معرفی و دانلود کتاب ونسای غمگین من + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ونسای غمگین منsubscriptionAvailable

کتاب ونسای غمگین من

نوع کتاب
۵.۰(از ۳ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ونسای غمگین من

کتاب ونسای غمگین من نوشتهٔ کیت الیزابت راسل و ترجمهٔ شهرزاد شهسواری فرد است و انتشارات نسل روشن آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب ونسای غمگین من

این کتاب داستانی است پر آب چشم. داستانی که برگرفته از تخیلات نویسنده است اما مطالعات او در زمینهٔ نظریهٔ آسیب‌های روانی مخرب، فرهنگ عامه و پسافمینیسم در نگارش این داستان تأثیر داشتند. این کتاب دربارهٔ رابطهٔ پرفراز و نشیب دختری نوجوان و زیبا با معلم کنترلگر و جذاب خود است. ونسای فقط ۱۵سال دارد و در اوج زیبایی و جذابیت قرار دارد و معلم او ۴۴سال دارد و در اوج پختگی.

در این کتاب موضوعاتی چون تعرضات جنسی، شیفتگی و عشق، احساس امنیت در رابطه و بلوغ مطرح می‌شود.

کتاب ونسای غمگین من زمانی منتشر شد که جنبش MeToo# هم در دنیا به راه افتاده بود. این کتاب به بسیاری از قربانیان تعرضات جنسی جسارت می‌دهد تا تجربه‌های آزار خود را بیان کنند.

خواندن کتاب ونسای غمگین من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به تمام دختران نوجوان و جوان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب ونسای غمگین من

بعضی اوقات فراموش می‎کنم که سن و سالی از او گذشته‎ است؛ فکر می‎کردم هرچه بزرگ‎تر می‎شوم، شکاف بین ما کوچک‎تر می‎شود، اما هنوز هم به عمیقی قبل بود.

وارد حساب اینترنتی قدیمی‌‎ام می‎شوم و عکس‎هایم را دقیق‎تر کنکاش می‎کنم. طوماروار به عقب برمی‌گردم؛ (سال‎های ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۰ تا ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۲) سالی که برای اولین‌بار یک دوربین دیجیتال خریدم، سالی که هفده ساله شدم. وقتی موفق می‎شوم آخرین مجموعۀ عکسم را که دنبالش بودم بارگذاری کنم، نفسم بند می‎‌آید. عکسی از من با موهای بافته شده، با یک سارافون تابستانه و جوراب‎های زیر زانو، ایستاده در مقابل انبوهی از درختان بلوط. در عکسی دیگر، بدن رنگ‌پریده‌‎ام خودنمایی می‎کند. در دیگری، با فاصله پشت به دوربینم و از بالای شانه نگاه می‎کنم. کیفیت عکس‎ها پایین است، اما هنوز هم دوست‎‌داشتنی هستند؛ یک پس‌زمینۀ تک‌رنگ از درختان غان در تضاد با طرح‎های صورتی و آبی لباس و موهای مسی‌‎ام.

آخرین متن‎هایم را با استرین باز می‎کنم. عکس‎ها را در یک پیام جدید ذخیره می‎کنم و زیرش می‌نویسم: «نمی‎دونم اینا رو بهت نشون دادم یا نه، فکر می‎کنم اینجا هفده سالمه.»

می‎دانم او ساعت‎ها قبل به رختخواب رفته، اما به هر حال دکمۀ «ارسال» را فشار می‎دهم. گزارش تحویل پیام را دریافت می‎کنم. تا طلوع آفتاب بیدارم و عکس‎های صورت و بدن نوجوانی‎‌ام را یکی‌یکی نگاه می‎کنم. هرچند وقت یک‎بار چک می‎کنم که آیا پیام ارسال‎‌شده به استرین، از «تحویل داده‎ شده» به «خوانده ‎شده» تغییر کرده‎ است یا نه؛ احتمال دارد نصف‌شب بیدار شود و خواب‎‌آلود تلفنش را فقط به‌خاطر دیدن تصویری از نوجوانی من، یک شبح دیجیتال نگاه کند. این دختر را فراموش نکن!

بعضی وقت‎ها احساس می‎کنم تمام آنچه هر لحظه انجام می‎دهم، برای این است که از دستش ندهم. تلاش برای رفت و آمد کردن، برای اینکه او را دائماً به سمت خودم بکشانم، از او بخواهم به من بگوید باز چه اتفاقی افتاده ‎است. این واقعیت، به قیمت رنج‎های زیادی برای من بوده‎ است. باید یک‎بار و برای همیشه خودم را از این رنج رها کنم؛ زیرا من هنوز اینجا گیر افتاده‌‎ام، من نمی‎توانم پیش بروم.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ونسای غمگین من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ونسای غمگین من
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کیت الیزابت راسل
مترجم:شهرزاد شهسواری فرد
انتشارات:انتشارات نسل روشن
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۱۲/۰۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۴.۴۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۴۷۵۸۲۶
تعداد صفحه‌ها:۵۱۴ صفحه
قیمت کتاب:۴۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

tan♡tan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۰۸

کتاب درمورد دختریه که به نظر من سعی داره با احساساتش کنار بیاد و اونا رو بفهمه و این روند از همون پونزده سالگیش شروع میشه تا زمانی که کتاب پایان پیدا می کنه آخر کتاب قشنگ تموم شد تقریبا...بیشتر

۰
کاربر 10509215
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

ترجمه ی قابل قبولی داره اما عالی نیست. داستان بر اساس واقعیت هست و چیزیه که ما در زندگی اطراف خود تجربه میکنیم اما متوجهش نمیشیم. شخصیت قربانی، متهم و خانواده ی متهم در اطراف من آشنا بود و تامل...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۸۹۳۳۴۸۶
۱
طبق نظر او، پسرها فقط تا نوک دماغشان را می‌بینند. او سپس با شور و شوق، حکایتی در مورد سیب‌های افتاده بر زمین و پسرهایی که خواهان این سیب‌های سهل‌الوصولند تعریف می‌کند، پسرهایی که درنهایت می‌فهمند بهترین سیب‌ها در شاخه‌های بالای درخت قرار دارند، سیب‌هایی که باید برای آن‌ها اندکی بیشتر تلاش کرد. من دنبال این قصه‌ها نبودم.
کاربر ۸۹۳۳۴۸۶
۰
گوش دادن به این طرز تفکرِ اشتباه مامان خنده‌دار است؛ زیرا گزینۀ دیگری برای دختران شجاع، آن‌ها که از سختی نمی‌هراسند، وجود دارد؛ کلاً بی‌خیال پسرهای کم‌سن شوند و تمرکزشان را روی مردها بگذارند؛ مردانی که هرگز آن‌ها را منتظر نمی‌گذارند، مردانی که تشنۀ یک جرعه توجه و محبت هستند، مردانی که عمیقاً عاشق می‌شوند و به دست و پای آن‌ها می‌افتند.
کاربر ۸۹۳۳۴۸۶
۰
گوش دادن به این طرز تفکرِ اشتباه مامان خنده‌دار است؛ زیرا گزینۀ دیگری برای دختران شجاع، آن‌ها که از سختی نمی‌هراسند، وجود دارد؛ کلاً بی‌خیال پسرهای کم‌سن شوند و تمرکزشان را روی مردها بگذارند؛ مردانی که هرگز آن‌ها را منتظر نمی‌گذارند، مردانی که تشنۀ یک جرعه توجه و محبت هستند، مردانی که عمیقاً عاشق می‌شوند و به دست و پای آن‌ها می‌افتند.