با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب غیر قابل چاپ اثر سیدمهدی شجاعی

دانلود و خرید کتاب غیر قابل چاپ

مجموعه داستان

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب غیر قابل چاپ  نوشته  سیدمهدی شجاعی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب غیر قابل چاپ

کتاب غیر قابل چاپ دربردارنده ۹ داستان با نام‌های «شبیه یک هنرپیشه‌ی خارجی»، «آناهیتای شرقی»، «من به یک لیلی محتاجم»، «چشم در برابر چشم»، «لباس خواب صورتی»، «راه چهارم، تلخ‌تر از زهر»، «همیشه پای یک زن در میان است»، «خبر مرگ»، و «غیر قابل چاپ» است. کتاب غیر قابل چاپ نویسنده مشهور سیدمهدی شجاعی نوشته است. 

درباره کتاب غیر قابل چاپ 

این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های نویسنده است که در زمان‌های متفاوت نوشته است. داستان‌ها روایت جذابی دارند که خواننده را با خود همراه می‌کند و به کشف تجربیات تازه می‌برد. این کتاب مجموعه‌ای از اتفاقات و گفت‌و‌گوهای جذاب است که نثر خاص نویسنده را نشان می‌دهد. بخشی از این کتاب به وضعیت زنان و قربانی شدن آن‌ها و روابط ناسالم و مشکلات اجتماعی می‌پردازد. 

خواندن کتاب غیر قابل چاپ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره سید مهدی شجاعی

سید مهدی شجاعی متولد ۱۳۳۹ُ نویسنده و فیلمنامه‌نویس است. وی در سال ۱۳۷۶ اقدام به تاسیس انتشارات نیستان کرد. او آثاری برای بزرگسالان و آثاری نیز برای کودکان و نوجوانان دارد. علاوه بر این سابقه فعالیت با کارگردان‌های بسیاری از جمله مجید مجیدی را نیز در کارنامه خود دارد.

از سید مهدی شجاعی کتاب‌های گنجی که می‌جستیم، ماهی رنگین‌کمان و یک اتفاق دیگر و... و همین طور چندین کتاب صوتی مثل: پدر عشق و پسر، رزیتا خاتون، آفتاب در حجابُ از دیار حبیب، کشتی پهلوگرفته و... در طاقچه موجود است.

بخشی از کتاب غیر قابل چاپ

مرد گفت: نه، هر روز نه، هر وقت مواجه بشم. گاهی وقت‌ها هم روزی دوبار.

البته فقط خانم‌ها نیستن. با خیلی از آقایون هم همین مشکل‌رو دارم. بعضی‌ها فکر می‌کنن مارلون براندوان، بعضی‌ها فکر می‌کنن آرنولدن. تازه فقط مسأله مشابهت با هنرپیشه‌ها نیست...

زن آینه کوچکی از کیفش درآورد و با دستمال کاغذی خرده ریمل‌های زیر چشمش را پاک کرد و درحالی‌که آینه را در کیفش می‌گذاشت، گفت: یه مزاحم حرفه‌ای! خوب شد که به دام افتادی.

افسر نگهبان گفت: البته با درایت نیروی انتظامی و تعقیب و مراقبت خستگی‌ناپذیر بر و بچه‌ها. 

زن با تعجب گفت: بله؟!

افسر نگهبان گفت: خب البته ما شمارو هم از خودمون می‌دونیم.

زن با عشوه گفت: وا؟ چایی نخورده فامیل شدیم.

افسر نگهبان زهر متلک زن را ندیده گرفت و فریاد زد: آشتیانی! چایی بیار.

سربازی در را باز کرد و پاهایش را به هم کوفت: چشم جناب سروان. و رفت.

مرد گفت: ببین جناب سروان! من مزاحم حرفه‌ای نیستم. فراری هم نبودم که به دام افتاده باشم. هر جا که تذکری داده‌ام، تاوانشم پرداخته‌ام، کلانتریشم رفته‌ام. به هیچکس هم بدهکار نیستم.

افسر نگهبان به تلخی گفت: بقیه حرف‌ها تو دادگاه.

و کاغذی پیش روی مرد گذاشت و گفت: مشخصاتتو بنویس. مرد سریع مشخصاتش را نوشت و کاغذ را برگرداند. افسر نگهبان کاغذ را به زن داد و گفت:

 ـ شما هم مشخصاتتونو بنویسین.

تا آشتیانی در بزند و اجازه بگیرد، پایش را بکوبد و چای‌ها را روی میز بگذارد، زن هم مشخصاتش را نوشت و کاغذ را به افسر نگهبان داد.

افسر نگهبان پس از مروری کوتاه به زن گفت: این شماره تلفن منزله؟

زن گفت: بله، خونه خودمه.

افسر نگهبان گفت: اگه ممکنه شماره موبایل رو هم بدین. شاید لازم بشه

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۴/۰۶/۰۸
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۲۹۷-۲
تعداد صفحات۸۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۴/۰۶/۰۸
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۲۹۷-۲