ـ سلام، احوالت آقا مجتبی.

ـ چکار می‌کنی با زحمتای ما؟

ـ چه زحمتی. وجودت واسه من غریب این‌جا نعمتیه.

ـ کارم داشتی؟

ـ کار که بخوام بگم نه به اون صورت. دیدم مثل خودم تنهایی. گفتم شب بیای پیش من. راستش امروز گرفتار کارهای آزمایش و دکتر داییم بودم. یه کمی هم حیاط خونشون کار داشت به اون‌جا هم رسیدم و تا بجنبم شب شد. بعدشم چندسری زنگ زدم برنداشتی. از این طرف می‌خواستم برم خونه گفتم بیام بلکه نرفته باشی و امشب بیای پیش من.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رنج دگرگونی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرنج دگرگونی
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهاحسان عبدی
انتشاراتانتشارات آرنا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۲/۱۰/۲۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۰۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۱۹۱۲۳۴۵
تعداد صفحه‌ها۱۹۴ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۶

اگر در نگاه به گذشتۀ خود نقاط تاریکی را می‌بینید که دنبالۀ آن در شخصیت امروز شما یا زندگی دیگران تاثیر گذاشته، اگر بارها تلاشتان در دگرگونی شخصیتی با رنج و درد و یا ناکامی مواجه شده‌، ممکن است خواندن...بیشتر

۰
کاربر ۴۵۰۱۲۵۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۶

اگرچه نسبت به کتاب میراث کاغذی هیجان کمتری داره اما عمیق‌ تر و مفهومی تره

۰
نوشین دیندارمهر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۹

با سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای احسان عبدی این دومین اثر از شماست که من تاکنون مطالعه کردم و باز هم تلخی خاص نوشته هایتان با قلم شیوا و روان شما که در قالب داستانها و ماجراهای جذاب قرار...بیشتر

۰
مراد علی صفدری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۷

یک پیشرفت ملموس و شیرین ازکتاب حوالی هزار و سیصد تا رنج دگرگونی.کتابی عمیق و گیرا.ممنون از قلم خوب احسان عزیز

۰
کاربر 8879799
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۴

آقای عبدی نگاه شما به آدم ها و مشکلاتشان خوب و ستودنیه موفق باشید

۰
کاربر ۳۳۱۲۱۷۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۳۰

عالی

۰
کاربر 8675391
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۹

رنج دگرگونی روایت بیداری زروح و مشقات آن بود. بسیار عالی. ممنون از آقای عبدی

۰

بریده‌هایی از کتاب

احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۹
ـ کتاب بنویسی که چی بشه؟ می‌خوای ازش پول دربیاری یا دیده بشی؟ کدومش؟ چون تموم آدمای دنیا یا دنبال قدرتن یا جاودانگی. ـ نمی‌دونم؛ شاید جاودانگی. ـ کدوم جاودانگی؟ خب اگه یه سنگی بیاد بخوره کرهٔ زمین که دیگه نه ارسطو و بقراطی می‌مونه، نه انیشتین و بتهوون و نه هیتلر و موسیلینی. هرکی با نام خوب و بدی که ازش توی ذهن‌ها و تاریخ ثبت شده همه می‌ره رو هوا. ـ چی بگم والله. به اینش فکر نکرده بودم. شاید هم واسه دل خودم بنویسم. ـ ها! این شد یه چیزی. واسه این نظرت می‌شه احترامی قائل بود ولی باقیش حداقل از نظر من توجیهی نداره. دنیا بعد از مرگ من چه دریا، چه سراب.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۳
بذار واسه‌ت یه تیکه از حقیقت بی‌پایان زندگی، همون چیزی که دنبالشیو برات روشن کنم. تا وقتی انگشت شماتت به طرف این و اون گرفتی، یه بازندهٔ تمام‌عیار هستی.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲
یک ابتذال فراگیر از واژه‌ای به‌نام عشق که ریشش در آمده و حجم زیادی از رمان‌های فله‌ای و فیلم و سریال‌های آبکی را دربرگرفته است. ابتذال و بی‌مایگی و نگاه همگانی و بدون کیفیت به این موضوع همواره پشیمانم کرده تا در این باره به‌جد دست به قلم باشم. به‌نظرم برای عمق دادن به قلم باید از این موضوع پیش‌پا افتاده گذر کرد. به‌همین‌سبب تصمیم گرفته‌ام اگر روزی خواستم چیزی بنویسم، به‌کل از این مقوله گذر کنم و یا نهایتاً در فرعیات و گوشه‌ای از نوشته‌هایم رنگی از آن بزنم. به‌جای عشق و عاشقی از رنج روح و ژرفنای آن در وجود انسان‌ها بنویسم؛ هرچند به ذائقهٔ خیلی‌ها خوش نیاید. درست مثل طعم تلخ قهوه که به ذائقهٔ شیرین‌پسندان خوش نمی‌آید
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲
من خیلی از درها رو زدم و خیلی از راه‌ها رو رفتم. تنها حقیقتی که برام مثل روز روشن شده اینه که ما همه می‌میریم و راه مفری هم نداریم. باقی حرفا برام در هاله‌ای از وهم و گمونه.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲
یکی از بدترین مضرات کتاب نخواندن همین است که همیشه حماقت شما در دسترس انسان‌هایی موذی و سواستفاده‌گر است؛ درست مثل صاحب مزرعه‌ای که هیچ تمهیداتی برای در امان ماندن از آفات و حشرات و جانوران ندارد.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲
از این زندگی هیچ‌وقت سر درنیاوردم. یه روزایی آدم از زور خوشی دلش می‌خواد عمر جاوید داشته باشه، یه زمان‌هایی هم میاد که دلت می‌خواد زودتر بمیری و بری زیر خروارها خاک و بپوسی. زندگی و حال و هوای آدمیزاد همینه. دائم مثل آب و هوا متغیره. یه روز آفتابی، یه روز بارونی، یه روز بهاری، یه روز گرم و تابستونی، یه روز سرد و یخی. این طبیعیه؛ اما امون از اون وقتی که سرزمین وجودت هواش فقط یه جور باشه.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲
یه عمر زندگی بهم ثابت کرده هروقت یکیو از بالا نگاه کردم کائنات سوار آسانسورم کرد و آوردم پایین و منو هم‌تراز رفتار و کردار اون کرد تا خودم عملاً بفهمم یک من ماست چقدر کره داره.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲
گاه در زندگی حضور یک انسان ولو غریبه چنان می‌تواند قوت قلب باشد که یک کودک نیز در آغوش مادر چنین امنیت و آرامشی را حس نمی‌کند. حتی اگر دقایق یا حتی لحظاتی بیشتر نباشد.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۱
تمام انسان‌ها هریک به‌نوعی محکوم به تنهایی هستند. انسان چنان محکوم به تنهایی درونی است که هیچ جمعیتی، هیچ مقامی، هیچ ثروتی و هیچ مالکیتی نمی‌تواند به عمق این تنهایی رسوخ کند. مهم نیست انسان در میان کلبه‌ای یخی در میان قلب قطب تنها باشد یا در یک کاخ باشکوه، خدم و حشم دوره‌اش کرده باشند. نهایت تفاوت تنها در لایهٔ بیرون تنهایی‌ست. شاید تنهایی ظاهری با همنشینی از میان برداشته شود اما از نوع درونی آن هیچ گریزی نیست، از ازل تا ابد، از درویش خرابات‌نشین تا پادشاه هفت اقلیم، از پیر و جوان درگیر این تنهایی درونی بوده‌اند و هستند و خواهند بود.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۱
تمام انسان‌ها هریک به‌نوعی محکوم به تنهایی هستند. انسان چنان محکوم به تنهایی درونی است که هیچ جمعیتی، هیچ مقامی، هیچ ثروتی و هیچ مالکیتی نمی‌تواند به عمق این تنهایی رسوخ کند. مهم نیست انسان در میان کلبه‌ای یخی در میان قلب قطب تنها باشد یا در یک کاخ باشکوه، خدم و حشم دوره‌اش کرده باشند. نهایت تفاوت تنها در لایهٔ بیرون تنهایی‌ست. شاید تنهایی ظاهری با همنشینی از میان برداشته شود اما از نوع درونی آن هیچ گریزی نیست، از ازل تا ابد، از درویش خرابات‌نشین تا پادشاه هفت اقلیم، از پیر و جوان درگیر این تنهایی درونی بوده‌اند و هستند و خواهند بود. همهٔ انسان‌ها تنها هستند.