
کتاب یک خوشه انگور سرخ
پدیدآورندگان:
فاطمه سلیمانی ازندریانیانتشارات:
انتشارات نیستان هنر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
R.Khabazian
۳
صلابتش به صلابت پدرش میمانست. بزرگزادگی از چهرهاش هویدا بود.
R.Khabazian
۳
علی که باشی و از نسل فاطمه هم باشی، وارث برحق پیامبر بودن تاجیست که بر سرت میدرخشد. حتی اگر اولین پسر هم نباشی. حتی اگر مادرت کنیزی باشد تازهمسلمان. نشانهاش هم علیبنموسی که اولین و بزرگترین فرزند موسیبنجعفر نبود.
م.ظ.دهدزی
۲
«او همان است که امیرالمؤمنین، علی علیهالسلام، دربارهاش فرمود اگر کسی دوست داشته باشد خدا را ملاقات کند، درحالیکه مقام و مرتبهای دارد و گناهانش به حسنات تبدیل شده، باید به دامان ولایت محمدجواد بیاویزد.»
R.Khabazian
۱
- و چنانچه انسانها مرگ را میشناختند و خود را بندهٔ خداوند متعال و نیز از دوستان و پیروان و اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام قرار میدادند، نسبت به آن خوشبین و شادمان میگشتند و میفهمیدند که سرای آخرت برای آنان از دنیا و سرای فانی، بهمراتب بهتر است.
م.ظ.دهدزی
۱
من را به مال دنیا چه کار؟ همهٔ دارایی من محمد است.
م.ظ.دهدزی
۱
و چنانچه انسانها مرگ را میشناختند و خود را بندهٔ خداوند متعال و نیز از دوستان و پیروان و اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام قرار میدادند، نسبت به آن خوشبین و شادمان میگشتند و میفهمیدند که سرای آخرت برای آنان از دنیا و سرای فانی، بهمراتب بهتر است.
م.ظ.دهدزی
۱
قوت غالبم حسرت بود و ذکر شب و روزم لعنت به بخت سیاهم.
م.ظ.دهدزی
۱
خداوند خود به حال همهٔ بندگانش آگاه است و هرکس را به میزان عملش پاداش میدهد و هیچکس را بیش از خطایش مجازات نمیکند.
R.Khabazian
۰
- مگر نمیگویی زمین و زمان مسخر ابنالرضاست؟ پس او قادر به خنثیکردن هر توطئهایست.
- ولی نمیکند. او هم همان میکند که پدرانش کردند. او هم راضی به قضای الهی میشود.
R.Khabazian
۰
او بزرگزادهای بود مهربان، باسخاوت و دانشمند. دانشمندی که بزرگترین عالم شهر در برابرش سر تعظیم فرود آورده بود.
R.Khabazian
۰
او که به یک اشاره به هر امری قادر بود. هر امری آنقدر عظیم که سبزشدن زمین خشکیده هیچ بود در برابر آن عظمت. کسی که هر قدمش به کرامتی آمیخته بود. از کوچههای بغداد گرفته تا مسجد خرابهای در شارع کوفه.
R.Khabazian
۰
دل ما به حرم پیامبر گره خورده. از حرم امن رسول که دور شویم، گمکردهای داریم که تا باز نیابیمش، قرار نمیگیریم. حتی به حج هم که میروم دلتنگ مدینهام...
م.ظ.دهدزی
۰
پرورگارا مرگم را برسان و رهایم کن از این حیات بیحاصل.
