با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب روانشناسی پول اثر مورگان هاوزلoff

کتاب روانشناسی پول

نویسنده:مورگان هاوزلمترجم:زهره نوروزیانتشارات:ره‌آورد مدیریتتعداد صفحه‌ها:۲۹ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۴از ۱۹ رأیخواندن نظرات


تعداد صفحه‌ها۲۹ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب روانشناسی پول

کتاب روانشناسی پول نوشته مورگان هاوزل است که با ترجمه زهره نوروزی در انتشارات ره‌آورد مدیریت منتشر شده است.

درباره کتاب روانشناسی پول

فرض هاوزل در این کتاب این است که مدیریت درست پول ربطی به هوش و ذکاوت افراد ندارد و بیشتر مربوط به چگونگی رفتار فرد است.. اموختن رفتار مناس حتی به باهوش ها هم کار آسانی نیست.

 نابغه‌ای که کنترل عواطف و احساساتش را از دست می‌دهد، می‌تواند از نظر مالی شکست‌خورده‌ای مفلوک باشد. عکس آن هم صادق است، انسان‌های معمولی که هیچ آموزش مالی ندیده‌اند، چنان‌چه چند مهارت رفتاری را داشته باشند که ظاهرا هیچ‌ربطی هم به سنجه‌های قراردادی هوش و ذکاوت ندارد، می‌توانند ثروتمند شوند. درحقیقت موفقیت مالی در دستهٔ علوم سخت قرار نمی‌گیرد؛ مهارتی نرم است که در آن رفتارتان مهم‌تر از دانشی است که در اختیار دارید. هاوزل به این مهارت نرم، روان‌شناسی پول می‌گوید.

هاوزل در این کتاب با شما درباره روانشناسی پول حرف می‌زند. او می‌گوید نگاه ما به پول و آن‌چه به ما آموخته‌اند، بسیار شبیه فیزیک (با قوانین و قواعد) است و به اندازهٔ کافی دربارهٔ جنبهٔ روان‌شناختی (عواطف و ریزه‌کاری‌ها) آن چیزی نمی‌دانیم.

برای آن‌که بفهمید چرا مردم خودشان را زیر بار بدهی می‌برند، نیازی نیست نرخ‌های بهره را بررسی کنید؛ بلکه باید در تاریخچهٔ طمع، ناامنی و خوش‌بینی تعمقی داشته باشید. اگر می‌خواهید بدانید چرا سرمایه‌گذاران در شرایط کسادی بازار همه چیز را می‌فروشند، نیازی نیست بروید حساب‌وکتاب سودهای آتی را دربیاورید؛ کافی است به این بیندیشید که از دیدن خانواده‌تان و تصور آن‌که سرمایه‌گذاری شما ممکن است آینده‌شان را به خطر بیندازد ممکن است چه رنجی بکشید. 

هاوزل در این کتاب با دیدی نو دلایل شکست و موفقیت مردم در امور مالی را شرح می‌دهد و آن را از دیدی کاملا روان‌شناسانه بررسی می‌کند.

 خواندن کتاب رانشناسی پول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه علاقه‌مندان به کتاب‌های روان‌شناسی و اقتصاد مخاطبان این کتاب‌اند.

بخشی از کتاب روانشناسی پول

 انسان‌ها کارهای احمقانه‌ای با پول انجام می‌دهند؛ اما هیچ‌کس احمق نیست. مسأله این است که درآمد و ارزش‌های خانواده‌هایی که در آن بزرگ شده‌ایم با یکدیگر متفاوت است، ما در بخش‌های مختلف جهان و در شرایط اقتصادی گوناگون زندگی می‌کنیم، بازار کار متفاوتی را با انگیزه‌های متفاوت و فرصت‌های مختلف تجربه می‌کنیم و درس‌های بسیار متفاوتی می‌آموزیم. هر فرد، تجربه‌ای منحصربه‌فرد از سازوکار جهان دارد.

می‌توانم دربارهٔ بحران بزرگ اقتصادی دههٔ سی چیزهایی بخوانم؛ اما هیچ‌گاه نمی‌توانم صدمات روحیِ ناشی از آن‌را مانند کسانی که آن‌را تجربه کرده‌اند درک کنم و کسی که در آن دوران زندگی کرده باشد، نمی‌تواند درک کند که چرا من باید از داشتن سهام راضی و خوشحال باشم. ما جهان را از دریچه‌هایی متفاوت می‌بینیم.

مثالی ساده را درنظر بگیرید: «بلیت‌های بخت‌آزمایی» پولی که امریکایی‌ها صرف خرید این بلیت‌ها می‌کنند از مجموع هزینه‌ای که صرف فیلم، بازی‌های ویدئویی، موسیقی، روی‌دادهای ورزشی و کتاب‌ها می‌کنند، بیش‌تر است.

چه کسانی این بلیت‌ها را می‌خرند؟ اکثراً فقرا.

کم درآمدترین خانوارهای امریکایی، سالانه به‌طور میانگین، ۴۱۲ دلار صرف خرید بلیت‌های بخت‌آزمایی می‌کنند، که این مقدار، چهاربرابر بیش‌تر از پولی است که خانوارهای پردرآمد صرف خرید آن می‌کنند. چهل درصد از امریکایی‌ها نمی‌توانند در صورت بروز شرایط اضطراری ۴۰۰ دلار پول جور کنند و این به‌معنای آن است که: کسانی‌که ۴۰۰ دلار صرف خرید بلیت بخت‌آزمایی می‌کنند، به‌طور کلی همان کسانی هستند که می‌گویند در شرایط اضطراری از عهدهٔ تأمین ۴۰۰ دلار بر نمی‌آیند. آن‌ها ذخیرهٔ روز مبادای‌شان را بر روی چیزی می‌گذارند که یک در میلیون، شانس برد دارد.

به نظر من که احمقانه می‌آید؛ احتمالا شما هم آن را احمقانه می‌دانید؛ اما من به قشر کم‌درآمد تعلق ندارم. شما هم احتمالا در این دسته قرار نمی‌گیرید؛ بنابراین، برای بسیاری از ما دشوار است بتوانیم منطق ناخودآگاه خریداران کم‌درآمد بلیت بخت‌آزمایی را درک کنیم؛ اما کمی به خودتان فشار بیاورید، آن‌گاه می‌توانید تصور کنید که شاید استدلال‌شان این‌گونه باشد:

ما که هشت‌مان گروِ نُه‌مان است و چشم‌انتظار آخر بُرجیم؛ بنابراین، پس‌انداز برای ما رؤیاست؛ احتمال افزایش حقوق هم که ناچیز است؛ از عهدهٔ تعطیلاتِ خوب، ماشینِ جدید، بیمهٔ درمانی، یا خرید منزل در محله‌ای امن هم که برنمی‌آییم؛ پس، نمی‌توانیم بدون آن‌که زیر بار بدهی‌های هنگفت برویم، فرزندمان را به دانشگاه بفرستیم. شمایی که کتاب‌های مالی را می‌خوانید، اکنون صاحب چیزهایی هستید یا احتمال به‌دست‌آوردنش برای‌تان زیاد است؛ ولی ما که هیچ‌کدام را نداریم، تنها زمانی می‌توانیم رؤیای داشتنِ همهٔ چیزهایی را که شما دارید و قدرش را نمی دانید، در سر بپرورانیم و لمس کنیم، که بلیت بخت‌آزمایی می‌خریم. ما بهای یک رؤیا را می‌پردازیم و شما ممکن است درکی از آن نداشته باشید؛ زیرا همین حالا، در رؤیای ما زندگی می‌کنید. به‌همین دلیل هم ما نسبت به شما بلیت‌های بیش‌تری می‌خریم.

لازم نیست چنین استدلالی را بپذیرید؛ خرید بلیت بخت‌آزمایی در شرایط بدِ مالی، ایدهٔ افتضاحی است؛ اما تا حدودی علت ادامهٔ فروش این بلیت‌ها را می‌فهمم و این ایده که «کاری که شما می‌کنید احمقانه است؛ اما تا حدودی دلیلش را می‌دانم»، ریشهٔ بسیاری از تصمیمات مالی ما را آشکار می‌سازد.


نظرات کاربران

کاربر ۳۳۱۹۹۳۱
۱۴۰۰/۰۶/۰۳

چرا ننوشتین این کتابِ کامل نیست!

sadegh karimy
۱۴۰۰/۰۵/۳۰

کتاب خوبیه.

shahram238
۱۴۰۱/۰۶/۱۹

کتاب کم حجم و روان بسیار کاربردی بود واقعا لذت بردم

banafsheh
۱۴۰۱/۰۶/۰۶

یه مقدارترجمه ش ومفاهیم پیچیده بود اما به شدت کتاب کاربردی وخوبیه

mohammad tagilo
۱۴۰۰/۱۱/۲۱

کتاب کم حجم ولی عالی...

روزبه
۱۴۰۰/۱۰/۲۶

عالی

SMahdi B
۱۴۰۰/۰۹/۱۰

عالی

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است