
دانلود و خرید کتاب صوتی دست نوشته های اسپرن
معرفی کتاب صوتی دست نوشته های اسپرن
کتاب صوتی دست نوشتههای اسپرن با عنوان اصلی The Aspern Papers and Other Stories نوشتهٔ هنری جیمز با ترجمهٔ محمود گودرزی و با صدای اشکان عقیلیپور توسط نشر گوشه منتشر شده است. این کتاب صوتی اثری داستانی و روانشناسانه است که در دستهٔ رمانهای کلاسیک قرار میگیرد و به بررسی روابط انسانی، رازها و انگیزههای پنهان شخصیتها میپردازد. نسخهٔ صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب صوتی دست نوشته های اسپرن
کتاب صوتی دستنوشتههای اسپرن از آثار برجستهٔ هنری جیمز است که در قالب رمان و با روایتی پررمزوراز، به دنیای ادبیات قرن نوزدهم و فضای مرموز ونیز میبرد. داستان حول محور جستوجوی یک ناشر برای یافتن دستنوشتههای شاعر معروف، جفری اسپرن، شکل گرفته است.
کتاب صوتی دستنوشتههای اسپرن با فضاسازی دقیق و شخصیتپردازی عمیق، به کندوکاو در انگیزهها و مرزهای اخلاقی انسانها میپردازد. روایت کتاب صوتی دستنوشتههای اسپرن از زبان اول شخص است و مخاطب را به درون ذهن و دغدغههای راوی میبرد. ساختار اثر بر پایهٔ گفتوگوها و تعاملات شخصیتها بنا شده و بهتدریج رازهای گذشته و روابط پنهان را آشکار میکند. فضای ونیز، خانهٔ قدیمی و شخصیتهای منزوی، بستری برای شکلگیری تعلیق و کشمکشهای روانی فراهم میآورد.
کتاب صوتی دستنوشتههای اسپرن نمونهای از رمانهای روانشناسانه و کلاسیک است که با تمرکز بر جزئیات و روابط انسانی، تصویری از جامعه و ارزشهای آن دوران ارائه میدهد و در نُه فصل نوشته شده است.
خلاصه کتاب صوتی دست نوشته های اسپرن
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان کتاب صوتی دستنوشتههای اسپرن با ورود راوی، یک ناشر و پژوهشگر ادبی، به ونیز آغاز میشود. او با هدف یافتن دستنوشتههای ناشناختهٔ شاعر معروف، جفری اسپرن، به خانهای قدیمی و مرموز قدم میگذارد که دو زن منزوی، دوشیزه بردهرو و برادرزادهاش تیتا، در آن زندگی میکنند. راوی با نقشهای حسابشده و به بهانهٔ اجارهٔ اتاق، وارد این خانه میشود تا به گنجینهٔ ادبی دست یابد. در این مسیر، او با شخصیتهای پیچیده و روابط پنهان روبهرو میشود؛ از جمله تیتا که میان وفاداری به عمهاش و تمایل به ارتباط با راوی سرگردان است. فضای خانه، سکوت و انزوای دو زن، و رازهای گذشته، به تدریج کشمکشهای اخلاقی و روانی راوی را عیان میکند. او در تلاش برای بهدستآوردن دستنوشتهها، ناچار میشود مرزهای صداقت و فریب را درنوردد و با احساسات و انگیزههای خود دستوپنجه نرم کند. داستان با پیشروی راوی در دل این خانهٔ پررمزوراز، به تدریج لایههای پنهان شخصیتها و گذشتهٔ اسپرن را آشکار میسازد، بیآنکه پایان ماجرا را بهروشنی افشا کند.
چرا باید کتاب صوتی دست نوشته های اسپرن را بشنویم؟
کتاب صوتی دستنوشتههای اسپرن با فضاسازی منحصربهفرد و پرداختن به روان انسان، مخاطب را به دنیایی از راز، وسوسه و کشمکشهای اخلاقی میبرد. «دستنوشتههای اسپرن» نمونهای از رمانهای کلاسیک است که بهجای تکیهبر حادثه، بر روابط انسانی، انگیزهها و انتخابهای دشوار تمرکز دارد. شنیدن این اثر فرصتی است برای تجربهٔ تعلیق، تماشای مرزهای اخلاقی و آشنایی با سبک روایی هنری جیمز. همچنین، علاقهمندان به ادبیات قرن نوزدهم و داستانهای روانشناسانه، میتوانند از این کتاب برداشتهای تازهای داشته باشند.
شنیدن کتاب صوتی دست نوشته های اسپرن را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب صوتی دستنوشتههای اسپرن برای دوستداران رمانهای کلاسیک، علاقهمندان به ادبیات روانشناسانه و کسانی که به داستانهای پررمزوراز و شخصیتمحور علاقه دارند، مناسب است. همچنین، شنیدن آن به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهٔ شناخت انگیزههای انسانی، مرزهای اخلاقی و روابط پیچیده را دارند.
اقتباس هایی از کتاب دست نوشته های اسپرن
دستنوشتههای اسپرن که یک رمان کوتاه نوشته هنری جیمز است، الهامبخش آثار متعددی در مدیومهای مختلف بوده است. فیلم سینمایی «دستنوشتههای اسپرن» (۲۰۱۸) به کارگردانی «جولین لندیس»، فیلم سینمایی «اسناد اسپرن» (۲۰۱۰) به کارگردانی «ماریانا هلموند»، «فیلم سینمایی «لحظهٔ گمشده» ساختهشده در سال ۱۹۴۷ از جمله این آثار هستند.
درباره هنری جیمز
هنری جیمز متولد ۱۸۴۳ نویسنده آمریکایی - بریتانیایی و یکی از چهرههای مهم ادبیات واقعگرا در قرن نوزدهم بود. او در یک خانواده ثروتمند در نیویورک متولد شد و در محیطی فرهنگی رشد یافت. به دلیل نقص جسمانی، از شرکت در جنگ معاف شد و این موضوع باعث شد که خود را ناظر زندگی دیگران ببیند و به هنر روی آورد. او ابتدا به نقاشی علاقهمند بود، اما خیلی زود استعداد واقعی خود را در نویسندگی کشف کرد.
جیمز پس از مدتی بین تمایل به زندگی در آمریکا و اروپا مردد بود، اما سرانجام در سال ۱۸۷۶ تصمیم گرفت در لندن ساکن شود. زندگی در اروپا و تضاد میان زندگی معنوی و فرهنگی این قاره با دنیای نوین آمریکا، به موضوع اصلی بیشتر آثار او تبدیل شد. اولین رمان او، «رودریک هادسن»، در سال ۱۸۷۴ منتشر شد. او با داستانهایی مانند «آمریکایی» و «اروپاییها»، به بررسی برخورد فرهنگها پرداخت و با رمانهایی چون «پرترهٔ یک بانو» و «دیزی میلر»، شخصیتهای زن را با دقت و ظرافت توصیف کرد.
در اواخر عمر، جیمز به اوج هنر خود رسید و آثاری مانند «بالهای کبوتر»، «سفرای کبار» و «جام زرین» را خلق کرد. او همچنین مقدمههایی بر مجموعههای داستانهایش نوشت که به عنوان تحلیلی مهم از هنر رمان شناخته میشوند. با شروع جنگ جهانی اول، او بسیار دلسرد شد و دو رمان «برج عاج» و «ادراک زمان گذشته» را نوشت که هر دو پس از مرگش در سال ۱۹۱۷ منتشر شدند. او در سال ۱۹۱۵ تابعیت انگلستان را پذیرفت و در سال ۱۹۱۶ درگذشت.
رمانهای جیمز به دلیل ساختار هنری، نثر زیبا و ظریف و بررسی عمیق روانشناسی شخصیتها، جایگاه برجستهای در تاریخ ادبیات جهان دارند. او در آثار خود، تمدنهای مختلف آمریکایی، پاریسی و انگلیسی را تحلیل کرده است.
بخشی از کتاب صوتی دست نوشته های اسپرن
«شبها بهندرت خانه بودم، چون وقتی سعی میکردم در اتاقهایم خود را مشغول کنم، روشناییِ چراغ لشکری از حشرات موذی را به داخل میآورد و هوا بهقدری گرم بود که نمیشد پنجرهها را بست. در نتیجه ساعات آخر شب را یا روی آب میگذراندم (مهتاب ونیز زبانزد است) یا در میدان باشکوهی که نقش جلوخانِ کلیسای جامع عجیبِ سنمارکو را دارد. مقابل کافهٔ فلوریان مینشستم، دسر میخوردم، به موسیقی گوش میدادم، با آشنایان گپ میزدم: مسافرها به یاد خواهند آورد چگونه دستهٔ میزها و صندلیهای کوچک مانند دماغهای به میان دریاچهٔ آرام میدان سنمارکو کشیده میشد. سرتاسر آن مکان در شبی تابستانی زیر ستارهها و همهٔ آن چراغها، تمام صداها و گامهای سبکِ روی مرمر (تنها صداهای دالان سرپوشیدهای که آن را احاطه کرده) مانند میکدهای در فضای باز با نوشیدنیهای خنک و چشیدنی دلچسبتر است؛ مزهمزه کردن آنچه در طول روز حس کردهایم. وقتی ترجیح نمیدادم این دریافتهای روزانه را برای خودم نگه دارم، همیشه گردشگری سرگردان و رها از کتابچهٔ راهنمای گردشگریاش پیدا میشد تا آنها را با او در میان بگذارم یا با نقاشی خوکرده به ونیز که از بازگشت فصلِ جلوههای پررنگ شادمان بود. کلیسای خارقالعاده با گنبدهای کوتاه و نقش گلوبتههای براقش، با رازآلودگی موزاییکها و مجسمهها در تاریکی معتدلش، شبحوار به نظر میرسید و نسیم دریا از میان ستونهای دوقلوی میدان و نعلهای درگاهی که دیگر حفاظ نداشتند میگذشت، بهقدری ملایم که گویی پردهای گرانبها آنجا تاب میخورد. در چنین مواقعی گاه به دوشیزه بوردرو و برادرزادهاش میاندیشیدم و دلم میسوخت که ماه ژوئیه در اتاقهایی حبس بودند که حتی وسعت ونیز مانعِ خفگی هوای آنها نمیشد. به نظر میرسید زندگیشان فرسنگها با زندگی میدان سنمارکو فاصله داشته باشد و حالا بیشک خیلی دیر شده بود و کسی نمیتوانست جولیانای سادهزیست را به تغییر عاداتش وادار کند، اما دوشیزه تیتای بینوا از دسرهای کافهٔ فلوریان خوشش میآمد، مطمئن بودم. گاه حتی به سرم میزد یکی از آنها را برایش به خانه ببرم. خوشبختانه شکیباییام ثمر داد و ناچار نبودم کاری تا این حد مضحک کنم»
زمان
۵ ساعت و ۵۴ دقیقه
حجم
۸۱۱٫۰ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵ ساعت و ۵۴ دقیقه
حجم
۸۱۱٫۰ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد