
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت پانزدهم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت پانزدهم)
کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت ۱۵ نوشتهی جی. آر. آر. تالکین ادامهی ماجراهای فرودو، سام و گلم در دل سرزمینهای زیر سایهی فرمانروای تاریکی است که نشر نوار آن را با ترجمهی رضا علیزاده و با گویندگی حامد فعال منتشر کرده است. این قسمت شنونده را از حاشیهی دروازهی سیاه و بیابانهای سنگلاخ مورانون به سرزمین نیمهویران اما هنوز زیبا و پرگل ایتیلین میبرد؛ جایی که طبیعت، همزمان نشانههایی از ویرانی جنگ و بقایای شکوه گذشته را در خود دارد. در این بخش از کتاب صوتی، شنونده با ترکیبی از سفر پنهانی، خستگی، گرسنگی، وسوسه و لحظههای کوتاه آرامش روبهرو است که ناگهان با حضور جنگ و مردان گوندور درهم میشکند. فضای این قسمت میان دو قطب حرکت مخفیانهی سه همراه کوچکجثه و حضور ارتشها و جانوران عظیمالجثه در نوسان است. گویندگی حامد فعال با توصیفهای طولانی تالکین، تغییر لحن میان گفتوگوهای صمیمی سام و فرودو، غرغرهای گلم و فرمانهای قاطع فارامیر، شنونده را در دل این تضادها نگه میدارد. این کتاب صوتی در قالب یک قسمت از یک سریال بلند، بیشتر بر مسیر فرودو و سام تمرکز دارد و شنونده را با جغرافیای تازه، شخصیتهای جدید و نبردی کوتاه اما پرجزئیات آشنا میکند؛ نبردی که در حاشیهی مأموریت اصلی رخ میدهد اما سایهاش بر سرنوشت حلقه و همراهان آن سنگینی میکند.
درباره کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت15
کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت ۱۵ ادامهی خط رواییای است که تالکین برای سفر فرودو و سام به سوی سرزمین دشمن طراحی کرده است. در این قسمت شنونده با مسیری روبهجنوب همراه میشود؛ از کنار دروازهی سیاه و کوههای تیره تا رسیدن به مرزهای ایتیلین، سرزمینی که زمانی «باغ گوندور» بوده است. تالکین در این بخش از کتاب صوتی، بخش قابلتوجهی از زمان را صرف توصیف دقیق مناظر، گیاهان، درختان، بوها و تغییر آبوهوا کرده است تا نشان دهد که سفر هابیتها نهتنها عبور از خطر، که گذر از اقلیمها و فرهنگهای گوناگون است. شنونده در خلال این توصیفها، هم حضور دائمی سایهی سائورون را حس میکند و هم نشانههای حیات و بهار را که هنوز در گوشههایی از سرزمین میانه زنده است. در کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت ۱۵ ساختار روایی بیشتر شبیه یک فصل بلند است که چند خردهصحنهی متمایز در آن کنار هم قرار گرفتهاند: حرکت شبانهی سه همراه در حاشیهی جاده، کشف زیباییهای ایتیلین، ماجرای خرگوشها و آبگوشت سام، خطر آتش و دود، برخورد با تکاوران گوندور و فرماندهشان فارامیر، و در نهایت صحنهی کمین بر مردان هاراد و ظهور جانور عظیمالجثهی مماک. این قسمت از کتاب صوتی، همزمان هم به رابطهی میان فرودو، سام و گلم عمق بیشتری میدهد و هم شنونده را با چهرهی انسانی جنگ در جنوب آشنا میکند؛ جایی که مردان گوندور و جنوبیها در دو سوی میدان ایستادهاند و هابیتها برای نخستین بار شاهد نبرد آدمها با آدمها میشوند. حضور فارامیر و تکاوران ایتیلین، پیوندی میان مأموریت پنهانی حامل حلقه و مقاومت گوندور در برابر موج نیروهای دشمن برقرار کرده است.
خلاصه کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت15
در این قسمت از کتاب صوتی، داستان از جایی ادامه پیدا کرده است که فرودو، سام و گلم پس از دورشدن از دروازهی سیاه در درهای پناه گرفتهاند. روز را در سایه میگذرانند و شبهنگام، در تاریکی و زیر نگاه دوردست «چشم سرخ» در برجهای دندان، از لبهی دره بالا میخزند و در حاشیهی جادهی جنوب پیش میروند. گلم با حساب و کتاب خودش میخواهد مسافت میان مورانون و تقاطع بالای ازگیلیاد را در چند منزل طی کند و از کندی هابیتها ناراضی است. با طلوع سپیده، شنونده همراه آنان وارد سرزمینی میشود که کمکم از خشکی و سنگلاخ فاصله میگیرد و نشانههای حیات و آبادانی در آن دیده میشود. سه همراه به مرزهای ایتیلین میرسند؛ جایی که تالکین آن را با فهرستی طولانی از درختان، بوتهها، گلها و عطرها توصیف کرده است. هابیتها برای نخستین بار پس از مدتها هوای تازه، بوی گیاهان و آواز پرندگان را حس میکنند و درمییابند که به نواحی جنوبیتر رسیدهاند و بهار در آنجا زودتر آغاز شده است. در کنار این زیبایی، نشانههای جنگ و حضور دشمن نیز دیده میشود: چاههای پر از کثافت، درختان قطعشده، نشانهی چشم بر تنهها و استخوانهای نیمسوختهای که سام در حلقهی آتش قدیمی پیدا میکند. آنان در بالای دریاچهای کوچک و میان سرخسهای خشک و درختان برگبو و صدر، مخفیگاهی برای گذراندن روز پیدا میکنند. سام که از گرسنگی و دلتنگی برای غذای خانگی به ستوه آمده است، از گلم میخواهد چیزی برای خوردن پیدا کند. گلم دو خرگوش کوچک میآورد و سام تصمیم میگیرد «آبگوشت خرگوش» درست کند. این تصمیم به جدالی خندهدار و در عین حال جدی میان او و گلم منجر میشود: سام آتش روشن میکند، خرگوشها را پوست میکند و با ادویههایی که در کولهاش پنهان کرده است قابلمه را بار میگذارد، در حالی که گلم از آتش و «زبانهای قرمز» وحشت دارد و از پختن گوشت متنفر است و گوشت خام را ترجیح میدهد. سام با سماجت کار خودش را میکند و همراه فرودو، که از خواب بیدار شده، آبگوشت را میخورند و حتی بخشی از نان راه الفها را هم با آن میخورند. اما آتشی که سام روشن کرده است بیخطر نمیماند. وقتی او برای شستن ظرفها پایین میرود، متوجه میشود که دود آبیخاکستری آتش در برابر آفتاب دیده میشود. در همان حال صدایی شبیه سوت یا تقلید آواز پرنده میشنود. با شتاب آتش را خاموش میکند اما کمی بعد، صداهای نزدیکتری به گوش میرسد. چهار مرد سبزپوش و مسلح از میان خلنگزار بیرون میآیند و هابیتها را محاصره میکنند. این مردان تکاوران گوندورند و فرماندهشان فارامیر است. او ابتدا به آنان مشکوک است و از «نفر سوم» یعنی گلم حرف میزند که دیدهاند اما از دستشان گریخته است. فرودو خود را معرفی میکند، از شایر و ریوندل میگوید و نام آراگورن و برومیر را میآورد. شنیدن نام برومیر فارامیر را بهشدت تحتتأثیر قرار میدهد و وقتی فرودو جملهی معماگونهی «شمشیر را بجوی که شکسته بود…» را نقل میکند، فارامیر تا حدی به راستگویی او اعتماد میکند اما تصمیم میگیرد بعداً بیشتر بداند. فارامیر به فرودو و سام هشدار میدهد که در این ناحیه بهزودی نبردی رخ میدهد و آنان نمیتوانند از دشت یا جاده جلوتر بروند. او دو نفر از مردانش، مبلونگ و دامرود، را برای نگهبانی کنار هابیتها میگذارد و خود همراه دیگر تکاوران برای کمین بر مردان هاراد به سوی جاده میرود. در گفتوگوی مبلونگ و دامرود، شنونده از مأموریت تکاوران ایتیلین، رابطهی قدیمی و پرتنش گوندور و پادشاهیهای هاراد و اینکه اکنون جنوبیها به خدمت دشمن درآمدهاند باخبر میشود. آنان توضیح میدهند که قرار است بر یکی از فوجهای هاراد که از جادهی باستانی میگذرد شبیخون بزنند. با نزدیکشدن ظهر، صدای شیپورها، فریادها و برخورد آهن به گوش میرسد. سام از لبهی خلنگزار بالا میرود و صحنهی نبرد را از دور میبیند: مردان سبزپوش گوندور در تعقیب جنگجویان سرخپوش هاراد. یکی از جنوبیها درست نزدیک مخفیگاه هابیتها از شیب پایین میغلتد و کشته میشود. سام به دست قهوهای، گیسوان بافتهشده و زره برنجی او نگاه میکند و برای نخستین بار به این فکر میافتد که این دشمن هم شاید در خانهای دوردست زندگی و داستانی داشته است. هنوز این اندیشه در ذهن اوست که صدای تازهای بلند میشود: نفیر شیپور، فریاد «مماک!» و سپس ظاهرشدن جانور عظیمالجثهای که سام آن را همان «پیل» افسانهای میداند. جانور با خرطوم و عاجهای خونآلود، برجک جنگی درهمشکسته بر پشت و سوار مردهای که از گردنش آویزان است، از میان درختان میگذرد، زمین را میلرزاند و آدمها را زیر پا له میکند و در نهایت در دوردست ناپدید میشود. سام با شگفتی و هراسی آمیخته به لذت کودکانه، از دیدن چیزی که همیشه در قصهها شنیده بود خوشحال است، هرچند میداند که در دل جنگی خونین رخ داده است. در پایان این قسمت، تکاوران هنوز درگیر نبردند و مبلونگ به سام میگوید که اگر فارامیر سالم برگردد، بهسرعت حرکت خواهند کرد، زیرا دشمن دیر یا زود از این کمین باخبر میشود.
چرا باید کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت15 را بشنویم؟
این قسمت از کتاب صوتی برای شنوندهای که مسیر فرودو و سام را دنبال کرده است چند ویژگی شاخص دارد. نخست اینکه تالکین در آن، تضاد میان ویرانی و زیبایی را بهخوبی نشان داده است: ایتیلین همزمان «باغ گوندور» و بخشی از قلمرو دشمن است. شنیدن توصیفهای دقیق گیاهان، درختان، عطرها و پرندگان در کنار چاههای آلوده، درختان قطعشده و استخوانهای سوخته، تصویری چندلایه از سرزمینی میسازد که زیر فشار جنگ هنوز زنده است. دوم اینکه رابطهی میان سه همراه کوچکجثه در این قسمت عمق بیشتری پیدا کرده است. گفتوگوهای سام و گلم بر سر خرگوش و آتش، هم خندهدار و هم پرتنش است و نشان میدهد که چگونه عادتهای غذایی، ترسها و گذشتهی هرکدام در کوچکترین تصمیمها دخالت دارد. نگاه سام به فرودو در خواب، و توصیف نوری که گاه از درون او میتابد، شنونده را به لایهی درونیتر شخصیت حامل حلقه نزدیک میکند. سوم اینکه ورود فارامیر و تکاوران ایتیلین، دریچهای تازه به جهان گوندور باز کرده است. شنونده با مردانی روبهرو میشود که در سکوت و استتار، در سرزمینی اشغالشده رفتوآمد میکنند و میان ناامیدی از قدرت دشمن و عزم برای مقاومت زندگی میکنند. گفتوگوهای مبلونگ و دامرود دربارهی جنوبیها، مرزهای قدیمی و کمین در جادههای باستانی، بُعد سیاسی و تاریخی ماجرا را پررنگتر کرده است. در نهایت، صحنهی نبرد با مردان هاراد و ظهور مماک، یکی از بهیادماندنیترین لحظات این بخش است. شنونده هم هیبت جانور عظیمالجثه را حس میکند و هم تردید اخلاقی سام را که برای نخستین بار به زندگی و انگیزهی دشمن انسانی فکر میکند. این ترکیب سفر، طبیعت، طنز، ترس، جنگ و تأمل، این قسمت از کتاب صوتی را به حلقهای مهم در زنجیرهی داستان دو برج تبدیل کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که قسمتهای پیشین ارباب حلقهها را دنبال کردهاند و میخواهند مسیر فرودو و سام را در جزئیات بیشتری تجربه کنند. همچنین به علاقهمندان دنیای تالکین که کنجکاوند با گوندور، ایتیلین و تکاوران جنوب آشنا شوند. شنوندههایی که از توصیفهای مفصل طبیعت، صحنههای نبرد و کشمکشهای درونی شخصیتها لذت میبرند، از این قسمت بهرهی بیشتری میبرند. این کتاب صوتی برای کسانی نیز مناسب است که به رابطههای پیچیده میان همراهان سفر، بهویژه مثلث فرودو، سام و گلم، علاقه دارند و میخواهند این رابطه را در موقعیتهای روزمره و خطرناک کنار هم ببینند.
زمان
۵۹ دقیقه
حجم
۴۰٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵۹ دقیقه
حجم
۴۰٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد