با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ماه به روایت آه

دانلود و خرید کتاب ماه به روایت آه

۴٫۶ از ۱۱ نظر
۴٫۶ از ۱۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ماه به روایت آه  نوشته  ابوالفضل زرویی نصرآباد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ماه به روایت آه

کتاب ماه به روایت آه نوشته ابوالفضل زرویی نصرآباد و روایت او از زندگانی و شخصیت حضرت ابوالفضل العباس(ع) «ماه بنی هاشم» است. نویسنده در این کتاب تلاش کرده است تا از زبان دوازده راوی، ناگفته‌هایی از قبل و بعد از شهادت پرچمدار کربلا را با امانت‌داری، پایبندی به مستندات تاریخی و روایی و پرهیز از اغراق، روایت کند.

درباره کتاب ماه به روایت آه

نویسنده قصد ندارد در این کتاب به شکل و شیوه شهادت حضرت ابوالفضل(ع) بپردازد. نویسنده همت خود را صرف بازگویی و رازگشایی از اموری کند که با وجود جذابیت برای مخاطب، تا به‌حال به آنها پرداخته نشده است؛ اموری همچون خانواده مادری، کودکی، ازدواج، فرزندان، برادران، حیطه دانش و معرفت و جایگاه آن حضرت در میان اهل بیت و مسلمانان آن روزگار.

از جذابیت‌های این کتاب، ذکر تاریخ شمسی تمامی رخدادها است که خواننده‌ فارسی‌زبان را با زمان وقوع حوادث در روز و ماه و سال هجری شمسی آن وقایع آشنا می‌کند. زرویی در نوشتن این دوازده روایت‌، با تکیه بر منابع دست اول تاریخی و مطالعه و فیش‌برداری از قریب شصت کتاب، ضمن رعایت ایجاز، پرهیز از اطناب و نگاه احساسی، متنی خواندنی و قابل اعتماد و استناد نوشته است. 

متنی که در عین سادگی ساختار ادبی محکم و قابل تاملی دارد، به جز یک راوی به نام زید بازرگان تمام راویان کتاب مسلم بن عقیل، فاطمه کلابیه، حضرت زینب، امام حسین علیه السلام، ام کلثوم، لبابه، عبدالله بن ابی محل، کزمان، شبث بن ربعی، سرجون و عبیدالله بن عباس شخصیت‌های واقعی‌اند.

خواندن کتاب ماه به روایت آه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های دینی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب ماه به روایت آه

آموخته‌ام که هر گاه عمویم علی با پدرم به صحبت می‌نشیند، پس از ادای سلام و احترام، از آنان فاصله بگیرم تا ناخواسته، مزاحم کلام و گفتارشان نباشم. اما آن روز پیش از آن که برخیزم، دست مهربان اما زبر و پینه بسته عمو، به نرمی دور بازویم حلقه شد و مرا دعوت به ماندن کرد. سرم را به بازوی سِتَبر و سینه گرمش تکیه می‌دهم. کاش تمامی مردمِ دنیا، مرا در این حال می‌دیدند تا به آنها می‌گفتم: ببینید. این علی است؛ عموی من، جانشین و داماد پیامبر، جنگاور افسانه‌ای، صاحب ذوالفقار، همبازی کودکان یتیم، داناترین مرد جهان، بخشنده‌ترین انسان روی زمین، شیر خدا و کارگر سخت‌کوش و روزمزد نخلستان‌های مدینه که اگر زُمُختی دستان تَرَک خورده‌اش مانع نبود، گرمی سرانگشتِ مهربانش را از گونه‌هایم دریغ نمی‌کرد. و این منم؛ مسلم پسر عقیل، نوه ابیطالب، برادرزاده علی، همو که عموی من است، جانشین و داماد پیامبر، جنگاورِ افسانه‌ای... در خاندان ابیطالب، همه راهها به عمویم علی ختم می‌شود.

عمویم لب به سخن باز می‌کند: «برادرم، عقیل، می‌دانم که تو بیش از هر کس به شجره و انساب قبایل عرب آگاهی. برایم از شجاع‌ترین خاندان‌های عرب، همسری اختیار کن.»

ترجمان و تفسیر لبخند پدرم، واضحتر از آن است که افزودن جمله‌ای به آن لازم باشد. لبخندی سرشار از قدرشناسی و اقرار. کوتاه و مختصر، آن که: نازنین برادرم، سپاسگزارم که با پرسش آنچه خود بهتر از هر کس می‌دانی، احساس مفید بودن و دانایی را در من زنده نگاه می‌داری، دانش محدودم را ارج می‌گذاری و با آن که بی‌نیاز از واسطه‌ای، مرا به واسطه سن بیشتر، طرف مشورت و وکیل خود قرار می‌دهی. ضمن آن که با تکریم من در نزد فرزندم، مرا در چشم او بزرگ می‌کنی و احترام به والدین و بزرگان خانواده را به او می‌آموزی.

پدر پس از قدری تأمل گفت: «هر چه فکر می‌کنم، دختری با این صفات، به اضافه عفت، نجابت، اصالت، شرافت و زیبایی که در عین حال لایق همسری تو باشد، تنها یک نفر را می‌شناسم: فاطمه.»

با شنیدنِ نام فاطمه، دست عمو بر بازویم بی‌حرکت ماند. پدر که به ناگاه متوجه ایهام کلام خود شده بود، به سرعت افزود: «... فاطمه، دخترِ حِزام بن خالد از قبیله بنی کلاب. تا آنجا که می‌دانم، تا به امروز نه هیچ مردی لیاقت و جسارت خواستگاری از او را در خود دیده و نه او به کسی اجازه خواستگاری و همسری داده است. خانواده و نیاکان او از دلیرترین و بی‌باکترین جنگاوران و شجاعان عربند. وجود فاطمه کلابیه، همچون چشمه‌ای زلال و جان‌پرور است که از فرط عظمت و چشم‌نوازی به چشم طالبان، سراب می‌نماید. در این روزگار، کسی را شایسته‌تر از او برای همسری ولی خدا و وصی پیامبر نمی‌شناسم.»

چشمان کم سوی پدر، لبخند رضایت‌آمیز و معصومانه را در چهره عمویم تشخیص داد و گفت: «اگر خدا بخواهد، مبارک است.» 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
حقوق خوانِ نقّاش
۱۴۰۰/۰۵/۲۴

کیست این سرو قدِ تشنه‌لبِ مشک بدوش؟ کتابی در پیرامون زندگی و شخصیت و منش بی نظیر علمدار کربلا...🌙 هر فصل از این کتاب راوی جداگانه داره، حسین (ع)،زینب (س)،ام البنین و... فصل های آخر دیگه تبدیل شده بود به روضه ی مکتوب حضرت

- بیشتر
حنانه
۱۴۰۰/۰۵/۲۸

کتابی با نثری شیرین. چه زیبا روایت هایی از زندگی حضرت عباس را به تحریر در آورده بود.

بنت الحیدر
۱۴۰۰/۰۶/۰۶

بسم الله الرحمن الرحیم... این کتاب جزء بهترین کتاب هایی است که در مورد حضرت عباس نوشته شده است این کتاب در مورد زندگی حضرت عباس است که از زبان دوازده شخص از نزدیکان و غلامان و ... نوشته شده

- بیشتر
علی اکبر
۱۴۰۰/۰۶/۲۱

کتاب ، کتاب بسیار خوبی هست در مورد حضرت عباس و اتفاقا داری متن روان و خوبی هم هست اما این پراکنده نویسی رو متوجه نمیشم !!! آخه چرا باید با پراکنده نویسی متن رو از اون حالت فوق‌العاده گی

- بیشتر
z ghaiioomi
۱۴۰۰/۰۶/۰۱

روایت روان و شیرینی دارد با رفت و برگشت های زمانی و مکانی گسترده و کتاب در انتها به اوج می رسد. در این کتاب با یک شخص به نام حضرت عباس طرف نیستیم ، بلکه با نسلی ولایتمدار و

- بیشتر
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۷۰۳-۸
تعداد صفحات۱۴۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۷-۷۰۳-۸