
معرفی کتاب کوازار (جلد اول، فرشتگان و شیاطین)
کتاب کوازار (جلد اول) نوشتهٔ پونه سعیدی در نشر موج منتشر شده است. این مجموعه کتاب رمانی فانتزی و جذاب است که جلد اول آن با نام فرشتگان و شیاطین منتشر شده است.
درباره کتاب کوازار (جلد اول)
کتاب کوازار داستان ساتی و سارا دو خواهر هستند که با هم در یک خانه زندگی میکنند و پدر و مادرشان را طی ۲ سال گذشته ازدستدادهاند. ساتی برنامهنویس است و در یک شرکت کار میکند. اول از کارش ناراضی است؛ اما وقتی قرار میشود دربارهٔ پروندهای خاص کار کنند نظرش تغییر میکند. سالها نوسانات برق در قسمتهای مختلف و عجیب شهر رخ میدهد. نوساناتی از انرژی که هیچ توجیه علمی ندارد، اما به هم مربوط است. این نوسانات مسیر نامرئی مشترکی دارد که نقاط خاصی را به هم مربوط میکند. ۲ سال کدنویسی و تلاش شبانهروزی ساتی جواب داده است و توانسته است یک شبکهٔ کامل درست کند که نوسان انرژی هرجای شهر را ردیابی کند. اما اوضاع ساده نیست. او وارد ماجرایی پیچیده و خطرناک شده است که ممکن است از آن سالم بیرون نیاید.
خواندن کتاب کوازار (جلد اول) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام علاقهمندان رمانهای فانتزی پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب کوازار (جلد اول)
«دیگه جلوی در خونه بودم. ریموت پارکینگ رو زدم و وارد شدم. خونهٔ ما یه ساختمون قدیمی چهارطبقه بود؛ بدون آسانسور، و این عذاب من بود.
برای پایین اومون سُرخوردن از رو نردهها جواب میداد، اما برای بالا رفتن هیچ راهی نبود جز استفاده از ماهیچههای خستهٔ پام.
خودمو به زور به طبقهٔ چهارم رسوندم؛ کلید انداختم و رفتم داخل که یه کوسن مبل صاف خورد تو صورتم، شوکه برگشتم سمت پرتابکننده! سارا با اخم نگاهش رو از من گرفت و با تأسف برام سر تکون داد. ابروهام بالا پرید؛ اخم کردم و گفتم: «چیه؟ چی شده؟»
سارا چشم چرخوند. اوه خدای من باز چی شده بود؟! در رو بستم و بدون توجه به سارا رفتم سمت اتاقم که پشت سرم داد زد: «کیک که نخریدی؛ امیدوارم کادوم یادت نرفته باشه!»
با این حرف خشک شدم. اَه، لعنتی... تولدش یادم رفته بود. کیف و مانتوم رو روی صندلی اتاقم گذاشتم و شالم رو برداشتم. چرا، چرا یادم رفت؟ لعنتی!
کشوی میزم رو باز کردم. جعبهٔ کوچکی که برای سارا گرفته بودم رو برداشتم و رفتم از اتاق بیرون. سارا تا منو دید به حالت قهر پشت کرد بهم، که گفتم: «تولدت مبارک... رژیم داریم کیک چیه! کادو مهمه!»
مشکوک برگشت سمتم. با دیدن جعبهٔ توی دستم، لبخند رضایتی زد و گفت: «اوممم... امسال زرنگ شدی!»
خندیدم و کنارش نشستم. دستم رو دور گردنش حلقه کردم و گونهاش رو محکم بوسیدم. نیشش کاملاً باز شد و جعبه رو از من گرفت. خودشو از بغلم جدا کرد و گفت: «باشه حالا منو خوردی... برو اونورتر!»
با نیش باز عقب نشستم. سارا در حالیکه جعبه رو باز میکرد، گفت: «خودم کیک خریدم، میدونستم از تو بخاری بلند نمیشه. برو حالا به مناسبت تولدم حداقل چای بذار و کیک رو بیار.»
پاهامو گذاشتم رو میز و گفتم: «چشم؛ بذار برسم!»
منتظر بودم بازم غر بزنه که چرا انقدر کار میکنی اونم وقتی من خونه تنهام؛ اما ساکت بود. برای همین برگشتم سمتش. صورتش از اشک خیس بود و به جعبهٔ بازشدهٔ توی دستش خیره بود؛ سرشو بلند کرد و به من نگاه کرد. چشمهاش برق میزد و این خوشحالیش برام قد یه دنیا میارزید. آروم گفت: «از کجا فهمیدی؟!»
لبخندم رو کنترل کردم و گفتم: «پسوردِتو هک کردم دیدم درموردش نوشتی!»
ابروهاش بالا پرید. قبل از اینکه بتونم بفهمم چی شد، با کوسنِ روی مبل محکم زد به سرمو گفت: «ساتی تو چرا آدم نمیشی؟ چرا پسورد منو هک کردی! نمیفهمی خصوصیه؟ شخصیه؟»
با هر کلمه که میگفت یه ضربه به من میزد. دستم رو بالا بردم تا جلوی ضرباتش رو بگیرم، اما بیخیال نمیشد. خودمو خم کردم تا سرمو حفظ کنم. سارا با حرص محکم زد به کتفم و با عصبانیت گفت: «دیگه چی خوندی؟ هان؟!»
خودمو از زیر دستش بیرون کشیدم. کوسن رو پرت کرد به طرفم و داد زد: «چرا برام حریم شخصی نمیذاری؟!»
جاخالی دادم و بهسمت آشپزخونه رفتم. بازم خندهام رو کنترل کردم، گفتم: «اینا جای تشکرته؟ خودت نوشتی آرزو داری یه گردنبند داشته باشی که اسمت روش باشه و بشه داخلش عکس گذاشت!»
برگشتم سمتش و دیدم گردنبند رو انداخته گردنش؛ از حرکتش نتونستم نخندم. سارا از من چهار سال کوچکتر بود و امسال بهخاطر کنکور همش خونه بود؛ برای همین خیلی بیحوصله و کمتحمل شده بود. سال پیش بهخاطر فوت مامان کنکور رو از دست داد. سال قبلش هم بهخاطر فوت بابا... نمیخواستم چیزی باعث بشه کنکور امسال رو از دست بده. مخصوصاً اون پسر پررو ساختمون روبهرو! برای همین گوشی و لپتاپش رو چک میکردم. میدونستم کارم درست نیست، اما این تنها راهی بود که بلد بودم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کوازار (جلد اول، فرشتگان و شیاطین) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | کوازار (جلد اول، فرشتگان و شیاطین) |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | پونه سعیدی |
| ویراستار | حاجیه اسحق بیگی |
| انتشارات | نشر موج |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۱/۰۵/۳۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۳.۸ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۶۸۲۶۳۲۷ |
| تعداد صفحهها | ۳۲۹ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۰۰۰۰۰ تومان |
| برچسب | مجموعه کوازار |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این کتاب عالیه اگر ژانر فانتزی دوست دارید حتما بخونید😍 اولین جلد از یه مجموعه سه جلدی که بدون شک شما رو جذب میکنه. قلم خانم سعیدی فوق العاده عالیه و همچنان من عقیده دارم یکی از بهترین تخیلی نویس...بیشتر
واقعا اگر به خوندن رمان های فانتری تخیلی علاقه دارید، تک تک رمان های خانم سعیدی رو باید بخونید! واقعا قلم جادویی و ذهن خلاق و بینظیری دارن، که کوازار هم یکی از قدرتمند ترین و بینظیر ترین رمان ایشونه....بیشتر
مثل همیشه خانم سعیدی شاهکار ارائه دادن.. کاش جلد دوم و سوم رو هم در طاقچه قرار بدید.
کتاب های خانم سعیدی به شدت توصیه می شه دریچه به روی بینهایت ها
یک مجموعه ۳ جلدی عالی از رمان های خانم سعیدی مثل رمان های دیگهاشون که خودم خیلی طرفدارشون هستم. قبلا ۲ جلد دیگه، نسخه های چاپی رو خوندم و بی صبرانه منتظر جلد سوم هستم که بیاد
یکی تو نظرات نوشته بود که کتاب خوان حرفه ای هست و حکم صار کرده این کتاب هم تقلیدی از کتاب درباری از خار و رز سارا ج ماسه! فقط خواستم بگم این کتاب قبل از دربار نوشته شده پس نمیتونه تقلیدی از...بیشتر
فوق العاده ترین کتابی که خوندم، من اصلا به داستانهای تخیلی علاقه نداشتم تااینکه این کتاب رو خوندم. انقدر زیبا بود که باوجود تخیلی بودنش واقعا میشد تصورش کرد، ساموئل فرشته ای با دومیلیون سرباز و ساتی یه مغز کامپیوتر....بیشتر
من از نوشته های این نویسنده خیلی خوشم میاد، و از طریق کتاب "توکا پرنده کوچک" با این نویسنده آشنا شدم، و باید بگم با خوندن این کتاب باز هم به این موضوع که نویسنده خیلی خوبیه پی بردم. بنظرم بخونیدش،...بیشتر
داستان خوبی بود ولی جا داشت خیلی بهتر بشه. برخلاف چیزی که انتظارش رو داشتم و تعریفش رو شنیده بودم یک داستان عاشقانه بود که در قالب فانتزی ارائه شده بود. دربارهی رابطهی عاشقانهی سام و ساتی هم تقریبا هیچ...بیشتر
این رمان هم مثل بقیه رمان های خانم سعیدی عالیه به هیچ وجه خوندنش رو از دست ندین😍😍👌
من رمان فانتزی خوان حرفه ای هستم! این کتاب، تقلید خنده داری بود از مجموعه «درباری از خار و رز» نوشته سارا جی ماس. در واقع رویای فانتزی یک دختر بچه دوازده ساله! جدای از لوس و آبکی بودن سوژه،...بیشتر
عالی میشه رومان های دیگه ایشون هم بزارین ؟ مثل پرنیان شبو توکا پرنده کوچک ممنون
این کتاب عالی دنیای فرشتگان و شیاطینی که از آنچه فکر میکنیم به ما نزدیک ترند...قلم عالی و روان, شخصا های دوست داشتنی, موضوع هیجان انگیز و عالی داره امیدوارم جلد های بعدی هم زودتر اضافه بشه
عالییییه 🥲 جلد دوم رو زودتر بزارین😍
عالی بود منتظر جلد دومشم