کتاب شرح درد اشتیاق + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

معرفی کتاب شرح درد اشتیاق

کتاب شرح درد اشتیاق با عنوان فرعی ‌خاطرات دکتر محمدرضا ظفرقندی نوشتهٔ راحله صبوری است که ‌ انتشارات سوره مهر‬ آن را منتشر کرده است. این اثر خاطرات دکتر محمدرضا ظفرقندی معلم، پزشک تیم اضطراری جنگ، استاد و مدیر گروهِ جراحی دانشگاه علوم پزشکی تهران، رئیس بخش جراحی عروق و اندوواسکولار و مرکز تحقیقات ترومای بیمارستان سینا، رئیس سازمان نظام‌پزشکی کشور و از جراحان نامی است.

درباره کتاب شرح درد اشتیاق

در این کتاب، خاطرات به روش معمول خاطره‌نگاری در تاریخ شفاهی نگاشته شده‌اند. مجموع کل مصاحبه‌ها ۴۰ ساعت بوده است. اولین مصاحبه‌های حضوری در سال ۱۳۹۵ در بیمارستان سینا انجام شده‌اند. پیاده‌سازی، تدوین اولیه و جمع‌آوری اسناد هم حدود ۴ سال زمان می‌برد. مصاحبه‌های تکمیلی در سیاه‌ترین روزهای پاندمی کرونا در بیمارستان سینا در حالی انجام شد که کشورمان دستخوش حوادث تلخ ناشی از این پاندمی بود. دکتر ظفرقندی نیز مانند هم‌قطاران خود در خط مقدم مقابله با بیماری کرونا به این بیماری مبتلا و در بیمارستان بستری شد و بعد از مدتی سلامتی خود را به‌دست آورد.

این سؤال حائز اهمیت است که چرا خاطرات پزشکان تیم اضطراری جنگ قابل تأمل و توجه است؟

این گروه، تیمی حرفه‌ای و آموزش‌دیده با تخصص‌های مختلف پزشکی بود که از سراسر کشور داوطلب اعزام به خط مقدم می‌شد. گروه محدودی که ارتباط مستقیم با ستاد اعزام به جبهه و حتی فرماندهان جنگ داشت باید در هر موقعیتی از شبانه‌روز، به محض اعلام نیاز، در کوتاه‌ترین زمان خود را به مناطق عملیاتی برساند و در مراکز درمانی خط مقدم نبرد خدمت کند. برای همین احتمال خطر و شهادت برای این گروه بیش از بقیهٔ اعضای تیم امداد و نجات بوده است.

دکتر محمدرضا ظفرقندی از معدود پزشکان متخصصی است که در بحبوحهٔ عملیات و مأموریت‌های متعدد، تا پست امداد و نزدیک‌ترین نقطه به خط دشمن جلو رفته و زیر آتش دشمن، به کمک و مداوای مجروحان پرداخته است.

او در یکی از مأموریت‌های امداد در عملیات والفجر ۴، بر اثر بمباران شیمیایی عراق از ناحیهٔ ریه، پوست و چشم دچار مصدومیت شیمیایی شد که عوارض آن تا امروز با او همراه هستند. تجربهٔ زیستهٔ درک از درد و رنج مجروحان شیمیایی، او را به این فکر انداخت تا یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های تحقیقاتی در زمینهٔ عوارض بیماری مجروحان شیمیایی در جنگ تحمیلی را انجام دهد. این پروژهٔ تحقیقاتی ۱۰ سال طول کشید و نتیجهٔ آن مقاله‌ای شد که در سطح بین‌المللی مورد توجه قرار گرفت و همه‌ٔ جهان را از ظلم رژیم بعث عراق در استفادهٔ غیرقانونی از سلاح‌های شیمیایی مطلع کرد.

زبان و لحن کتاب ساده، صمیمی و صادقانه است و همین ویژگی‌ها تأثیرگذاری آن را بیشتر می‌کند.

راحله صبوری با کمک دکتر ظفرقندی برخی اصطلاحات و تعاریف تخصصی در حوزهٔ پزشکی را به فارسی ساده برگردانده تا فهم وقایع برای مخاطب آسان‌تر باشد. همچنین در پایان هر فصل اسناد، عکس‌ها و یادداشت‌های روزانه‌ای از عملیات‌های والفجر ۴ و خیبر آورده شده که تصویر روشن‌تری برای خوانندگان به‌وجود می‌آورد.

خواندن کتاب شرح درد اشتیاق را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به علاقه‌مندان به زندگی‌نامهٔ رزمندگان جنگ ۸‌سالهٔ ایران و عراق پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب شرح درد اشتیاق

«وقتی حجم مجروح کم بود، با همکاران از سوله بیرون می‌آمدیم تا هوایی بخوریم. روی رمل‌ها قدم می‌زدیم و از این در و آن در حرف می‌زدیم. نوبتی از بین خودمان یک شهردار انتخاب کرده بودیم که کار نظافت سنگر و شستن ظرف‌ها را انجام می‌داد. او هر روز سهمیهٔ نان و غذای پزشکان را از تدارکات می‌گرفت. صبح‌ها در کتری چای درست می‌کردیم و با نان و پنیر، دور هم صبحانه می‌خوردیم. اوایل چای را در قوطی کمپوت یا شیشه مربا می‌خوردیم و همه‌چیز ساده بود. بعدها لیوان‌های پلاستیکی یا شیشه‌ای جایگزین کردند. هر روز ناهار را توی یک قابلمهٔ بزرگ می‌آوردند و وسط سنگر استراحت پزشکان می‌گذاشتند. بیشتر وقت‌ها قیمه بود، نه به آن معنی معمولش، بلکه یک برنج درهم‌وبرهمی که مقداری رب گوجه‌فرنگی به آن زده بودند و فقط رنگش قرمز بود. یک نفر با بشقاب، آن را توی بشقاب‌های رویی می‌ریخت و پخش می‌کرد. گاهی قاشق هم نداشتیم و مجبور بودیم با دست و نان بخوریم. اما فضای صمیمی و دوستانه‌ای که بین همکاران بود، تحمل آن سبک زندگی و کمبودها را آسان می‌کرد. کسی از آن وضعیت گله نداشت. تنها دغدغهٔ ما خدمت به رزمندگان بود و کم‌وکاستی به چشم نمی‌آمد.

اوایل پیروزی انقلاب، در پادگانی در غرب تهران آموزش نظامی دیده بودم، با انواع سلاح، تکنیک‌های رزم و شیوهٔ دفاع از خود آشنا بودم. اما آنجا کار اصلی‌ام در اورژانس و سروکارم با مجروحان بود. در آن عملیات کار به جایی نرسید که ما سلاح دست بگیریم.»

نظرات کاربران

علی(م)
۱۴۰۳/۰۵/۲۶

کتاب خوبی برای درک کردن احوال پزشکان در زمان جنگ است. یکی دو مورد اشتباهات در اعلام تاریخ دارد، مثلا شروع کربلای ۵ را نوزده اسفند ذکر کرده در صورتی که نوزده دی هست. یکی دو مورد اینگونه دارد که

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

یکی از چیزهایی که همیشه دکتر در جلسات هفتگی و دانش‌آموزی گوشزد می‌کرد، این بود:«دنبال پول نروید. سعی کنید کاری که درست است انجام بدهید؛ مطمئن باشید پول هم به دنبالش خواهد آمد. ولی اگر فقط دنبال پول باشید، همیشه باید دنبالش بدوید و ممکن است به چیزی که می‌خواهید نرسید.» این حرف‌ها برای من باارزش بود و آن را تا امروز سرلوحهٔ کارم قرار داده‌ام.
کاربر ۷۲۵۶۰۹۸
نگرش تک‌بعدی یک پزشک به موضوع سلامت جسمی بیماران، نگاه کامل و درستی نیست. سلامت انسان‌ها جدای از سلامت جامعه و وضعیت اجتماعی نیست. وضعیت اقتصادی، محیط زیست، فقر و تنش‌های اجتماعی، بی‌عدالتی و شاخص‌های متعدد دیگر در سرنوشت جامعه و سلامت انسان‌ها مؤثر است. تکامل انسانی و رشد انسان کامل در گرو اصلاح همه‌جانبهٔ این شرایط است. بنابراین پزشک جامعه‌نگر و دلسوز، باید علاوه بر پرداختن به حرفهٔ پزشکی، دغدغهٔ اصلاح امور اجتماعی و اقتصادی مردم را هم داشته باشد.
raz
عرصهٔ سیاست، عرصهٔ ناملایمات، نامردمی‌ها و بعضی رفتارهای نادرست است. اعتقادم این است که اخلاق را نباید قربانی سیاست کرد. اینکه به هر قیمتی، هر کاری انجام دهیم، برای رسیدن به یک هدف سیاسی، درست نیست و عواقب و عوارض سخت و گاهی جبران‌نشدنی برای یک ملت دارد. اثرهای سوء این رفتارها و تصمیمات اشتباه تا سال‌های طولانی باقی می‌ماند.
raz
وقتی پزشک می‌شویم، مسئولیت انسان‌ها و بیماران بر دوشمان می‌افتد و در درد و رنجشان شریک می‌شویم. پزشکی یک حرفهٔ بدون مرز است و یک پزشک، یک انسان بدون مرز. انسانی که پس از پزشک‌شدن از قالب و چارچوب زندگی روزمرهٔ عادی بیرون رفته و همهٔ زندگی و دانشش وقف خدمت به مردم می‌شود. این حرفه سراسر عشق به انسانیت و عشق به خدا است.
Fatemeh Akbarnejad24
دکتر با همان ویژگی‌های همیشگی، یعنی سخت‌کوشی و تواضع و دلسوزی از ساعت ۶ صبح تا ۸ شب کار می‌کرد و شب با یک بغل پوشه و کار انجام‌نشده، به منزل می‌رفت. فردا صبح زود، همهٔ مطالب را خوانده و تعیین تکلیف کرده بود و از من می‌خواست کارها را تا حصول نتیجه، پیگیری کنم
کاربر ۷۲۵۶۰۹۸
خدایا عاقبت ما را ختم به‌خیر گردان.
Zeinabej
در میان پیکرهای مجروح و خونین که گرمای زندگی زیر پوستشان جریان داشت، دنبال قلب‌هایی می‌گشتم که هنوز می‌تپد. «گوش‌دادن»، در آن همهمه و سروصدا، واژه‌ای بی‌معنی بود. آنجا صدایمان به همکارانمان هم نمی‌رسید چه برسد بخواهیم صدای ضربان آرام یک قلب را بشنویم. اما من در سخت‌ترین لحظات هم دنبال روزنهٔ امید بودم. به دست‌هایم التماس می‌کردم نبض‌های هرچند ضعیف را بادقت لمس کنند. چشم‌های بی‌رمق، چهره‌های خاک‌آلود و محل‌های تیر و ترکش را خوب بررسی می‌کردم و با همهٔ وجود می‌خواستم تپش‌های آرام زندگی را در وجود تک‌تکشان حس کنم. هر بار با دیدن نشانه‌هایی از زندگی در وجود هرکدام، در دلم جشنی به پا می‌شد و می‌گفتم این یکی زنده است. آن وقت معاینات دقیق‌تر و اقدامات لازم اولیه را انجام می‌دادم و روی برگه‌ای می‌نوشتم «اورژانس» یا «انتقال به اتاق عمل» و می‌چسباندم روی سینهٔ مجروح و نفر بعدی... .
Fatemeh Akbarnejad24
یک بار دیدم، یکی از رزیدنت‌های خوبم با همراه مریض دعوا می‌کند، گفتم:«چرا دعوا می‌کنی؟» گفت:«با من بد حرف زد!» کشیدمش کناری و گفتم:«او مریض دارد و اعصابش خرد است. نباید انتظار داشته باشیم حرف خوب بزند. اگر آمد تعریف و تمجید کرد و شما هم رسیدگی کردی که هنر نکردی، وظیفه‌ات را انجام دادی. اگر عصبانی و ناراحت بود و شما صبر و تحمل کردی، این هنر است!»
Fatemeh Akbarnejad24
اعتقادم این است، هر مسئولی باید بعد از مدتی مسئولیت را به فرد دیگری بسپارد. مسئولیت‌های اجرایی مثل مسابقهٔ دوی امدادی است، یعنی به شما یک مشعل می‌دهند، چهارصد متر می‌دوید، خسته می‌شوید، می‌سپارید به نفر بعدی. نفر بعدی هم باید با انرژی بیشتری بدود و برساند به نفر بعد از خود. اگر کسی نگاه درست و منطقی به مسئولیت اجرایی داشته باشد، باید به موقع مسئولیتش را به دیگری واگذار کند.
Fatemeh Akbarnejad24
باور من به جملهٔ معروفی منسوب به کِندی نزدیک است که می‌گوید:«نگویید این مملکت برای من چه‌کار کرده؟ یک بار هم بگویید من برای مملکت چه کرده‌ام؟» ما به عنوان عضوی از جامعه وقتی مؤثر و مفید هستیم که علاوه بر کارهای روزمره و یومیه، درصدد رفع مشکلاتی در حوزهٔ کاری‌مان باشیم که جامعه با آن درگیر است و سعی کنیم وضعیت موجود را یک قدم جلو ببریم. بر همین اساس، همیشه سعی کردم در رشتهٔ کاری خودم، خدمتی خلاقانه انجام دهم که کارساز و برای جامعه مفید باشد.
Fatemeh Akbarnejad24
روزگاران: کتاب از سفر برگشتگان
آرش حکمیان
اسارت به روایت رستم خرم‌دین
افضل قائمی‌کاشانی
شب‌های بی‌مهتاب: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی سرهنگ شهاب‌الدین شهبازی
محسن کاظمی
پاسیاد پسر خاک
محمد قبادی
یاس در قفس (داس‍ت‍ان‌ زن‍دگ‍ی‌ و ش‍ه‍ادت‌ غ‍ری‍ب‍ان‍ه‌ م‍ح‍م‍دج‍واد ت‍ن‍دگ‍وی‍ان‌)
جواد کامور بخشایش
از شریف تا لس آنجلس
سیدمجتبی عطاردی
از چنده لا تا جنگ
شمسی سبحانی
سنگ‌ریزه‌هایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)
فاطیما فاطری
من فاخره ام
فرزانه قائنی
خانه‌ام همین جاست؛ خاطرات افسانه قاضی زاده
گلستان جعفریان
هم سفر آتش و برف
فرهاد خضری
وسوسه های نوشه
کیانوش گلزار راغب
زلال
لیلا محمدی
زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زاده
محمدمهدی بهداروند
روزهای بی‌آینه (خاطرات منیژه لشکری، همسر آزاده خلبان، حسین لشکری)
گلستان جعفریان
رستگاری در جزیره
محمدعلی آقامیرزایی
برده سور
کیانوش گلزار راغب
خاطرات حبیب‌الله عسکراولادی
سیدمحمد کیمیافر
دشت عباس
محمدرضا خلیلی
اسرار جنگ به روایت اسرای عراقی
مرتضی سرهنگی

حجم

۳٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

حجم

۳٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

قیمت:
۳۸۰,۰۰۰
تومان