معرفی و دانلود کتاب دیوان رهی معیری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دیوان رهی معیریsubscriptionAvailable

کتاب دیوان رهی معیری

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۴۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
رهی معیری، نرگس علی مردانی
انتشارات: 
نشر وزرا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دیوان رهی معیری

«دیوان رهی معیری» مجموعه‌ای از سروده‌های رهی معیری(۱۳۴۷-۱۲۸۸)، شاعر معاصر ایرانی است.

رهی معیری در آغاز شاعری، در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست مرحوم وحید دستگردی تشکیل می‌شد شرکت جست و از اعضای موثر و فعال آن بود و نیز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای موسس و برجسته آن به شمار می‌رفت. رهی در سال‌های آخر عمر در برنامه گل‌های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد.

درباره رهی معیری

رهی معیری (Rahi Mo'ayyeri) با نام واقعی «محمدحسن معیری»، در ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ به دنیا آمد و در ۲۴ آبان ۱۳۴۷ درگذشت. او یکی از شناخته‌شده‌ترین شاعرها و ترانه‌سرایان ادبیات معاصر ایران است. عمدهٔ سروده‌های برجستهٔ او در دو کتاب «سایهٔ عمر» و «آزاده» به انتشار رسیده‌ است. او در خانواده‌ای برجسته و اهل هنر و در تهران به دنیا آمد. پدرش پیش از تولد او چشم از جهان فرو بست. رهی معیری پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ در تهران، به دستگاه دولتی وارد و در مشاغل مختلفی مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۲۲، به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (که بعداً به وزارت صنایع تغییر یافت) رسید. پس از بازنشستگی از این وزارت، به استخدام کتابخانهٔ سلطنتی درآمد. در واپسین سال‌های زندگی‌، سرپرستی برنامه‌ای رادیویی با عنوان «گل‌های رنگارنگ» را بر عهده داشت. علاقهٔ او به شاخه‌های مختلف هنری (از قبیل ادبیات، موسیقی و نقاشی) از همان سنین کودکی آشکار بود. از ۱۷سالگی سرایندگی را آغاز کرد و تخلص «رهی» را برای خود برگزید. با عضویت در «انجمن ادبی حکیم نظامی» که وحید دستگردی آن را اداره می‌کرد، به‌‌صورت جدی وارد دنیای شعر و ادب شد. به‌محض عضویت در این انجمن، به یکی از اعضای فعال و مؤثر آن بدل گشت. بعدها در انجمن‌های مشهور دیگر از قبیل «انجمن ادبی فرهنگستان»، «انجمن موسیقی ایران» و «جامعهٔ باربد» نیز فعالیت جدی داشت.

زندگینامه و معرفی آثار رهی معیری را در صفحه این شاعر مطالعه کنید.

در یکی از غزل‌های رهی از این مجموعه می‌خوانیم

ساقی بده پیمانه‌ای، زآن می‌که بی‌خویشم کند

بر حسنِ شورانگیز تو، عاشق‌تر از پیشم کند

زان می‌که در شب‌های غم، بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم، فارغ ز تشویشم کند

نور سحرگاهی دهد، فیضی که می‌خواهی دهد

با مسکنت شاهی دهد، سلطان درویشم کند

سوزد مرا سازد مرا، در آتش اندازد مرا

وز من رها سازد مرا، بیگانه از خویشم کند

بستاند ای سروسهی، سودای هستی از رهی

یغما کند اندیشه را، دور از بد اندیشم کند

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دیوان رهی معیری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدیوان رهی معیری
موضوعشعر معاصر، شعر کلاسیک
نویسندهرهی معیری
گردآورندهنرگس علی مردانی
انتشاراتنشر وزرا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۷/۱۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۶۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۳۲۳۲۵۱
تعداد صفحه‌ها۲۱۳ صفحه
قیمت کتاب۴۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه کتاب باز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

plato
۱۳۹۷/۰۶/۲۳

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا...بیشتر

۱۲
S
۱۳۹۷/۰۲/۲۹

پیشنهاد میکنم این دیوان شعر را بخوانید. زیبا سروده شده،علاقه مند میشوید.

۲
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۴/۰۳

کتاب بیست و‌دوم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی با خواندن این اشعار حال انسان خوب میشه و مدتی مسایل دنیا و مشکلات زندگی را فراموش می کنه چقدر زیبا و شیرین سروده شاعر ولی کتاب یک ویرایش اساسی نیاز داره، در خیلی...بیشتر

۲
رسول
۱۳۹۷/۰۲/۳۰

شاید باورتون نشه ولی رهی مال همین قرنه..❤

۰
غریبه
۱۳۹۶/۰۲/۰۷

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام چون خاک در هوای تو از پا فتاده‌ام چون اشک در قفای...بیشتر

۰
sadeghi
۱۳۹۷/۰۵/۰۹

بسیار زیبا ودلنشین،بازبانی ساده وبدون تکلف. رهی افزون بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. از این رو وی اشعاربسیاری را برای ترانه وتصنیف ها سروده است؛ برای نمونه می توان از ترانه معروف «شد خزان» نام برد که «سید...بیشتر

۰
M.Mohammadi
۱۳۹۷/۰۲/۳۰

برای نسل امروز اشعارش عالیه حتما این کتابو بخونید

۰
|قافیه باران|
۱۳۹۸/۰۸/۰۵

و سوگند به قلم...❤ باید بگم تمام اشعارش رو دوست داشتم و حالم رو خوب کرد...(فقط نمیدونم چرا شعر خلقت زن انقدر بدبینانه بود!) وقتی اشعار جناب معیری رو میخونید ،انگار که در نهایت راحتی سروده شده باشند! بدون تکلف ، فی...بیشتر

۲
موراکامی کوچک⛅
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۰

اولین بار دوران دبیرستان، اتفاقی کتاب دیوان اشعار رهی معیری رو توی کتابخونه‌ی مدرسه پیدا کردم و به امانت گرفتم و خدای من! اشعار این مرد قلبتون رو لمس میکنه 💖 در وصفش فقط میتونم از بیت شعر خودشون استفاده کنم: «آن کیست که...بیشتر

۰
Hafez gomroki
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۷

به شدت جذاب و گرم فضای شعرها واقعا دلنشینه

۰
آسمان‌‌نگاه‌‌دخترک‌‌نویسنده¯
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۶

سال نهم، با اشعار آقای رهی مُعیری، آشنا شدم و اونقدر شعرهاش‌ون به دلم نشست که تموم اشعارشون رو حفظ کردم;) در این‌ چند سال‌، با شعر های ایشون زندگی کردم...

۰
فاطمه.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۵

جالب.

۰
رحمن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۰۴

رهی از ناله ام خون می چکد اما نمی دانم که بعد از من کسی یادم کند یا نه

۰
mohan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۲

اشعار رهی معیری ثابت میکند میتوان بعد از شاعران نامدار قرن های ۶ و ۷ و... هم شاعر خوب بود.... اشعاری با جزئیات فراوان و زیبایی کم نظیر البته به شرط همراهی کردن فکر با شعر

۰
علی
۱۳۹۸/۰۳/۲۳

اشعاررهی لطیف ودلگشاست ونمونه عالی از غزل معاصر فارسی است

۱

بریده‌هایی از کتاب

مادربزرگ💝
۱۲۱
باید خریدارم شوی، تا من خریدارت شوم وزجان و دل یارم شوی، تا عاشق‌زارت شوم من نیستم چون دیگران، بازیچه‌ی بازیگران اول به دام آرم ترا، و آنگه گرفتارت شوم
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۵۰
سوزد مرا سازد مرا، در آتش اندازد مرا وز من رها سازد مرا، بیگانه از خویشم کند
مادربزرگ💝
۴۵
آیینه صبح داریم دلی، صاف‌تر از سینه‌ی صبح در پاکی و روشنی، چو آیینه‌ی صبح پیکار حسود با من امروزی نیست خفاش بود دشمن دیرینه‌ی صبح ۱۳۴۱
Hooryar
۳۵
امروز می‌خوری غم فردا و همچنان فردا به خاطرت، غم فردای دیگر است
M.Mohammadi
۳۴
کیم من؟ آرزو گُم کرده‌ای تنها و سرگردان نه آرامی، نه امیدی، نه همدردی، نه همراهی
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۳۲
با دل روشن، در این ظلمت سرا افتاده‌ام نور مهتابم، که در ویرانه‌ها افتاده‌ام
plato
۳۱
کیم من، دردمندی، ناتوانی اسیری، خسته‌ای، افسرده جانی
mahdi_yar
۳۰
در میان آشنایانم، ولی بیگانه‌ام
فائزه قائمی
۲۸
یا عافیت از چشم فسون سازم ده یا آنکه، زبان شکوه‌ پردازم ده یا درد و غمی که داده‌ای، بازش گیر یا جان و دلی که برده‌ای، بازم ده
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲۴
از آتش سودایت، دارم من و دارد دل داغی که نمی‌بینی، دردی که نمی‌دانی