بهجای اینکه سرعتم رو کم کنم، سریعتر میدوم. باد موهام رو تو صورتم میکوبه و سرم رو تکون میدم تا کنارشون بزنم. یه لحظه پامو رو یه صخرهی لغزنده میذارم، بازوهام رو روبهروم باز میکنم و دستهام رو سنگ سردی میکوبم. زندهم. بیدارم. از کابوسها در امون میمونم.