
کتاب در جریان
معرفی کتاب در جریان
کتاب در جریان (In the Flow)، مجموعهای از جستارهای بوریس گرویس دربارهی هنر، نظریه و سیاست است و به سراغ پرسشهایی میرود که از دل تجربهی هنر آوانگارد، موزههای معاصر، اینترنت و شکلهای تازهی کنشگری هنری بیرون آمدهاند. گرویس با طرح ایدهی سیالشناسی هنر و نقد نهاد موزه، خواننده را وارد بحثی میکند که در آن هنر نه به عنوان مجموعهای از اشیای ثابت و ماندگار، بلکه به مثابهی رویداد، جریان و اطلاعات فهمیده میشود. اشکان صالحی این کتاب را برای نشر هنوز ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در جریان
کتاب در جریان مجموعهای از جستارهای تحلیلی بوریس گرویس است که به واکاوی نسبت میان هنر معاصر با مفاهیمی چون زمان، سیاست، نظریه و تکنولوژیهای نوین دیجیتال میپردازد. گرویس در این اثر با رویکردی انتقادی، تحول هنر از تولید اثر ماندگار به تولید رویداد و اطلاعات را بررسی کرده و معتقد است هنر امروزی بیش از آنکه به دنبال جاودانگی در موزهها باشد، در پی پیوستن به جریان سیال زندگی و ماده است. او با مقایسهی کارکرد موزه و اینترنت، نشان میدهد که چگونه بایگانیهای مدرن از اشیای فیزیکی به سمت ثبت هالهی رویدادها حرکت کردهاند و موزه را نه یک فضای ایستا، بلکه به صحنهای برای اجراهای موقت و پروژههای گذرا تبدیل نمودهاند.
نویسنده در لایههای دیگر کتاب، به پیوند هنر با سنتهای فلسفی و کنشگری سیاسی میپردازد. او با بازخوانی مفاهیم ماتریالیستی و ایدهی هنر تامِ واگنر، به بررسی جریانات پیشرویی نظیر فلاکسس و موقعیتگرایان میپردازد تا نشان دهد هنر چگونه آگاهانه به خودسیالسازی روی آورده است. همچنین گرویس در بخشهای مربوط به نظریه و کنشگری، به چالش زیباییشناختیسازی اعتراضات سیاسی و اجرای دانش نظری در ساحت هنر اشاره میکند. او با نقد نگاههای کلاسیک و مدرن، این پرسش را مطرح میکند که در عصر غلبهی اینترنت و جریانهای مداوم اطلاعات، هنر چگونه میتواند مرز میان نقد نظری و کنش عملی را حفظ کرده یا بازتعریف کند.
خلاصه کتاب در جریان
در جریان مجموعهای است که در آن بوریس گرویس ایدهی اصلی خود را حول مفهوم سیالیت و جریان در هنر امروز سامان داده است. او نشان میدهد که چگونه پروژهی آوانگارد قرن بیستم برای برابریطلبکردن اشیا و زمانها، نهاد موزه را به چالش کشید؛ نهادی که وعدهی نوعی جاودانگی مادی برای آثار هنری میداد اما خود در معرض طوفانهای سیاسی، اقتصادی و تاریخی قرار داشت. در فصل «ورود به جریان» نویسنده از جستوجوی سنتی انسان برای تمامیت و جاودانگی آغاز میکند و آن را با تلقی ماتریالیستی از تمامیت جریان مادی مقایسه میکند. او استدلال کرده که اگرچه بدن انسان در معرض پیری و مرگ است، اما شخصیت و بایگانیهای مادی او از عمر بدن فراتر میروند و مانع ورود بیواسطه به جریان میشوند؛ از اینرو عمل انقلابی و خودسیالسازی هنری به عنوان راههایی برای تسریع مصنوعی جریان و رهاشدن از شخصیت تثبیتشده طرح شده است.
فصل «زیر نگاه نظریه» کتاب، به این میپردازد که چرا در زمانهای که هنر دیگر برای عموم دشوار تلقی نمیشود، نظریه همچنان برای هنر محوری است. گرویس توضیح داده که در جهانی پر از سنتهای متکثر، هنرمند برای اینکه بداند چه میکند و هنر چیست، به نظریه نیاز دارد؛ نظریهای که پیش از عمل هنری میآید و امکان جهانیشدن هنر را فراهم میکند. در فصل «در باب کنشگری هنری» گرویس به بحثهای پیرامون کنشگری هنری میپردازد؛ کنشی که میخواهد از نقد صرفِ نظام هنر فراتر رود و در تغییر شرایط واقعی زندگی، از مناطق محروم تا وضعیت مهاجران و کارگران نهادهای هنری، مداخله کند. او در ادامه، کنشگری هنری را در نسبت با فروپاشی نهادهای اجتماعی مدرن، جایگزینی جامعهی مبتنی بر شباهت با جامعهی مبتنی بر تفاوت و بازار، و نقش هنر در تولید نوعی امر اجتماعی تازه بر پایهی اشتراک در فناپذیری و خطر مشترک، تحلیل کرده است.
چرا باید کتاب در جریان را بخوانیم؟
این کتاب نشان میدهد که چگونه جابهجایی از اثر به رویداد و از شی به سند در هنر امروز، با تغییر کارکرد موزهها، گسترش بایگانیهای دیجیتال و تجربهی زیستهی زمان سیال گره خورده است. برای کسانی که با هنر معاصر، نمایشگاهها و پروژهها سروکار دارند، تحلیل گرویس زاویهی دید تازهای نسبت به این فضاها میدهد. این کتاب همچنین برای فهم نسبت هنر و نظریه در زمانهای که هر فعالیتی نیازمند توضیح نظری است، تصویری روشن ارائه کرده است.
خواندن کتاب در جریان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن در جریان به کسانی پیشنهاد میشود که در حوزهی هنر معاصر، نقد هنری، کیوریتوری و مطالعات موزه کار یا تحصیل میکنند. همچنین کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران فلسفه، مطالعات فرهنگی و نظریهی رسانه هم مفید خواهد بود.
بخشی از کتاب در جریان
«به طور سنتی مشغولیت اصلی فرهنگ انسانی جستوجوی تمامیت بود. این جستوجو در حکم میل سوژههای انسانی بود به غلبه بر جزئیت خودشان، خلاص شدن از "دیدگاهها"ی خاصی که با «شکلهای زندگی» شان تعریف میشد و دستیابی به جهانبینی عمومی، کلی و عامی که در همه جا و هر زمان معتبر باشد. منشأ میل فرد به تعالی جستن از جزئیتش لزوماً در سرشت وجودی خود سوژه نیست. میدانیم که امر جزئی همواره مشمول و تابع کل است. پس میل به تمامیت صرفاً میل به آزادی است. و این میل نیز لازم نیست به نوعی نهفته در طبیعت انسان تلقی شود. نمونههای تاریخی خودآزادسازی تحت لوای تمامیت را میشناسیم و میتوانیم این نمونهها را تقلید کنیم ــ همانطور که میتوانیم هر شکل دیگری از زندگی را تقلید کنیم.
مثلاً افسانههایی را میشنویم و میخوانیم که پیدایش جهان، عملکرد آن و پایان ناگزیرش را توصیف میکنند. در این افسانهها با خدایان و نیمهخدایان و پیامبران و قهرمانان روبهرو میشویم. همچنین رسالههایی فلسفی و علمی را میخوانیم که جهان را بر اساس اصول عقل توصیف میکنند. در این متون با سوژهٔ استعلایی، ناخودآگاه، روح مطلق و بسیاری از چیزهای مشابه دیگر روبهرو میشویم. همهٔ این روایتها و گفتمانها متضمن قابلیتی در ذهن بشرند برای آنکه از سطح وجود مادیاش بالاتر رود و به خدا یا عقل کلی دست یابد ــ برای آنکه بر کرانمندی و فناپذیری خودش فائق آید. دستیابی به تمامیتْ عین دستیابی به فناناپذیری است.»
حجم
۲۱۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه
حجم
۲۱۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه