
کتاب نجواها
معرفی کتاب نجواها
کتاب نجواها با عنوان اصلی The Whispers نوشتهٔ گرگ هاوارد و ترجمهٔ مریم عربی است. انتشارات علمی و فرهنگی این رمان فانتزی نوجوان را منتشر کرده است. این اثر در سال ۲۰۲۰ نامزد جایزه ادگار بوده است. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نجواها
کتاب نجواها رمانی فانتزی است که برای نوجوانان نگاشته شده است. گرگ هاوارد این اثر را در ۲۷ فصل به رشتهٔ تحریر درآورده که عنوان آنها عبارت است از «بدترین کارآگاه پلیس دنیا»، «بیست و هشت کلمه در سه روز»، «گروه همسرایان ذرتی عید گلریزان»، «سالاد میوه ۵-۴-۳-۲-۱»، «وضعیت من»، «بابانوئل کوچولوی سیاهپوست»، «ابرقهرمان روستایی خودم»، «جعبهٔ مرگ زردرنگ غولپیکر»، «هیچ کاری با نمیتوانم و اگر، شدنی نیست»، «زمان جادویی»، «شایعه»، «کلمهٔ روز پلیسها»، «پلنگ سیاه در برابر کاپیتان آمریکا»، «گوش کن، چوب را با چاقو بتراش و منتظر باش»، «جن در برابر سلطان ابرقهرمانان روستایی»، «عالیترین لحظه در تاریخ لحظهها»، «باهوشترین سگ در تاریخ سگها»، «کلمهٔ زشت»، «کنی پسر اهل کنتاکی»، «سرزمین مردکای متیوز»، «لانهٔ جن»، «معاشرت با یک جن»، «سد سگهای آبی»، «کارولین رایلی جیمز»، «بدترین برادر در تاریخ برادرها؟»، «از دماغ فیل افتادن» و «شب به خیر، عزیزم».
خواندن کتاب نجواها را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به نوجوانان دوستدار رمانهای فانتزی پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب نجواها
«من اول با او مشکلی نداشتم. فکر میکردم بامزه و جالب است. تابستان گذشته، آن هفتهای که کنی به دیدن خانوادهٔ گری آمد، جوری رفتار میکرد که انگار ترجیح میدهد به جای وقتگذرانی با پسرخالههای روستایی جدیدش، با من وقت بگذراند. این باعث میشد که حس خوبی داشته باشم. اینکه آدم جدیدی را داشته باشی که با او بازی کنی، برای تنوع خوب بود؛ کسی که چیزهایی متفاوت از آنچه در مدرسههای باکینگهام به ما درس میدهند، میدانست. کسی که معنای کلمهها را در یک زبان کاملاً متفاوت بلد بود. کسی که یک قاتل مشهور سنجاب نبود. و کسی که نمیترسید اعتراف کند که کارآگاه چیس کوپر در سریال دایرهٔ تحقیقات جنایی: شیکاگو چقدر خوشتیپ است. ولی کمکم همهٔ رفتارهایش روی اعصابم رفت. از اینکه از من سوءاستفاده میکرد و کارگاه بابا را پاتوق خلافکاریهایش کرده بود، لجم میگرفت.
آن روزها وقت کمتری را با مامان میگذراندیم؛ مخصوصاً از وقتی آن شغل موقت در مرکز درمانی منطقهٔ آپتون را قبول کرد. کار چندان ثابت و مداومی نبود. یک هفته روزی سه یا چهار ساعت به آنجا میرفت و بعد تا دو یا سه هفته بعد برای رفتن دوباره به آنجا با او تماس نمیگرفتند. وقتی کار میکرد، همیشه خسته به خانه برمیگشت و مستقیم به رختخواب میرفت. بابا از اینکه مامان مجبور شده بود در بیمارستان کار کند، اصلاً خوشش نمیآمد، ولی به ما گفت که این وضعیت موقتی است تا اینکه اوضاع بهتر شود. فکر کنم بابا در پیدا کردن کارهای ساختمانی مشکل پیدا کرده بود، چون خیلی بیشتر در خانه میماند.»
حجم
۲۰۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
حجم
۲۰۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه