معرفی و دانلود کتاب فتاح + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب فتاحsubscriptionAvailable

کتاب فتاح

خاطرات فتاح محمدی از اسارتگاه‌های عراق

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
میترا رفیعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فتاح

کتاب فتاح نوشته میترا رفیعی است. این کتاب خاطرات فتاح محمدی از اسارتگاه‌های عراق است که انتشارات سوره مهر منتشر کرده است.

درباره کتاب فتاح

کتاب فتاح، خاطرات خواندنی و جذاب فتّاح محمدی نوجوان پانزده‌ساله‌ای است که در ده کیلومتری بصره به اسارت نیروهای بعثی درآمد. اسارتی که هشت سال و سه ماه از زندگی او را در اردوگاه‌های عنبر و موصل به خود اختصاص داد و از او یک مرد ساخت. مردی با کوله‌باری از خاطرات. خاطراتی از داشتن‌ها و نداشتن‌ها، با حس غریبی که گاه دلتنگی است و گاه شبیه درد. اسارت فتّاح محمدی پر از ناگفته‌هاست؛ ناگفته‌های تلخ و شیرین و عجیب که ضمن روایت زندگیِ ساده‌اش، روزگار پرتلاطم اسارتش را نیز برای ما به تصویر می‌کشد.

آنچه پیش روی شماست گزیده‌ای است از ناگفته‌های روزگار قفس و سال‌های زندگی در زندان‌های عراق که می‌تواند گوشه‌ای از رشادت دلیرمردان ایران اسلامی را در دوران اسارت به نسل پس از جنگ ارزانی دارد. 

خواندن کتاب فتاح را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان دفاع مقدس پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب فتاح

کسی نای حرف زدن نداشت. در آن سکوت گویی با نگاهمان باهم حرف می‌زدیم. گاهی‌وقت‌ها نگاه‌ها بارِ حرف‌هایی را که گفتنشان شاید ساعت‌ها طول بکشد بر دوش می‌گیرند. غم پرپر شدن بچه‌ها از یک‌سو و نامشخص بودن سرنوشتمان از سوی دیگر ذهنم را آشفته کرده بود. آرام و بی‌حرکت به گوشهٔ سنگر تکیه داده بودم. کل بدنم می‌لرزید. اشهدم را با لکنت زبان می‌خواندم. چهرهٔ پدر و مادرم در ذهنم مجسم می‌شد. همهٔ بچه‌ها صورتشان خاکی شده بود. مانند جسمی بی‌جان بودم و نمی‌توانستم تکان بخورم. مثل اینکه اعضای بدنم مال خودم نبود. ناگهان خمپاره‌ای نزدیک ما منفجر شد. صدای مهیبی داشت. سرم در وضعیتی معلق قرار گرفته و پردهٔ گوشم سنگین شده بود. جلوی چشمانم سیاه شد. دیگر چیزی متوجه نشدم تا زمانی که عراقی‌ها قصد داشتند مرا از سنگر خارج کنند. چشم راستم باز نمی‌شد و چشم دیگرم هم پر بود از ذرات خاک. پلک که می‌زدم، انگار سمباده به چشمانم می‌کشیدند. چیزی روی پلک چشم راستم چسبیده بود. دستم را به طرف صورتم بردم و روی چشمم کشیدم. لمسش کردم، نرم بود. جلوی چشمم که آوردم، دیدم تکه‌ای گوشت است؛ گوشت هم‌رزمان شهیدم. باورکردنی نبود، مو بر بدنم سیخ شد. چشم‌هایم داشت از کاسه درمی‌آمد. بی‌درنگ آن را به گوشه‌ای پرتاب کردم و دستم را بر خاکِ روی زمین کشیدم. حالت تهوع داشتم. دستم را جلوی دهانم گرفتم و چند بار استفراغ کردم. بدنم از ترس می‌لرزید. گویی روح از بدنم جدا شده بود.

دیگر سنگری نمانده بود. پیکر شهدا و کسانی که مجروح شده بودند روی هم افتاده بود. خاک چهره‌شان را پوشانده و شناسایی آن‌ها برایم سخت بود.

سرباز عراقی، در حالی که ابروهای ضخیمش به هم گره خورده بود، به عربی داد و فریاد می‌کرد. آن‌قدر محکم کتفم را گرفته بود که احساس می‌کردم الان است که از بدنم جدا شود. عرق از سر و صورتش می‌ریخت. بوی تند عرقش را حس می‌کردم. پاهایم روی زمین کشیده می‌شد. به دلیل موج انفجار، مدام به زمین می‌افتادم و سرباز عراقی مرا بلند می‌کرد. همهٔ بدنم درد می‌کرد. احساس می‌کردم به دست و پایم وزنه‌های پنجاه کیلویی آویزان کرده‌اند. گلویم خشک شده بود؛ طوری که زبانم را به‌سختی تکان می‌دادم. با همان حال نیمه‌هوشیار، می‌دیدم که عراقی‌ها چقدر بی‌رحمانه به مجروحانی که درخواست کمک می‌کردند، تیر خلاص می‌زدند و آب دهان بر پیکر شهدا می‌انداختند! آن‌قدر روی جنازه‌ها راه رفته بودند که پوتین‌هایشان خونی شده بود. جیب‌هایشان را می‌گشتند تا وسایلشان را غارت کنند. مثل کفتار چمبره زده بودند بر جنازهٔ شهدا. بعضی از سربازان عراقی سر تقسیم وسایل شهدا دعوایشان می‌شد.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فتاح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابفتاح
عنوان دیگرخاطرات فتاح محمدی از اسارتگاه‌های عراق
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهمیترا رفیعی
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۵/۲۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۶۵.۳۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۰۳۰۱۶۳۷
تعداد صفحه‌ها۳۶۸ صفحه
قیمت کتاب۵۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

پاکان
۱۴۰۴/۰۵/۰۸

واقعا کتاب بی نقصی بود اینکه در جای جای کتاب به گذشته میره و برمیگرده و مجدد آهنگ داستان پیش گرفته میشه بنظر شخص بنده تکنیک قشنگی بود. خدا حافظ همه ی جانبازان و آزادگان و ایثارگران میهنم باشه ممنون از آقا فتاح،...بیشتر

۰
ماهان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۱

بابت زحمات همه آزادگان سپاسگزارم ولی اصرار بر بعضی کارها در دوران اسارت که ممنوع بوده و موجب صدمه و ضرر و زیان میشده رو درک نمیکنم

۰
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)
احمد عبدالرحمن
جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفری
مجتبی جعفری
سربازان نیار؛ خاطرات کلام‌الله اکبرزاده
ساسان ناطق
سالار تکریت
مصطفی زمانی‌فر
از جماران تا تکریت
سیدابوالقاسم امیرعلی‌اکبری
توفان سرخ؛ خاطرات سرهنگ عراقی عبدالعظیم الشکرچی
عبدالعظیم الشکرچی
من علیرضا متولد اُپاتان
پروین کاشانی‌زاده
سید آسایشگاه ۱۵: خاطرات اسیر آزادشدۀ ایرانی سید جمال ستاره‌دان
ساسان ناطق
آسمان مال من بود؛ خاطرات سرهنگ خلبان صمدعلی‌ بالازاده
ساسان ناطق
بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعی
محمد نبی ابراهیمی
او سلیمان بود
محمد شقاقی
سنگ‌ریزه‌هایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)
فاطیما فاطری
راز دوران پرالتهاب؛ خاطرات سروان عراقی ثامر حمود الخالصی
ثامر حمود الخالصی
بچه‌های کوهستان (خاطرات سیدرضا موسوی)
احمد دهقان
ستاره شمالی
سیدولی هاشمی
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانی
اسماعیل امامی
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراق
مهناز فتاحی
یک شهر یک خانه
مریم حضرتی
حدیث غربت
محمد سلیمان‌زاده
من از سی و سه نفر
مصطفی محمدی