
دانلود و خرید کتاب صوتی سیزده
معرفی کتاب صوتی سیزده
کتاب صوتی سیزده نوشتهی علی میرصادقی روایتی از زندگی یک نوجوان ایرانی است که میان مدرسه، خانواده، رؤیاهای شخصی و خستگی از «نقزدن»های همیشگی گیر افتاده است. این کتاب صوتی با گویندگی مهدی خلیلی منتشر شده و نشر آوانامه آن را منتشر کرده است. ناشر چاپی آن کتاب نیز انتشارات بارسا است. در این اثر شنونده با دنیای ذهنی و روزمرهی نوجوانی همراه میشود که از مدرسه و کنکور و قوانین خانه خسته است و ناگهان وارد شهری خیالی به نام «غرزنان» میشود؛ شهری که همهچیز در آن بر اساس غرزدن و تنبلی تنظیم شده است.
درباره کتاب سیزده
کتاب سیزده داستان نوجوانی به نام علی ترابی است که درگیر مدرسه، خانواده، ورزش رزمی و دنیای مجازی است و تقریبا به همهچیز غر میزند. کتاب سیزده با زبان اولشخص، ذهن و احساسات این نوجوان را در خانه، مدرسه، باشگاه و خیابان دنبال کرده است و نشان میدهد چگونه یک نوجوان میتواند همزمان هم از درس و کنکور متنفر باشد و هم در رؤیاهایش دنبال دانشگاه خوب و ساختن دارو و اختراع بگردد. علی میان سختگیریهای مادر، غیبتهای پدر، بیماری خواهر و فشار مدرسه، مدام از بیعدالتی دنیا میگوید و از این که چرا باید اینهمه درس بخواند. کتاب سیزده در ادامهی روایت، با یک چرخش فانتزی علی را وارد شهری خیالی به نام «غرزنان» میکند؛ شهری مخصوص کسانی که حرفهای غر میزنند و بر اساس میزان غرزدن، کارت شهروندی برنزی، نقرهای یا طلایی میگیرند. در این شهر همهچیز طوری طراحی شده که کسی زحمت نکشد؛ مدرسهها سهنفرهاند، زنگها کوتاه، تعطیلیها زیاد، پول از عابر بانک بینهایت بیرون میآید، فستفود همیشه در دسترس است و اینترنت قطع است چون متخصصی برای درستکردنش وجود ندارد. کتاب سیزده در این فضا، با حضور شخصیتهایی مثل حسین ناصری و آقای جعفری، تفاوت «آسایشِ بدون تلاش» و «زندگی با هدف» را بهتدریج نشان داده است. کتاب سیزده در فصلهای متعدد، از بیدارشدنهای سخت صبح، دعواهای خانه، فضای مدرسه، مشاور، آزمونها، شهر غرزنان، خوابستان اول، دانشگاههای خیالی و شهر ممنوعه عبور کرده است و در هر بخش، بخشی از نگاه علی به درس، آینده، خانواده، خدا، عدالت و معنای خوشبختی را آشکار کرده است.
خلاصه کتاب سیزده
کتاب سیزده روایت ذهن و زندگی علی، نوجوانی است که از مدرسه، کنکور، قوانین خانه و فشار بزرگترها خسته است و تقریبا به همهچیز غر میزند. او بین دوستداشتن کاراته، تنبلی صبحها، اعتیاد به موبایل و رؤیای دانشگاه خوب و ساختن دارو سرگردان است. ناگهان وارد شهری خیالی به نام «غرزنان» میشود؛ شهری که مخصوص غرزنهای حرفهای است و در آن تعطیلیها زیاد، درسها سطحی، پول بیحساب، فستفود فراوان و مسئولیتها حداقلی است. علی در کنار حسین ناصری و معلمی به نام آقای جعفری، کمکم میفهمد شهری که همهچیز را آسان کرده است، درواقع جایی است که آدمها را از رشد، تخصص، فکرکردن و رسیدن به رؤیاهای واقعی دور میکند. دغدغهی اصلی آن کتاب، تفاوت غرزدن با تلاش، و فهمیدن نقش درس و سختی در ساختن آینده است.
چرا باید کتاب سیزده را بشنویم؟
این کتاب صوتی با روایت صریح و طنزآلود یک نوجوان، احساس خستگی از مدرسه، کنکور، خانواده و جامعه را بهخوبی نشان داده است و بعد آن را در آینهی شهری خیالی به نام غرزنان بازتاب داده است. شنونده میتواند همراه علی، معنای درس خواندن، هدف، غرزدن، مسئولیت و رشد را دوباره بسنجد و نسبت خودش را با تنبلی، تلاش و آینده روشنتر کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به نوجوانانی پیشنهاد میشود که از مدرسه، کنکور و فشار خانواده خستهاند، به کسانی که مدام از شرایطشان ناراضیاند و به والدینی که میخواهند دنیای ذهنی فرزند نوجوانشان را بهتر بفهمند. همچنین برای علاقهمندان به داستانهایی با فضای فانتزی و انتقادی مناسب است.
بخشی از کتاب سیزده
«ساعتهای قبل خواب را خیلی دوست دارم. تنها زمانی است که آزادم؛ آزادی به وسعت یک تخت و چند متر جلوتر تا دم در اتاقم. هر چند که میفهمم در اتاقم آنقدر شل نیست که خودش بعضی وقتها باز شود یا آنقدر هوشمند نیست که خودش بسته شود!! من هم مثل خیلیهای دیگر در زندانم چک میشوم، برای همین مجبور هستم زانوهایم را موقع خواب به حالت قائم دربیاورم تا لحاف روی آنها بشود سنگرگاه موبایلم. صفحهی بازیگرای سینمای این وری و اون وری، مدلهای اون وری و چرندیات یه سری ادمین خل و چل و استاتوسهای دوستهای دیوانهام را بالا و پایین میکنم. من هم صفحه دارم اما بدون هیچ پستی. پدرم تازگیها توی اینستا میچرخد و بامزه این که به من میگوید "با این سنت خجالت نمیکشی همش توی موبایلتی؟!" عکس پروفایلم، جانی دپ است. اینطوری فقط پدر جانی دپ نگران میشود که بچهاش صفحه دارد، آن هم با دوازده فالور اَمین و مَحرم که معلوم نیست چی منو فالو میکنن؟! تا حالا به غیر از یک پست که راجع به خدا بود و ترسیدم، بقیه را لایک نکردم. لایک نکردن من از نظر روانشناسها، احتمالا یک جور کینهجویی نسبت به آدمهای احمقی است که در عین بدبختی با اسمایلهایشان، برای هم فیلم بازی میکنند. همهی ما بدبخت هستیم. وقتی در کشوری زندگی میکنیم که کنکور دادن و درس خواندن زور است، گوش کردن به حرفهای پدر و مادر قانون است، ساعت برگشتت به خانه را مادرت مشخص میکند و مدرسهات رو خالهات. در کشوری که معلمها اگر درس بلد نباشی، پرتت میکنن بیرون و بقیه میخندن و این وسط، غرور و شخصیتِ افراد اصلا مهم نیست، چرا توی سلفیهامون، لبخند میزنیم؟!»
زمان
۸ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۹۱۸٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۸ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۹۱۸٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد