
معرفی کتاب عشق در سال های قحطی
کتاب عشق در سال های قحطی نوشتهٔ نگین پوراسلامی و ویراستهٔ اسکندر متقی زاده است و انتشارات ندای الهی آن را منتشر کرده است.
درباره کتاب عشق در سال های قحطی
خلاصهٔ این داستان در کتاب اینطور آمده است: «سیاهی شب قشنگه، اما سیاهی روزهایی که نیستی غیر قابل تحمله! من گیس سیاه هستم، دختر جهانگیر خان. وقتی به دنیا آمدم، وقتی اسمم رو گیس سیاه گذاشتند. کسی فکر نمیکرد یک اسم ساده میتواند طالع و بخت منو مثل شب سیاه کند. من بخاطر یک عشق، بخاطر یک خواستن تمام روزهای زندگیم رنگ شب شد. وسط قحطی بزرگ، وسط طاعون و تیفوس بود. من همه چی دیدم، دیدم و زنده ماندم تا سرنوشت هر طور میخواهد مرا بازی دهد.
دنیا کوچک هست. شاید آرزوهای ما بزرگ باشد که دنیا را کوچک میبینیم. درست زمانی که توقع نداشتم دوباره دستهای سرنوشت منو به لوطی رساند و خوشبخت عالم شدم و از این عشق و سرنوشت مستانه میخندیدم...
گیس سیاه، زن پهلوان بزرگ شهر که همه روی اسمش قسم میخوردند اما رازی بزرگ زنی سیاه را که اهل "زنگه بار" بود فهمید و زندگی همه ما را عوض کرد.»
خواندن کتاب عشق در سال های قحطی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران داستانهای ایرانی پیشنهاد میکنیم.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب عشق در سال های قحطی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | عشق در سال های قحطی |
|---|---|
| موضوع: | رمان، عاشقانه، داستان ایرانی |
| نویسنده: | نگین پوراسلامی |
| ویراستار: | اسکندر متقی زاده |
| انتشارات: | انتشارات ندای الهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۴۰۱/۰۵/۰۳ |
| فرمت کتاب: | |
| حجم فایل کتاب: | ۱۰.۷۲ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۶۱۱۳۷۶۰ |
| تعداد صفحهها: | ۶۴۰ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۷۹۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
تا حالا اسم گیس سیاه رو نشنیده بودم و به نظرم انتخاب اسم این شخصیت به جریان سازی داستان کمک بزرگی کرده توی این داستان پر از اتفاقات هست که قلب آدم لحظه به لحظه به تپش میوفته من که...بیشتر
خیلی کلیشه ای بود و شخصیت گیس سیاه راحت با مرگ خانواده اش کنار اومد در اصل باید تا مدت ها تو خودش میبود اما فردای روزی که اومد خونه لوطی برق چشمای لوطی دلشو برد و اون همه داغ...بیشتر
نویسنده میتونست با قلم و تصویر سازی خوبی که داره رمان و قشنگ و نزدیک تر به واقعیت بنویسه من که کامل نتونستم کتاب رو بخونم و به نوعی حالم بد شد . در کل خوندن اش رو به کسایی...بیشتر
اگه وققتون براتون ارزشمند هست این داستان رو نخونید.
داستان پردازیش خوبه حال و هوای تهران قدیم را حس میکنی کمی غلو توش هست
خیلی داستان مزخرفی بود و اصلا سلسله حوادث منطقی نوشته نشده بود .واقعا وقت رو بیهوده تلف کردن بود
نوشته ای ضعیف،انگار نویسنده یه دختر ۱۴ ساله بوده،حیف زمانی که صرف خوندنش بشه.مگه اصلا صیغه ی خواهر برادری داریم؟نویسنده از اطلاعات کمی برخورداره.
تو فصل اول فکر کردم قصه ی تکراری پهلوونی و لوطی گری هستش ولی با شروع فصل دوم کلا چارچوب فکریت تغییر میکنه . همش از خودت میپرسی یعنی کدوم یکی بیشتر حق داره . خیلی قلم نویسنده خوب بود...بیشتر