با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
رهایت می‌کنم

دانلود و خرید کتاب رهایت می‌کنم

۳٫۷ از ۶۱ نظر
۳٫۷ از ۶۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب رهایت می‌کنم  نوشته  کلر مکینتاش  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب رهایت می‌کنم

«رهایت می‌کنم» رمانی پلیسی-جنایی، نوشته‌ی کِلِر مَکینتاش نویسنده بریتانیایی است. مکینتاش که خود پیش از این افسر پلیس بوده است، به وسیله این رمان به شهرت رسید. «رهایت می‌کنم» در سال ۲۰۱۶ توانست با کنار زدن جی.کی.رولینگ، جایزه بهترین رمان جنایی سال انگلیس را از آن خود کند. در سال ۲۰۱۷ ناشر کتاب اعلام کرد که بیش از ۱ میلیون نسخه از این کتاب، در سرتاسر جهان به فروش رسیده است. پسر پنج ساله‌ای به نام جیکوب برای لحظه‌ای دست مادرش را رها می‌کند و کمی بعد با ماشینی تصادف می‌کند و جان می‌دهد. مادرش، جنا، برای فرار از این اتفاق به کلبه‌ای دوردست پناه می‌برد و تلاش می‌کند تا زندگی جدیدی آغاز، فارغ از این خاطره آغاز کند. در این میان دو کارآگاه با سرنخ‌های کمی پرونده تصادف جیکوب را دنبال می‌کنند... این کتاب جز پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز بوده است و به گفته‌ی بسیاری از منتقدان، کتابی هم‌راستا با «دختری در قطار» و «دختر گمشده» است. کتاب «رهایت می‌کنم» در ژانر جنایی و کارآگاهی مخاطب را تا انتهای داستان با خود همراه می‌کند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «فهمیدم که نتونستین پلاک ماشین رو ببینین...» او گفت: «خیلی سریع اتفاق افتاد.» و کلمات تحریکش کردند تا احساساتش را بروز دهد و ادامه داد: «داشت درباره‌ی مدرسه‌ش حرف می‌زد و بعدش... فقط یه لحظه رهاش کردم.» و بند کیف را دور دستش محکم‌تر فشار داد و ری هم متوجه‌ پریدن رنگ انگشتانش شد. ادامه داد: «خیلی تند بود. ماشین خیلی تند اومد.» سؤال‌های ری را آرام جواب می‌داد و هیچ نشانه‌ای از خستگی که مسلماً حس می‌کرد نشان نمی‌داد. ری از به‌وجود‌آوردن چنین شرایطی متنفر بود، اما انتخاب دیگری نداشت. «راننده چه شکلی بود؟» مادر جیکوب گفت: «تو ماشین رو ندیدم.» «کس دیگه‌ای تو ماشین نبود؟» تکرار کرد: «تو ماشین رو ندیدم.» صدایش خشک و سرد بود. ری گفت: «خُب.» آخر قرار بود از کجا تحقیقات‌شان را شروع کنند؟ او به ری نگاه کرد و گفت: «پیداش می‌کنین؟ مردی که جیکوب رو کشته می‌گم. پیداش می‌کنی؟» صدایش شکسته بود و کلمات تکه‌تکه بیان می‌شدند و آخر به ضجه تبدیل شدند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۵)
Maryam R
۱۳۹۸/۰۹/۲۶

به معنای واقعی فوق‌العاده بود، تا قبل از شروع بخش دوم ماجرا آروم پیش میره ولی از شروع بخش دوم داستان اونقدر جذاب میشه که دوست داری با سرعت هرچه بیشتر بخونیش تا فقط بفهمی ماجرا چیه؟ و باید بگم

- بیشتر
sama
۱۳۹۸/۰۷/۱۸

اوایلش معمولی،اواسطش شوکه کننده و تا انتها بسیار جذاب و خواندنی👌

بيژن
۱۳۹۸/۰۹/۲۹

یه داستان پلیسی جنایی که روند آرومی داره. به نظرم قشنگ بود چون نمیشد خیلی راحت اصل ماجرا رو حدس زد و مثل خیلی از داستانهای جنایی، یهو داستان تموم نمیشه طوری که نفهمی آخرش چطور شد.

shayestehbanoo
۱۳۹۸/۰۹/۱۷

داستان خیلب عادی و شاید اروم شروع میشه با این حال نگارش و ترجمه ی خوبش باعث میشه کشش داشته باشه برای ادامه ی داستان نقطه ی عطف خوب و به موقعی داره ولی یک سوم پایانی رمان با اینکه

- بیشتر
هنگامه محمدی
۱۳۹۸/۱۲/۱۷

به معنای واقعی کلمه آدمو زجر کش میکنه تا به جاهای جذابش برسه. تا بخش دوم که تقریبا موضوع اصلی شروع میشه هییییچ چیز جذابی نداره. از بخش دوم تازه غافلگیری و تعلیق و جذابیت شروع میشهو تقریبا راضی کننده

- بیشتر
خاکستری
۱۳۹۷/۱۱/۱۸

آب بستن بهش مثل زمین کشاورزی

شقايق بانو
۱۳۹۸/۰۱/۰۸

خیلی کتاب خوبی بود و ترجمه خوبی داشت

javid
۱۳۹۹/۰۹/۲۵

داستان شروع هیجان انگیزی داشت ولی تا حدود صفحه ۳۶۰ ریتم بسیار آرامی داشت که فقط ترجمه خوب و روان باعث می‌شه ادامه بدی، داستان های حاشیه ای ناتمام باقیماندن که البته در رابطه با اصل داستان نبودن ولی خیللللی

- بیشتر
زهره
۱۳۹۶/۰۵/۲۱

خیلی جالبه نمیدونم هدف کتاب این بوده که خواننده را تا حداقل فصل ۲ به اشتباه بندازه که مادر جیکوب فرار کرده یا ترجمه باعث این اشتباه شده ولی هر چی که هست تو قسمت توضیحات هم اشتباه نوشته که

- بیشتر
fatemeh.seif
۱۳۹۶/۰۶/۲۴

بخش اول کتاب بسیار کند و حوصله سربر هست، روی هم رفته داستان خوبی بود، ترجمه افتضاح بود و اعصاب خورد کن!!!

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۰)
بعضی‌ وقتا باید بدونی کِی دیگه ادامه ندی.
🌼Mina
چقدر راحته که با آدمای کم‌توقع دوست باشی.
Marie Rostami
احمق بودم که فکر می‌کردم می‌تونم از گذشته فرار کنم. هر چقدرم تند فرار کنم، هرچقدر هم دور برم، باز هیچ‌وقت نمی‌تونم ازش جلو بیفتم.
🌼Mina
«خونواده‌ت رو نمی‌تونی انتخاب کنی. حیف.»
Marie Rostami
موهایش را با گل‌سرش بسته بود، موهای فر قهوه‌ای تیره‌اش، آشفته اطراف صورتش ریخته شده بود.
گیسو
درد، خیلی عادلانه، لیاقتمه
armdamani
این‌جا جایی‌یه که توش کار می‌کنم، فکر می‌کنم و فرار می‌کنم
armdamani
من رهاش کردم و به‌خاطر این‌ کارم هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم.
n re
می‌دونم اگه الان نرم، دیگه اصلاً نمی‌تونم برم.
n re
می‌شه راحت از یه زندگی بیرون رفت و یه زندگی جدید ساخت؟ باید امتحانش می‌کردم.
n re

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۳۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۶-۸‬‬
تعداد صفحات۳۳۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۶-۸‬‬