
کتاب بهرام چوبینه
معرفی کتاب بهرام چوبینه
«بهرام چوبینه» نمایشنامهای از شکرخدا گودرزی(-۱۳۳۹) است. این نمایش داستان زندگی و مرگ بهرام چوبینه سردار ایران زمین در دوره ساسانیان است که با نگاه به شرایط معاصر ایران نوشته شده است.
در بخشی از نمایشنامه میخوانیم:
بهرام درحالیکه قدم میزند، کردیه وارد میشود. لباس سرداری بهرام را به همراه دارد.
کردیه: بخواب برادرم، فردا روز بزرگیست.
بهرام: چشمم به خواب نمیرود با این اوضاع!
کردیه: چشمانت فردا کنار زنجیر عدالت درخششی خواهد داشت. کاش پدر مادرمان زنده بودند!
بهرام: زنجیر عدالت برای چه؟
کردیه: پیمان وفاداری بنابر سنت ساسانی با گرفتن زنجیر و شهادت مردم: بر این واقعهی مهم، برادرم سپهسالار ایران خواهی شد.
بهرام: سوگند من؟ زنجیرعدالت؟! چه میگویی کردیه؟
کردیه: بالأخره به آنچه سزاوار نیایمان بود رسیدی. ردایی درخور سردار ایرانویچ که کردیه آن را دوخته است!
بهرام میخندد.
کردیه: به چه میخندی؟
بهرام: هرگز راضی به این کار نمیشوم، بهرام نه سرداری میخواهد نه زنجیر عدالت را لمس میکند.
کردیه: بهرام!
بهرام: همان که گفتم، این زنجیر عدالت نیست، خودت گفتی کردیه! این زنجیر پای محرومان است که صدایش قرنهاست روحمان را میخراشد و روی بندگی مردم: ان سرپوش مینهد.
کردیه: بهرام! اگر شاه بداند که چنین میاندیشی بیگمان ساکت نمیماند!
بهرام: بگذار بداند، بگذار همه بدانند، بهرام به زنجیر اسارت سوگند نمیخورد. بهرام تنها به مزدا اهورا و آیههای روشنش -یسنا –یشتها وگاتها سوگند یاد میکند.
کردیه: حال که نمیخواهی عذری بیاور، بلند و بیپروا اندیشهات را بیان نکن. ساسانیان دوران سختی را سپری میکنند! بر آنان که مخالفاند رحم نمیکنند. خسرو کجاست؟ حتی پسر هم از چشم پدر پنهان شده است!
