منوچهر آشتیانی( -۱۳۰۹)، جامعهشناس و پژوهشگر فلسفه است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«رابطه کلی بین جامعهشناسی و انسانشناسی را میتوان در شکل مثلثی تصور کرد که یک گوشه آن را انسانشناسی طبیعی (زیستشناسی انسانی)، گوشه دیگر را روانشناسی انسانشناختی و گوشه سوم را جامعهشناسی انسان شناختی تشکیل میدهند. در این صورت، دانشهای زیستشناسی اجتماعی، روانشناسی اجتماعی و روانشناسی کلینیکی سه ضلع مثلث ما خواهند بود.
بحثهای انسانشناختی و نحوه ورود آنها به فضای بررسیهای جامعهشناسی و جامعهشناسی شناخت تاکنون از راههای فلسفی و شبهفلسفی انجام گرفته است و با اینکه ما کنت را پشت سر داریم، جامعهشناسی شناخت نتوانسته است تاکنون، صرفنظر از موارد استثنایی، رابطه مستقیم و دقیقی بین انسانشناسی (خصوصا زیستشناسی انسانی)، جامعهشناسی و پروسههای معرفتی بیابد.
پس از کانت، رویکرد فلسفی و شبهفلسفی اندیشمندان بهانسان و تاریخ بشریت دستخوش تحولاتی گشت و میتوان این تحولات را با وجود شکوفایی و باروریهایی که بیشک در پهنههای گوناگون زندگی انسان داشتهاند تا حدودی افراطی دانست. زیرا ما برابر رویکرد هگل که معتقد است تاریخ بشریت چیزی جز سرگذشت تکامل عقل محض نیست و لذا «خرد بر جهان حکومت میکند». با عکسالعمل طبیعی مارکس روبهرو میشویم که معتقد است: «افکار طبقه حاکم در هر دورانی افکار حاکماند، یعنی طبقهای که نماینده قدرت مادی حاکم جامعه است، بههمان نحو نیز نیروی عقلانی حاکم بر آن تلقی میشود.» اما بین این دو رویکرد افراطی، که در هر کدام از آنها بیشتر بر یک جنبه وجود انسان تکیه شده است، با گرایش سومی نیز مواجه میشویم، که فویرباخ به آن گرویده است. او در گفتار برنامهوار خود برای برپاساختن «... فلسفه آینده» متذکر میشود که تنها وحدت بین قلب و سر حقیقت را متجلی میسازد و «بنابراین فلسفه جدید... وحدت عاقلانهای بین سر و قلب، اندیشه و زندگی ایجاد میکند.» زیرا «حقیقت تنها کلیت (یا تمامیت Totalitat) زندگی و ماهیت انسانی است.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جامعهشناسی شناخت (مقدمات وکلیات) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب