معرفی و دانلود کتاب طلوع روز چهارم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب طلوع روز چهارمsubscriptionAvailable

کتاب طلوع روز چهارم

نوع کتاب
۴.۹ امتیاز(از ۲۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب طلوع روز چهارم

کتاب طلوع روز چهارم نوشته فاطمه سلیمانی ازندریانی است. این رمان تاریخی - مذهبی جذاب را انتشارات کتاب نیستان منتشر کرده است.

درباره کتاب طلوع روز چهارم

کتاب طلوع روز چهارم داستانی جذاب است که به شرح ماجرای شکافته شدن دیوار کعبه برای ورود مادر گرامی امیر المؤمنین علی (ع) به درون آن در زمان ولادت ایشان و در ادامه حضور چهار بانوی پاکدامن آسمانی بر بالین وی برای کمک به این ولادت پربرکت می‌پردازد.

نویسنده روایت خود را با شرح بی‌تابی و درد شدید بانوی بزرگوار فاطمه بنت اسد در لحظات ولادت اما علی (ع) شروع می‌کند. فاطمه بنت اسد درد می‌کشد و رنج می‌برد و می‌خواهد به کسسی پناه ببرد اما کسی نیست، او به طرف کعبه می‌رود، ندایی آرامش‌بخش او را می‌خواند. آن هم به سمت کعبه که فقط بزرگان قریش حق دارند به سمت آن بروند. 

خواندن کتاب طلوع روز چهارم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی مذهبی پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب طلوع روز چهارم

باز کسی از درون خانه مرا به سوی خود می‌خواند. با آوایی ملکوتی، همچون آوای ملائک. کسی مرا به سوی خود دعوت می‌کند و من مبهوت این دعوتم. مگر ورود من به کعبه ممکن است؟ کعبه را دری‌ست و در را کلیدی و کلید را کلیدداری. چه کسی مأذون است به گذر از این در جز بزرگان قریش؟ همان‌ها که اختیاردار نذورات و قربانیان هستند. همان‌ها که خود را سروران حجاز می‌دانند. همان‌ها که شلاق بر تن بردگان می‌زنند. همان‌ها که دخترکان را زنده در گور می‌کنند. بزرگان قریش. فرزندان ابراهیم. همان‌ها که با آئین ابراهیم بیگانه‌اند و سرمستِ قدرتِ لات و هُبل و عزّی.

واااای از این درد! نفسم به شماره افتاده و پاهایم بی‌رمق شده. دوباره دست بر دیوار خانه می‌برم و به کعبه تکیه می‌کنم.

«پروردگارا! رحم کن به زنی که جز تو پناهی ندارد. به حق جنینی که در رحم دارم. به حق کودکی که در وجودم راز و نیازم را با تو نظاره می‌کند. پروردگارم! تو آگاهی که این‌همه درد را به جان خریدم و خود را به خانهٔ تو رساندم و بارها خانه‌ات را طواف کردم. ای پروردگار بصیر! می‌بینی که جز تو مأوایی ندارم... می‌بینی که حتی مردانی که در جوار خانه‌ات گرد هم نشسته‌اند به یاری زنی ناتوان نمی‌شتابند... آنها را با چون منی چه کار؟ من اگر در جوار همین خانه قالب تهی کنم؛ سنگی از سنگ نخواهد جنبید... تو را قسم می‌دهم به خشت‌خشت خانه‌ات به فرزندانم رحم کن و رنج بی‌مادری را نصیبشان نکن.

آنچه که به فرزند آمنه روا دانستی به فرزندانم روا مدار... به حق مادری‌ام برای محمدِ یتیم! ای عالِم به حال بندگانت، می‌دانم که تن داغ و تب‌دارم را می‌بینی... قطره‌هایی را که از سر و رویم می‌چکند را هم می‌نگری و آگاهی که توان راه رفتنم نیست... حال این چه صدایی است که از درون خانه مرا به خود می‌خواند؟ چرا هر بار که گمان به وهم و خیال می‌برم صدا بیشتر جان می‌گیرد؟ اگر به خانه‌ات می‌خوانی‌ام؛ پس قفل بر در خانه‌ات چه می‌گوید؟ این آوای ملکوتی از عرش اعلاست یا از درون خانه؟ خود دیدی که بارها دست به حلقهٔ در بردم و بارها دست به کلید کعبه و هر بار در بسته بود. آیا امیدی به گشایش این در هست؟»

منادی همچنان مرا می‌خواند. اطرافم را می‌نگرم. باید کسی را پی کلیددار کعبه بفرستم تا بیاید و... نه، نه... خیال عبثی است خواندن کلیددار کعبه برای گوش خواباندن بر دیوار خانه و باز کردن در برای زنی آبستن که بار نهادنش نزدیک است. کعبه منزه است و مکان عبادت، نه مکانی برای زایمان زنان. آنچه می‌شنوم خیالی‌ست حاصل تب و درد. باید از این خانه دور شوم. مریم، دختر عمران، نیز برای وضع حمل به دستور وحی، از قدس، عبادتگاه پروردگار یگانه، دور شد. من هم باید برم. اما... اما، صدا دوباره جان گرفت. ناتوان روی زمین می‌نشینم و سر و دست به دیوار کعبه می‌گذارم.

«خداوندا! من چگونه مردان قریش را مجاب کنم که کسی از درون خانه مرا به سوی خود می‌خواند؟

من که نه مانند مریم، پیامبرزاده‌ام و نه چون او خادم خانهٔ تو. حتی همچون او پیامبری در بطن خود ندارم. می‌دانم که پیامبری هم اگر از قریش برخیزد فرزند من نخواهد بود که پیش از این نشانه‌هایش را در محمد دیده‌اند. چگونه باور کنم این دعوت را، زمانی که حتی آمنه هم ندایی از درون کعبه نشنیده؟»

درد و تب و نمناکی عرق همهٔ وجودم را گرفته. می‌دانم که دچار وهم شده‌ام و این ذهن پریشان و تن رنجور، حاصلی جز خیالات ندارد. خواب و خیال است. آری خواب و خیال است...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب طلوع روز چهارم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابطلوع روز چهارم
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهفاطمه سلیمانی ازندریانی
انتشاراتانتشارات نیستان هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۰/۲۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۱۱ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۰۸-۰۳۱-۰
تعداد صفحه‌ها۳۱۴ صفحه
قیمت کتاب۷۰۶۵۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

(!_!) hana🌱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۱۷

با خوندنش با مریم همراه شدم و نگران تهمت‌ها بودم. با یوکابد دلنگران فرزند شدم و ثانیه شماری وصال با فرزند کردم. با هاجر به خدا توکل کردم و با دیدن فرزند که از صحنه‌ی قربانی شدن جان سالم بدر برد خدا...بیشتر

۰
zahra sadat
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۶

این کتاب خوب رو نباید تعریف کرد...باید خوند:)

۰
zahra26
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۵

بسیار روان و جذاب از زندگی چهار بانوی بهشتی . دلم نمیخواست کتاب تموم بشه بس که عالی بود

۰
کاربر ۹۸۶۳۷۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۱۳

این کتاب و موضوع آن واقعا جدید است وبسیار زیباست و نویسنده قلم بسیار قوی دارد و کشش بسیار زیادی دارد من وقتی کتاب تمام شد واقعا ناراحت شدم و دوست داشتم باز هم ادامه داشته باشه بارها شنیدیم که حضرت علی...بیشتر

۰
ازغدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۲

کتابی خواننده رو جذب میکنه

۰
هاجرانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۸

روایتی زیبا و شاعرانه از تولد حضرت علی (ع)، از زبان زنان تاریخ ساز، از خوندن این کتاب خسته که نمی شدم، هیچ، دوست داشتم بعضی قسمت ها رو بارها و بارها بخونم😍🥲

۰
شیدا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۲

خواندن کتاب تصاویر واضح تر و ملموسی از لحظات حساسی را که قبلاً در قرآن و متون دینی، خوانده بودم، برایم ایجاد کرد که دوست داشتنی بود. توصیف وقایع و بیان احساسات واقعی تر از آنچیزی بود که قبلاً می دانستم...بیشتر

۰
نرگس قلندری زاده فرد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۴

عالی بود. اصلا نمی‌تونستم زمین بزارمش

۰
حیران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۴

فقط میتوان گفت چون شهد شیرین سر کشیدم..دست مریزاد

۰
کاربر 4501280
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

من به این سبک کتاب ها با این موضوعات به شدت علاقمند هستم و این کتاب شد جز بهترین کتاب هایی که درباره تولد امیرالمومنین خوندم به شدت پیشنهادش میکنم چون کامل شمارو همراه میکنه و پا به پای تک...بیشتر

۰
nafas._
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۴

قیمت نسخه چاپی و الکترونیکی!!! قبلنا نسخه الکترونیکی قیمتش یک سوم بود، الان چاپی یک سوم الکترونیکیه😅😅

۰
کاربر 2251013
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۹

خدا قوت به نویسنده ، کتاب بسیار دلنشینی بود که دوست نداشتم تمام بشه عالی🌻

۰
داتیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۳

داستان سه روز تولد مولا علی از شکافته شدن دیوار وهم نشینی چهاربانوی بزرگوار بااو تابرگشتنش به پیش همسر وبسته شدن دیوار.زیبا بود،حال وهوایی بهشتی داشت.حیف فقط سه روز این دیدار واین داستان.

۰
کتابدوست
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۷

یک کتاب بسیار زیبا و خلاقانه راجب برترین بانوان عالم و زندگی اون‌ها. قلم نویسنده رو دوست داشتم و ان‌شاءالله در آینده کتاب‌های بیشتری ازشون میخونم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Sobhan Naghizadeh
۹
«بندگان خداوند در معرض امتحان خداوند هستند و هرچه قرابت با پروردگار افزون باشد امتحان نیز دشوارتر است.
Sobhan Naghizadeh
۴
«تا بوده همین بوده و تا هست، همین است. دهان یاوه‌گویان را نمی‌شود بست.»
مقدامة
۲
«از لحظهٔ هبوط آدم حتی یک نفر هم قربانی خدایان نشده. همهٔ آنان که قربانی شدند، قربانی جهل و شهوت و قدرت شدند. قربانی جهل خودشان و قربانی شهوت و قدرت فرعون‌ها و نمرودها. چوب و سنگ را چه نیاز به قربانی؟»
نسرین سادات موسوی
۱
و صبر بر مشیّت خداوند است که به انسان منزلت می‌بخشد.
fateme javaheri
۱
«رنج است و صبر بر رنج که منزلت آدمی را بالا می‌برد. هر کسی را یارای تحمل رنج نیست. رنج را به اهلش می‌دهند. به آنان که جز به رضای محبوب نمی‌اندیشند. آنان که به اندازهٔ قدمی از راه حق دور نشده، جفای خلق را به جان می‌خرند اما پا بر روی فرامین الهی نمی‌گذارند.»
fateme javaheri
۰
سهم هر کس از اندوه و رنج به اندازهٔ تاب‌وتوانش است و مرتبهٔ هر کس با صبر است که بالاتر می‌رود. فرزند دردانهٔ تو چنان در اطاعت از پروردگار و صبر در راه او، از دیگران پیشی خواهد گرفت که پیش از تولدش صاحب چشمهٔ کوثر شده است.»
کاربر
۰
خداوند خود سبب‌ساز است. یا جریان آب را تحت امر خود جاری می‌سازد یا دختر پادشاهی را به کنیزی پادشاهی دیگر می‌فرستد و از کاخ پادشاه به خانهٔ پیامبری راهی‌اش می‌کند تا مادر سلاله‌ای پاک باشد. ما سوار بر این چرخ گردون می‌گردیم و هر بار تقدیر خداوند است که از جایگاهی به جایگاه دیگر می‌فرستدمان. و صبر بر مشیّت خداوند است که به انسان منزلت می‌بخشد
کاربر
۰
«صبر در راه خداوند است که مرتبه و مقام انسان را تا عرش بالا می‌برد.»
محسن غلامعلیان دهاقانی
۰
سخت است چشیدن طعم بهشت و زیستن بر روی زمین و نه از این‌رو که زمین خشک است و بی‌بر. از آن‌رو که زمین پر است از زشتی و پلیدی و من که در این زمان اندک جز زیبایی ندیدم اکنون تحمل دیدن زشتی و پلیدی برایم دشوار است
گلی؛
۰
می‌گوید: «هرگاه هلال ماه نو ببینم به یاد تو می‌افتم.» گیسوانم را کنار می‌زند: «و هرگاه که قرص ماه می‌بینم نیز به یاد تو می‌افتم.»