کتاب صوتی گیتانجلی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی گیتانجلی

دانلود و خرید کتاب صوتی گیتانجلی

مترجم:ع. پاشایی
گوینده:ع. پاشایی
انتشارات:کارگاه اتفاق
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی گیتانجلی

کتاب صوتی گیتانجلی نوشته رابیندرانات تاگور با ترجمه و گویندگی ع. پاشایی و به‌کوشش کارگاه اتفاق منتشر شده است. این کتاب صوتی مجموعه‌ای از نیایش‌ها، نجواها و گفت‌وگوهای عاشقانه با امر مطلق است که در قالب متن‌هایی کوتاه و پیوسته، تجربه‌ای عمیق از عشق، پرستش، حیرت و رهایی را پیش روی شنونده می‌گذارد. در این اثر، راوی مدام میان ستایش و شکایت، امید و دلتنگی، شکرگزاری و پرسش در رفت‌وآمد است و از دل همین رفت‌وآمد، جهانی سرشار از تصویر، موسیقی و تأمل ساخته شده است. در گیتانجلی شنونده با صدایی روبه‌رو است که خود را هم بنده می‌داند هم دوست، هم گدا هم مهمان جشن جهان. این صدا از «نی کوچک» و «صبوی شکننده» می‌گوید که هر بار خالی می‌شود تا دوباره از حیاتی تازه سرشار شود، از شوق آوازخوانی در برابر معشوقی که «استاد موسیقی جهان» است، از رنج جدایی و اشتیاق دیداری که مدام به تعویق می‌افتد و از لذت غریبی که در تسلیم‌شدن به اراده‌ای بزرگ‌تر پیدا می‌شود. کتاب صوتی با گویندگی ع. پاشایی حال‌وهوای مراقبه، نیایش و گفت‌وگوی درونی را برای شنونده زنده می‌کند و او را در مسیری همراه می‌کند که از ترس و تردید آغاز می‌شود و به نوعی آشتی با زندگی، مرگ و راز هستی می‌رسد.

درباره کتاب گیتانجلی

کتاب گیتانجلی مجموعه‌ای از متن‌های کوتاه است که رابیندرانات تاگور در قالب نیایش، اعتراف، گفت‌وگو و مناجات سروده است و در آن از رابطه انسان با امر قدسی، با جهان و با خویشتن سخن گفته است. در این کتاب صوتی، هر قطعه مانند موجی مستقل است که از دل دریایی واحد برمی‌خیزد؛ گاهی راوی خود را آوازخوانی می‌بیند که در تالار معبد فقط برای خشنودی معشوق می‌خواند، گاهی کارگری که باید از کنج تاریک معبد بیرون بیاید و در کنار برزگر و راهساز، خدا را در آفتاب و باران بجوید، گاهی کودکی که در بازی‌های رنگارنگ جهان غرق است و تازه می‌فهمد چرا رنگ‌ها، صداها و طعم‌ها آفریده شده‌اند. کتاب گیتانجلی در عین سادگی ظاهری، لایه‌های متعددی از تجربه معنوی را در خود جای داده است: از ستایش و سپاس برای «آسمان و نور و تن و جان و دل» تا شکایت از تأخیر دیدار، از ترس آزادی و دل‌بستگی به «کفن غبار و مرگ» تا جرئت خواستن رهایی. در این کتاب صوتی، متن‌ها در قالب قطعات متعدد پی‌درپی می‌آیند که هرکدام حال‌وهوایی جداگانه دارند؛ از نیایش‌های آغازین که در آن راوی از بی‌منتهاشدن، سرشارشدن و آوازخواندن در برابر معشوق می‌گوید تا بخش‌هایی که به فقر، بند، زنجیر و زندان درونی می‌پردازد و سپس قطعاتی که مرگ را «خادم» و «آخرین کمال زندگی» می‌نامد. در میان این قطعات، شنونده با تصویرهای پرشماری روبه‌رو می‌شود: کودک آراسته به جامه‌های شاهانه که از ترس پاره‌شدن لباسش از زندگی کنار می‌کشد، گدایی که در راه روستاها می‌گردد و ناگهان گردونه طلایی شاه را می‌بیند و فقط «کوچک‌ترین دانه ذرت» را پیشکش می‌کند، دختری که چراغش را گاهی به آب می‌سپارد، گاهی به آسمان پیشکش می‌کند و گاهی به جشن چراغان می‌برد. کتاب گیتانجلی در این رفت‌وآمد میان تصویرهای زمینی و اشارات آسمانی، شنونده را با پرسش‌هایی درباره آزادی، فقر، عشق، رنج، مرگ و حضور خدا در کار و زندگی روزمره روبه‌رو می‌کند و نشان می‌دهد چگونه می‌توان در میان کار، بازار، سفر، خستگی و حتی غفلت، نوعی بیداری آرام را تجربه کرد.

خلاصه کتاب گیتانجلی

در گیتانجلی راوی از همان آغاز خود را ظرفی شکننده و نی‌ای کوچک می‌بیند که معشوق بی‌وقفه آن را خالی می‌کند و دوباره از حیات تازه پر می‌سازد. او از شوق آوازخواندن در برابر چهره‌ای می‌گوید که دیدنش اشک به چشم می‌آورد و زندگی را به «هارمونی دلپذیر» بدل می‌کند. در برابر این معشوق، راوی همواره میان دو حالت در نوسان است: از یک سو غرور آوازخوانی که می‌داند محبوب از آوازش لذت می‌برد و از سوی دیگر حیرت شاگردی که در برابر «استاد موسیقی» خاموش می‌ماند و می‌بیند که کلامش به آواز بدل نمی‌شود. در ادامه، کتاب به پاک‌کردن تن و دل، بیرون‌ریختن بدی‌ها و شکوفا نگه‌داشتن عشق می‌پردازد، چون معشوق در «معبد درون دل» نشسته است. راوی آرزوی فراغتی می‌کند تا در کنار او بنشیند، درحالی‌که تابستان، زنبورها و گلزار بیرون پنجره یادآورند که زمان می‌گذرد و باید «اهدای زندگی» را در سکوت بخواند. در قطعاتی دیگر، او از گل کوچکی می‌گوید که می‌ترسد پیش از هدیه‌شدن بر خاک بیفتد، از ترانه‌ای که پیرایه‌هایش را کنار گذاشته تا رابطه با محبوب بی‌واسطه شود، و از کودکی که جامه‌های شاهانه شادی بازی را از او گرفته است. بخش مهمی از کتاب به فقر، بند و رهایی اختصاص دارد. راوی گدایی را تصویر می‌کند که بارهایش را بر دوش خود گذاشته و حتی در خانه معشوق هم گدایی می‌کند، زندانی‌ای که خود زنجیر ناگسستنی‌اش را ساخته، و انسانی که با نام و دیوارهایش خود را محبوس کرده است. در برابر این وضعیت، معشوقی تصویر می‌شود که «در میان بینواترین‌ها و فرودست‌ترین‌ها و گمشده‌ها» راه می‌رود و راوی را فرامی‌خواند که از کنج تاریک معبد بیرون بیاید، ذکر و تسبیح را رها کند و در کنار برزگر و راهساز، در آفتاب و باران، او را بجوید. در میانه کتاب، سفر درونی و بیرونی درهم می‌آمیزد: راوی از سفری طولانی از «اولین تابش نور» تا «نهانخانه‌ترین ایزدکده» سخن می‌گوید، از ترانه‌ای که هنوز خوانده نشده، از آرزوهایی که معشوق با «رد کردن»شان او را نجات داده است، و از دعوت‌شدن به «جشن این جهان» که در آن کارش فقط ساززدن بوده است. او بارها تکرار می‌کند که «فقط چشم به راه عشق» است تا خود را به دست او بسپارد، حتی اگر بازار روز تمام شده و دیگران با خشم برگشته باشند. در بخش‌های پایانی، مرگ به‌عنوان «خادم» و «آخرین کمال زندگی» وارد صحنه می‌شود. راوی از روزی می‌گوید که مرگ بر در خانه‌اش می‌ایستد و او سبوی پر از زندگی‌اش را پیشکش می‌کند، از جدایی از برادران و بازگرداندن کلیدهای خانه، از این‌که در پایان راه می‌فهمد چیزهایی که به‌دنبالش بوده کمیاب نیستند و آنچه واقعاً باید تصاحب کند همان چیزهایی است که همیشه نادیده گرفته است. در نهایت، کتاب به درودی گسترده ختم می‌شود که در آن راوی می‌خواهد همه حواس، همه ترانه‌ها و همه زندگی‌اش در یک سلام نهایی به سوی معشوق جاری شود و سفرش را به «خانه ابدی» در همین درود به پایان برساند.

چرا باید کتاب گیتانجلی را بشنویم؟

شنیدن گیتانجلی فرصتی است برای همراه‌شدن با صدایی که هم‌زمان عاشق، پرسشگر، خسته، امیدوار و سپاسگزار است. این کتاب صوتی به‌جای ارائه آموزه‌های مستقیم، شنونده را در دل تجربه‌ای زنده از نیایش و گفت‌وگوی درونی قرار می‌دهد؛ تجربه‌ای که در آن ترس از مرگ، دلبستگی به دنیا، شرم، غرور، فقر، آزادی، شادی و رنج، همه در برابر نوری قرار می‌گیرند که راوی آن را «حضور» می‌نامد. در این کتاب، شنونده با تصویرهای بسیار ملموس و روزمره روبه‌رو می‌شود: کارگر، برزگر، راهساز، کودک، گدا، زندانی، دختر چراغ‌به‌دست، مسافر، جنگجو و عروس. هرکدام از این تصویرها پلی است میان زندگی عادی و تجربه معنوی؛ میان بازار و معبد، میان کار و مراقبه، میان خنده و اشک. گیتانجلی نشان داده است که جستجوی خدا یا معنای زندگی لزوماً در کنج‌های تاریک و درهای بسته نیست، بلکه در شخم‌زدن زمین، شکستن سنگ، ساززدن در جشن جهان، و حتی در خستگی و خواب‌ماندن هم می‌تواند ادامه پیدا کند. این کتاب صوتی همچنین به شنونده کمک می‌کند نسبت تازه‌ای با مرگ و پایان‌پذیری برقرار کند. مرگ در این متن نه‌فقط تهدید، که دعوتی برای پیشکش‌کردن «سبوی پر از زندگی» است؛ لحظه‌ای که در آن همه شادی‌ها و دردها به‌سوی منبعی واحد بازمی‌گردند. در کنار این، گیتانجلی بارها به موضوع رهایی در دل بندها، آزادی در میان مسئولیت‌ها و یافتن حضور در دل غفلت می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه می‌توان در اوج ناتوانی، نوعی اعتماد و تسلیم فعال را تجربه کرد. برای شنونده‌ای که به دنبال متنی سرشار از تصویر، موسیقی درونی و تأمل است، این کتاب صوتی می‌تواند هم‌زمان نقش هم‌صحبت، آینه و همراه سفر را داشته باشد؛ متنی که نه موعظه می‌کند نه حکم می‌دهد، بلکه با اعتراف‌ها و تردیدهای خود، راهی برای گفت‌وگو با امر مطلق باز می‌کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن گیتانجلی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به متن‌های معنوی، نیایشی و تأملی علاقه‌مندند و دوست دارند تجربه رابطه انسان با امر قدسی را در قالب زبان شاعرانه دنبال کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که درگیر پرسش‌هایی درباره مرگ، رهایی، آزادی درونی، فقر و غنا، و معنای رنج و شادی در زندگی هستند و می‌خواهند این پرسش‌ها را در قالب تصویر و نغمه مرور کنند. به علاقه‌مندان ادبیات عرفانی، دوست‌داران متن‌هایی که میان دعا، اعتراف و گفت‌وگو در نوسان‌اند و شنوندگانی که در پی فضایی آرام برای مراقبه، خلوت و بازاندیشی در رابطه خود با جهان و خدا هستند نیز این کتاب صوتی پیشنهاد می‌شود.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۳ ساعت و ۳ دقیقه

حجم

۱۲۶٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۳ ساعت و ۳ دقیقه

حجم

۱۲۶٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان