معرفی و دانلود کتاب دوقلوهای ناتنی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دوقلوهای ناتنیsubscriptionAvailable

کتاب دوقلوهای ناتنی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
نگار مجیری
انتشارات: 
نشر گنجور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دوقلوهای ناتنی

کتاب دوقلوهای ناتنی داستانی از نگار مجیری است که در نشر گنجور چاپ شده است. این داستان درباره خواهرانی است که دوقلو، اما ناتنی هستند!

همه ما تا به حال شنیده‌ایم که بگویند، فلانی با خواهرش یا برادرش ناتنی است. یعنی از پدر یا مادری متفاوت زاده‌ شده‌اند یا به فرزندی پذیرفته شده‌اند یا ... همه ما، دوقلو هم دیده‌ایم: کسانی که در یک روز از یک مادر متولد شده‌اند و بعضاً در شکل و قیافه و اخلاق و رفتار به هم شباهت‌هایی دارند. ولی آیا دوقلوهای ناتنی هم داریم؟ در دنیای داستان‌ها همه چیز ممکن است. اگر دوست دارید آن‌ها را بشناسید و با غم و شادی‌شان همراه شوید، این کتاب را بخوانید. 

کتاب دوقلوهای ناتنی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

دوقلوهای ناتنی را به تمام دوست‌داران رمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب دوقلوهای ناتنی

دریا _یکی از اعضای گروه ابن سینا_ با دست به پیشانی اش کوبید. ندا خودش را جمع و جور کرد و به سخنرانی ادامه داد. دریا دهانش را به گوش ترنم چسباند و گفت: «آخه کی گفته این می‌تونه سرگروه باشه. صد بار بهش گفتم که نمی‌خواد از زبان بدن استفاده کنی. گوشش بده کار نیست. ضایع خانم!!»

ترنم نگاهی به دریا انداخت و با اشاره از او خواست که سکوت کند. دریا سرش را برگرداند و پشت چشم نازک کرد. زیر لب گفت: «ما رو باش با کی حرف می‌زنیم!»

دریا دوست صمیمی‌ندا بود. آن دو، شلوغ ترین، پر سر و صدا ترین و به قول معروف شیطان ترین دخترهای گروه بودند. برعکس بقیه اعضای گروه. به خصوص ترنم و ترانه که به شدت قانونمند و تابع کلاس بودند. سارا، عضو معمولی و نرمال گروه به حساب می‌آمد، یعنی نه در حد ندا و دریا شلوغ و نه در حد ترانه و ترنم قانون مدار.

بچه‌ها یکی یکی و به نوبت درس را ارائه دادند. بجز قسمت اول همه چیز خوب پیش رفت و بچه‌های کلاس به آن علاقه نشان دادند. بعد از تشویق طولانی، بچه‌ها هر کدام سرجای خودشان نشستند. چیزی به زنگ نمانده بود و لزومی‌نداشت بچه‌ها گروهی بنشینند.

زنگ تفریح خورد. دریا گوشه ای از کلاس داشت به ندا گوشزد می‌کرد که دست از خواندن کتاب‌های زبان بدن بردارد. سارا هم به آبخوری رفت که برای دوستش آب بیاورد. ترانه هم با دوستش مونا به حیاط رفتند. ترنم، گوشه ای نشسته بود و تنها بچه‌ها را نگاه می‌کرد. او، هیچ دوستی نداشت که با او دعوا کند یا برایش آب بیاورد یا با هم به حیاط مدرسه بروند تا با هم گپ بزنند. ترجیه می‌داد گوشه کناری، کتابی باز کند یا درخیالاتش غرق شود تا زنگ بخورد.

از آنجایی که آنروز کتاب نداشت، دوستانش را نگاه می‌کرد و با خودش خیال‌پردازی می‌کرد: «اگه امروز دریا با ندا قهر کنه، ندا چی کار می‌کنه؟ هیچ کاری؟ گریه؟ شایدم بره به پای دریا بیوفته تا باهاش آشتی کنه!!» خودش هم از فکری که کرده بود تعجب کرد: «این دیگه چه فکریه؟! معلومه که اون دوتا همیشه با هم دوستن. ولی اگه الان یهو دریا بیوفته تو بغل ندا غش کنه چی؟ اون موقع ندا چی کار می‌کنه؟ اصلا اگه بمیره چی میشه!!» ترنم به خودش سیلی زد: «وا! من امروز چم شده؟! چه فکررای عجیب غریبی به سرم می‌زنه. اصلا...»

صدای فاطیما ترنم را به خود آورد: «خودزنی می‌کنی؟» ترنم خندید. فاطیما گفت: «تنهایی؟» ترنم به سرش را به علامت مثبت تکان داد: «همیشه.» فاطیما روی شانه ترنم زد و گفت: «منم امروز تنهام. زری امروز نیمده.» ترنم به او نگاه کرد: «زهرا؟ چرا؟» فاطیما کنار ترنم نشست: «چه می‌دونم بابا. فکر کنم دوباره پشه ای چیزی لگدش زده!!» هر دوخندیدند. ترنم گفت: «نگو. گناه داره. خب بدنش ضعیفه زود بیمار میشه.» فاطیما با حالت خاصی به ترنم نگاه کرد: «بیمار؟ چه رسمی!! بابا بگو مریض دیگه.» ترنم گفت: «آخه استادمون تو کلاس دفاع شخصی، همیشه میگه بیمار.»

فاطیما خواست چیزی بگوید که زنگ کلاس خورد. ترنم از جایش بلند شد و به سمت نیمکت به راه افتاد. گفت: «نمی‌دونم چرا این روزای آخر نمی‌گذره. این مدرسه اینقدر طولانی، و تابستون اینقدر کم! می‌خوام توتابستون بیشتر برای کلاس دفاع شخصی وقت بزارم.» فاطیما به نشانه تایید سر تکان داد و به سمت نیمکت خودش به راه افتاد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دوقلوهای ناتنی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدوقلوهای ناتنی
موضوعداستان ایرانی
نویسندهنگار مجیری
انتشاراتنشر گنجور
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۴/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۰۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۴۸۴۲۰۵
تعداد صفحه‌ها۱۹۶ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی دوقلوهای ناتنی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۴

عالی بودددد بهترین کتاب دنیااا پیشنهاد میکنم حتما بخونین عالیه لذت می‌برین خیلیییییییی عالیییی ممنون از نویسنده ی خلاق واقعا عالی بود ب شما افتخار میکنم که توی این سن همچین کتابی نوشتین👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻❤️❤️❤️❤️ ❤️♥️🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍💕

۰
Niyayesh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

عالیه! همش دوست داشتم بدونم بعدش چی میشه. فقط آخرش:((

۰
sinahp
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۱

خوب بود ((هیدروژن پراکسید))

۰
narges shahin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۳

کتاب قشنگی بود واقعا بنظرم بخونیدش "در مورد دوتا دختره که اسمشون ترانه و ترنم هست این دوتا دقیقا شبیه همن و همیشه همه بهشون میگن که چقدر به هم شبیهن نه تنها از نظر شکل و قیافه بلکه از نظر...بیشتر

۰
محبوب قلبها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۳۱

نویسنده عزیز🩷 کتابتون روخیییییلی دوست داشتم🍒خییییلی فانتزی جالب وقشنگی بود،اسم فوق العاده خاص و زیبایی داشت وهمچنین ایده ای ک ازاسم برای داستان نویسی گرفته شده بودقابل تحسین بود👌جو قصه تون باعث میشد بدنبال داستان کشیده بشیم تاببینیم بعدش چ میشه👏👏آخرش...بیشتر

۱
setayeshmadah
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۰

زیبا بود روان بود داستان جدید و متنوعی داشت پایانش دردناک بود ولی بازم اینکه غیر قابل پیش بینی بود عالی بود مختصر و مفید بود

۰
⁦⁦𝑀𝒶𝒽𝓎𝒶-𝒹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۸

کتاب خیلی قشنگیه

۰
محمدرضا کریمی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۳

کاری به شدت آماتور و بچه گانه. دو شخصت اصلی از شدت بی منطقی اعصاب آدم رو خراب میکنن. در کل حتی در حد رمان های رایگان و زیر زمینی هم نیست که توی اینترنت فراوون ریخته. وقت خودتون رو...بیشتر

۱

بریده‌هایی از کتاب

Niyayesh
۹
_چقد همیشه فکرر می‌کردم که شهرت خوبه، ولی حالا واقعا کی می‌دونه که ما کجاییم؟ کی اهمیت می‌ده؟
milad
۴
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود. دوتا دختر بودن که خیلی شبیه هم بودند...
setayeshmadah
۰
_تو خیلی انرژی منفی ای! یه ذره اگه فکرر می‌کردی جا این حرفا، تا الان صد بار اجرا رو نوشته بودیم و تمرین کرده بودیم.
Niyayesh
۰
_چقد همیشه فکرر می‌کردم که شهرت خوبه، ولی حالا واقعا کی می‌دونه که ما کجاییم؟ کی اهمیت می‌ده؟