با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صمیمه اثر مریم دائی‌زاده

دانلود و خرید کتاب صمیمه

۳٫۴ از ۱۵ نظر
۳٫۴ از ۱۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صمیمه  نوشته  مریم دائی‌زاده  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب صمیمه

کتاب صمیمه داستانی از مریم دائی زاده است. این کتاب داستان زندگی دختری به نام صمیمه است که تجربه عاشقانه عجیب و تلخی را پشت سر می‌گذارد.

صمیمه دختری است که عاشق دریا است. همیشه و در هر شرایطی، هر زمانی که اندوه یا غم سراپایش را فرامی‌گیرد به دریا پناه می‌برد. هربار که ناراحتی دارد دریا آرامش می‌کند و هر زمان که دلش شکسته است با دریا حرف می‌زند و از آن آرامش می‌گیرد. دریا برایش یادآور خوشی و خنده و حال خوب است. 

حالا هم ناامید و دلشکسته دوباره به دریا پناه آورده است. دلش شکسته است. مدام خودش را در اتفاقی که برایش رخ داده است مقصر می‌داند و نمی‌داند چطور می‌تواند مساله و مشکلاتش را حل کند...

خواندن کتاب صمیمه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

خواندن کتاب صمیمه را به دوست‌داران و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی ایرانی پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب صمیمه

جاده بارانی بود و صورت من هم....

چشمانم دیگر نای باز ماندن نداشت، زدم کنار و رفتم زیر باران. جیغ می‌کشیدم و فریاد می‌زدم. چقدر احساس حقارت می‌کردم! شاید هم زیادی بزرگش کرده بودم. همیشه زود جوش می‌آوردم؛ ولی این چیزی نبود که بعدِ از این همه مدت می‌خواستم!

حق داشتم. حقم بود خودم را کوچک کرده بودم نباید به او می‌گفتم، باید تمامش کنم! سوار ماشینم شدم، تمام تنم می‌لرزید. صبح با صدای سهراب که به شیشه ماشین می‌زد و خانم خانم می‌گفت بیدار شدم و دیدم که مقابل ویلا هستم.  یادم نمی‌‌آمد کی رسیده بودم آنجا!

-صمیمه خانم صمیمه خانم این موقع اینجا چکار می‌کنید؟ آقا می‎دونن اینجایین؟ حالتون خوب نیست؟ بذارید فرشته رو صدا کنم، دارین می‎لرزین.

بعدش فقط یادمه که تو تختم بودم و دکتر داشت بهم آمپول می‌زد. چشمام سنگین شد، صداهای مبهمی می‌شنیدم که خوابم برد....

با صدای «خانم جان» فرشته بیدار شدم که خانم جان از دیروز خوابیدین، بهترین؟دکتر گفت: یه کم تب ولرز دارین ™ که خداروشکر اون اومده پایین، براتون صبحانه آوردم.

یاد دیروز افتادم، چشمانم می‌سوخت شروع کردم به مرور اتفاقات. منگ بودم من کیم؟

سایر کتاب‌های مریم دائی‌زاده

مشاهده همه

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
کاربر ۳۰۸۷۰۹۸
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

منوبردبه دوران جوونیم برد این رمان دوس داشتمش

کاربر ۳۱۰۱۷۸۳
۱۴۰۰/۰۲/۰۱

این نویسنده رونمیشناختم کتابشوخوندم قلمشوپسندیدم بنظرم خیلی خوب بودبرای کتاب اول ممنون ازعاشقانه ای که خلق کردی خانم نویسنده❤️

کاربر ۳۰۷۴۹۲۳
۱۴۰۰/۰۱/۲۵

کتاب دوست داشتنی باعاشقانه ای بینظیر.خیلی خوب بودپرازصحنه های بینظیرعاشقانه اخرشم اصلاقابل پیش بینی نبود

کاربر ۲۴۶۵۰۵۷
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

عالی وبینظیره این کتاب خیلی دوستش داشتم تبریک به نویسنده خوش قلم

کاربر ۳۳۹۳۰۷۶
۱۴۰۰/۰۴/۲۰

تابه حال رمان همخونه ای به این جذابی نخونده بودم عالی بود

کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

شبیه رمانهای فارسی جملات تکراری داشت. ولی خب جذاب بود

عالی بود
۱۴۰۰/۰۱/۱۸

اصلا بدرد بخور نبود خسته کننده

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۰۱
شابک۹۷۸۶۲۲۷۴۳۳۳۴۰
تعداد صفحات۴۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۰۱
شابک۹۷۸۶۲۲۷۴۳۳۳۴۰