
معرفی کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم
کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم (Lorsque j'etais une oeuvre d'art) نوشته اریک امانوئل اشمیت و ترجمه فرامرز ویسی و آسیه حیدری یک رمان دربارهی جوانی است که از شدت احساس بیارزشی به مرز خودکشی رسیده و درست در همان لحظه با هنرمندی نابغه و ثروتمند روبهرو میشود که سرنوشت او را بهکلی عوض میکند. این رمان با فضایی فانتزی، تلخ و طنزآلود به موضوعاتی مانند شهرت، زیبایی، هنر و هویت انسانی میپردازد و جهان اغراقشده و عجیبی میسازد که در آن انسان میتواند بهمعنای واقعی کلمه به اثر هنری تبدیل شود. نشر افراز این رمان را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم اثر اریک امانوئل اشمیت
کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم رمانی است که اریک امانوئل اشمیت در آن با ترکیب روایت کلاسیک و مدرن، داستانی فانتزی و تلخ از انسان معاصر ساخته است. راوی در این کتاب جوانی است که خود را در همهچیز شکستخورده میبیند و در صخرههای پالومباسول برای چهارمینبار قصد خودکشی دارد. ورود ناگهانی زئوس پترلاما، نقاش و مجسمهساز مشهور، این مسیر را قطع میکند و پیشنهاد عجیبی پیش روی او میگذارد؛ فقط ۲۴ ساعت صبر کند تا طرحی برای زندگیاش اجرا شود.
رمان زمانی که یک اثر هنری بودم با معرفی تدریجی زئوس، عمارت عجیب لامبریلیک، دختران زیباروی اطراف او، پزشک مخصوص (دکتر فیشه) و همسری منجمد (دوناتلا) جهانی میسازد که در آن زیبایی، ثروت، شهرت و هنر در هم تنیده شدهاند. تشییعجنازهی باشکوه قهرمان، صحنهی شناسایی جسد در سردخانه و تبدیل رسمی او به مرده بخشی از طرحی است که زئوس برای ساختن پروژهی هنری تازهاش لازم دارد.
اریک امانوئل اشمیت در این رمان با استفاده از نامهای اسطورهای مانند زئوس، آدام، آنیبال و لویاتان و نیز با اشاره به اسطورهی فاوست، به معاملهی انسان با قدرت، شهرت و هنر میپردازد و نشان میدهد چگونه میتوان هویت یک انسان را تکهتکه کرد و از او شیء هنری ساخت. رمان زمانی که یک اثر هنری بودم همچنین نقدی است بر دنیای مدرنیته، صنعت سرگرمی، بازار هنر و تبدیل انسان به کالا. مسیر تدریجی قهرمان برای رسیدن به خویشتن خویش و بازتعریف هویت، بدنهی این رمان را شکل داده است.
عنوان انگلیسی این رمان عبارت است از When I Was a Work of Art.
خلاصه داستان زمانی که یک اثر هنری بودم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
جوانی ۲۰ساله که سهبار خودکشی ناموفق داشته، اینبار در صخرههای پالومباسول مطمئن است که مرگش حتمی است. درست در لحظهی پریدن از صخره، زئوس پترلاما، هنرمند ثروتمند و خودشیفته، ظاهر میشود و از جوان فقط ۲۴ ساعت وقت میخواهد. جوان که برادر دوقلوهای مشهور و زیباروی فیرللی است و سالها زیر سایهی زیبایی آنها خرد شده، میپذیرد. زئوس با صحنهسازی دقیق، مرگ رسمی او را ترتیب میدهد؛ نامههای خداحافظی، شناسایی جسد در سردخانه، تشییعجنازهی پر از زرقوبرق و حتی سنگ قبر و عکس جعلی. جوان از این لحظه برای جهانْ مرده است و در عمارت لامبریلیک زیر نظر زئوس و دکتر فیشه وارد طرحی میشود که قرار است او را از یک انسان بیاهمیت به اثر هنری بدل کند؛ طرحی که مرز میان آزادی و بردگی، هنر و خشونت و نجات و نابودی را به هم میریزد.
چرا باید کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم را بخوانیم؟
رمان زمانی که یک اثر هنری بودم با ترکیب طنز، تلخی و فانتزی، تصویری اغراقشده اما آشنا از دنیایی نشان میدهد که در آن زیبایی، شهرت و هنر میتوانند انسان را به شیء تبدیل کنند. این کتاب قصهی یک سقوط و یک باززایی است و خواننده را با سؤالاتی جدی دربارهی هویت، ارزش خود و معنای اثر هنری روبهرو میکند.
خواندن کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی معاصر فرانسه و قالب رمان در ژانر فانتزی سیاه، نقد دنیای مدرن، شهرت و صنعت هنر علاقه دارند. همچنین اثر حاضر به خوانندگانی که درگیر پرسشهایی دربارهی هویت، خودکمبینی، زیبایی و نسبت انسان و هنر هستند، پیشنهاد شده است.
درباره اریک امانوئل اشمیت
اریک امانوئل اشمیت (Éric-Emmanuel Schmitt) نویسنده، رماننویس، نمایشنامهنویس و کارگردان فرانسویـبلژیکی در حدود یک دهه به یکی از پرمخاطبترین نویسندگان فرانسویزبان جهان تبدیل شد. آثار او به ۴۰ زبان ترجمه شده و نمایشنامههایش بهطور مستمر در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفتهاند. اشمیت همواره مورد توجه منتقدان قرار گرفته و در عین حال از محبوبیت گستردهای میان خوانندگان برخوردار بوده است. شماری از آثار او به سینما راه یافتهاند. این نویسنده در ۲۸ مارس ۱۹۶۰ در یکی از حومههای شهر لیون در جنوب فرانسه چشم به جهان گشود. در سالهای کودکی علاقهای عمیق به موسیقی داشت و از ۹سالگی فراگیری پیانو را آغاز کرد. در ابتدا آرزو داشت آهنگساز شود، اما آموزگارانش او را به سمت دیگری هدایت کردند تا استعداد چشمگیرش در نویسندگی از همان دوران نوجوانی شکوفا شود.
اشمیت پس از پایان دورهی ادبیات، در آزمون ورودی دانشسرای عالی پذیرفته شد و بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۵ فلسفه خواند. او رسالهی دکترای خود را با موضوع «دیدرو و مابعدالطبیعه» نگاشت؛ پژوهشی که بعدها در سال ۱۹۹۷ با عنوان «دیدرو و فلسفهی اغوا» منتشر شد. اشمیت چندین سال به تدریس فلسفه در دبیرستانها و سپس در دانشگاه مشغول بود. به باور خودش فلسفه زندگی او را نجات داد، به او آموخت چگونه خودِ واقعیاش باشد و احساس آزادی را تجربه کند. او از جایگاه یک فیلسوف به نویسندهای تبدیل شد که پیوسته بهسراغ اسطورهها و روایتهای بنیادین میرفت و آنها را با خلاقیتی پایانناپذیر بازآفرینی میکرد.
متون نمایشی اریک امانوئل اشمیت در دههی ۱۹۹۰ در کشورهای مختلف با استقبال فراوان روبهرو شد. نمایشنامهی «شب والونی» که برداشتی امروزی از اسطورهی دون ژوان به شمار میرفت، در سال ۱۹۹۱ نام او را در فرانسه بر سر زبانها انداخت. پس از آن نمایشنامهی «مهمان ناخوانده» در سال ۱۹۹۳ سه جایزه از جوایز مولیر را برایش به ارمغان آورد. این موفقیتها سبب شد تدریس فلسفه در دانشگاه را کنار بگذارد و تمام توان خود را صرف نویسندگی کند. در سال ۱۹۹۵ نمایشنامهی «گلدن جو» و در سال ۱۹۹۶ «دگرگونههای معمایی» را خلق کرد. چند ماه بعد نیز تکگویی «میلارِپا» با موضوع آیین بودا منتشر شد؛ اثری که در سال ۱۹۹۷ در جشنوارهی آوینیون و در سال ۱۹۹۹ در پاریس به اجرا درآمد. همین اثر جرقهی آغاز مجموعه روایتهایی دربارهی ادیان را در ذهن او زد؛ مجموعهای که بعدها با عنوان دورهی «نادیدنیها» شناخته شد.
نمایشنامهی «فردریک یا بولوار جنایت» در سال ۱۹۹۸ تقریباً بهطور همزمان در فرانسه و آلمان روی صحنه رفت. نمایشنامهی «مهمانسرای دو دنیا» نیز در فاصلهی سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ برای مدت طولانی اجرا شد. «آقاابراهیم و گلهای قرآن» که نخستین اجرای آن به دسامبر ۱۹۹۹ بازمیگردد، در ژوئیهی ۲۰۰۱ نیز در جشنوارهی آوینیون به نمایش درآمد. در سال ۲۰۰۴ فیلمی براساس این اثر ساخته شد که با حضور عمر شریف، جایزهی سزار بهترین بازیگری را برای او به همراه داشت. پس از این دومین بخش از مجموعهی «نادیدنیها»، سومین اثر این دوره با عنوان «اسکار و بانوی گلیپوش» در فوریهی ۲۰۰۳ منتشر شد و با استقبال گستردهای مواجه شد. در سپتامبر همان سال نیز نمایشنامهی «خردهجنایتهای زناشویی» برای نخستینبار اجرا شد و ماهها با استقبال فراوان تماشاگران بر صحنه باقی ماند.
اریک امانوئل اشمیت همزمان با فعالیتهای نمایشی، در عرصهی رماننویسی نیز حضوری جدی داشت. او در سال ۱۹۹۵ رمان «فرقهی خودبینان» را منتشر کرد که با تحسین گستردهی منتقدان روبهرو شد. انتشار «انجیل به روایت پیلاطس» در سال ۲۰۰۰ جایگاه او را بهعنوان یک رماننویس تثبیت کرد. از آن زمان به بعد تقریباً همهی رمانهایش برای هفتهها و حتی ماهها در فهرست پرفروشترین کتابها قرار گرفتند. در سال ۲۰۰۱ رمان «سهم آن دیگری» را با محوریت هیتلر منتشر کرد و در سال ۲۰۰۲ نیز اثری خیالپردازانه و طنزآمیز دربارهی اسطورهی فاوستوس با عنوان «آنگاه که یک اثر هنری بودم» به نگارش درآورد.
مجموعهی «نادیدنیها» نهتنها در کشورهای فرانسویزبان، بلکه در بسیاری از نقاط جهان با استقبال چشمگیری روبهرو شد؛ هم در میان کتابخوانان و هم در صحنههای تئاتر. آثاری مانند «میلارِپا» دربارهی عرفان، «آقاابراهیم و گلهای قرآن» دربارهی اسلام، «اسکار و بانوی گلیپوش» دربارهی مسیحیت، «فرزند نوح» (۲۰۰۴) دربارهی کلیمیت و «سومویی که نمیتوانست گنده شود» (۲۰۰۹) دربارهی ذن بودایی از مهمترین کتابهای این مجموعه به شمار میآیند.
اریک امانوئل اشمیت از سال ۲۰۰۰ به بعد همواره کوشید خود را از جنجالهای ادبی و سیاسی دور نگه دارد. او در این زمان جوایز متعددی دریافت کرد. در همان سال فرهنگستان فرانسه جایزهی بزرگ تئاتر را برای مجموعهی آثار نمایشیاش به او اعطا کرد. در سال ۲۰۰۴ نیز جایزهی بزرگ خوانندگان لایپزیگ، «دویچر بوخرپرایس»، را برای «آقاابراهیم و گلهای قرآن» به دست آورد و در برلین جایزهی معتبر «دی کادریگا» را به پاس «انسانیت و خردمندیای که شوخطبعی او در وجود انسانها پرورش میدهد» دریافت کرد. همچنین در پاییز همان سال، مجلهی ادبی Lire طی یک نظرسنجی از فرانسویان دربارهی کتابهایی که زندگیشان را دگرگون کردهاند، اعلام کرد که «اسکار و بانوی گلیپوش» در کنار آثاری چون کتاب مقدس، سهتفنگدار و شازدهکوچولو قرار گرفته است؛ موفقیتی که برای نویسندهای زنده و معاصر، اتفاقی کمسابقه و استثنایی محسوب میشود.
جوایز و افتخارات نویسنده
اریک امانوئل اشمیت در طول فعالیت ادبی و هنری خود جوایز و افتخارات فراوانی کسب کرده است. از مهمترین آنها میتوان به جوایز متعدد مولیر برای نمایشنامههایی چون «مهمان ناخوانده»، جایزهی نخستین رمان دانشگاه آرتوا برای «فرقهی خودبینان»، جایزهی بزرگ تئاتر فرهنگستان فرانسه، نشان شوالیهی هنرها و ادبیات فرانسه، جایزهی مردمی کتاب آلمان برای «آقاابراهیم و گلهای قرآن»، جایزهی دی کوادریگا، جایزهی گنکور داستان کوتاه، جایزهی سفیر کتابخوانی لهستان و مدال عالی فرهنگی اوکراین اشاره کرد. او همچنین به مقام فرماندهی نشان تاج بلژیک رسید و دکترای افتخاری دانشگاه شربروک کانادا را دریافت کرد.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم
در یکی از نقدهای منتشرشده در روزنامهی فیگارو از این کتاب بهعنوان داستانی عاشقانه و بدیع یاد شده و همچنین به نقد اجتماعی بسیار موفق و برجستهی آن اشاره شده است.
بخشی از کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم
«دکتر فیشه که طبیعتاً بعد از بیست سال کار دقیق و افتخارآمیز نمیتوانست تحمل عقیدهٔ مخالفی را داشته باشد، کیفش را با ضربهٔ خشنی بست و از اتاق بیرون رفت. زئوس پترلاما دنبالش رفت و ملتمسانه از او خواست تا بماند. صدای جر و بحثشان در راهرو شنیده میشد. صحنهٔ جالبی بود. به نظرم رسید که زئوس برای فهمیدن واقعیت مرا مورد بازخواست قرار داده و نظریهٔ دکتر فیشه را ثابت کرده است و از من پرسید چرا چنین عادت بدی پیدا کردهام و من توضیح دادم و کمک خواستم. این در حالی بود که جر و بحثشان بدون وجود من ادامه داشت. در را باز کردم و با صدایی بلندتر از صدای آنها فریاد زدم: درست است. من مشروب میخورم.
دو مرد، دست از جر و بحث کشیدند و با عصبانیت وراندازم کردند. «آن را با چه مخلوط میکردی؟» این اولین فکری بود که به ذهنشان رسید. بعد دکتر فیشه که از اعتراف من قیافهای حقبهجانب گرفته بود فاتحانه گفت: حالا دیدید؟
زئوس به لکنت افتاد: اما این ممکن نیست. از کجا برای خودش الکل فراهم میکرد.
- چاره ندارید جز اینکه بیشتر مراقبش باشید.
- اینجا که مشروب نمینوشید، پول هم که نداشت.
- شاید کسی با او همدستی کرده است.
- از افراد من... نه.
- حالا...»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | زمانی که یک اثر هنری بودم |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Lorsque j'etais une oeuvre d'art: roman |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | اریک امانوئل اشمیت |
| مترجم | فرامرز ویسی، آسیه حیدری |
| انتشارات | انتشارات افراز |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۳.۰۷ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۷۶۴۰۹۴۷ |
| تعداد صفحهها | ۲۴۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۲۴۸۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب