با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب میدگارد ۵ اثر احمدرضا صالحی‌سیف‌آبادی

دانلود و خرید کتاب میدگارد ۵

آخرین فرزند زمین

۴٫۸ از ۸۲ نظر
۴٫۸ از ۸۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب میدگارد ۵  نوشته  احمدرضا صالحی‌سیف‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

دیگران دریافت کرده‌اند

معرفی کتاب میدگارد ۵

کتاب میدگارد ۵؛ آخرین فرزند زمین نوشته‌ احمدرضا صالحی است که بعد از انتظار طولانی مخاطبان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت. این رمان که پنجمین جلد از مجموعه‌ میدگارد است، میدگارد یکی از خاص‌ترین آثار داستانی فارسی است و افسانه‌ای سراسر جادو، هیجان و عشق را روایت می‌کند.

درباره‌ی کتاب میدگارد ۵

افسانه‌ی میدگارد داستان مهیج و جذاب پسر یتیمی به نام آریا است که یک پری‌زاد محسوب می‌شود یعنی با وجود این‌که پدرش یک پری اصیل بوده اما به خاطر داشتن مادری آدمیزاد خطری بزرگ برای دنیای پریان محسوب می‌شود. والدین او به قتل رسیده‌اند و او بازمانده‌ی اعضای خانواده‌اش را که پدربزرگ و دخترعمویش هستند می‌یابد و به همراه آن‌ها راهی سرزمین میدگارد می‌شود. او در سرزمین پریان تحت تعلیمات سختی قرار می‌گیرد و هر چه به سن بلوغ می‌رسد، بیشتر به قدرت‌های نهفته‌ی درون خود پی‌ می‌برد.

اکنون می‌توانید در کتاب میدگارد 5: آخرین فرزند زمین ادامه‌ ماجراجویی‌های شخصیت اصلی داستان را دنبال کنید.

احمدرضا صالحی در این مجموعه‌ جذاب و خواندنی، دنیایی فانتزی و بی‌نظیر خلق کرده است.

خواندن کتاب میدگارد ۵ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به دنیای فانتزی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب میدگارد ۵

زمان حال- قلمرو هزار کهور

قصر حکومتی زرکسیس، شب حادثه...

زرکسیس با عصبانیتی شبیه به جنون، بر سر فرماندهانش فریاد زد:

- چوبه‌های دار رو آماده کنید! همین امشب اعدامشون می‌کنیم!!!

تمام فرماندهان ارتش با ترس، اما یک صدا فریاد زدند:

"اطاعت پیشوا!!!"

با اشاره فرمانده ارتش، دست و پای همه با طناب‌هایی که همان لحظه ظاهر شد، بسته شدند.

بر خلاف انتظار جن‌های جنگلی، هیچکس تقلا نکرد؛ حتی صوفیا...

تنها کسی که در میانه میدان به خودش می‌پیچید، فترس بود، که البته فترس نبود بلکه هیولای مرموزی بود که او را تسخیر کرده بود.

سیروان خودش را به سمت سارنوش کشید و با اضطراب گفت:

- مادر...! مادر...! اینجا چه خبره؟! حالت خوبه؟! چرا این شکلی شدی؟!

سارنوش خون‌های داخل دهانش را به بیرون تف کرد و در حالی که لگد یکی از جن‌ها را تحمل می‌کرد خنده تلخی کرد و گفت:

- منظورت جوون شدنمه؟ یا این‌که می‌خوان دارمون بزنن؟؟

سیروان با عصبانیت غرشی زیر لب کرد و دوباره گفت:

- واقعاً که..! این خونسردی شما منو زودتر از اینا می‌کشه..!

من واقعاً گیج شدم! اینجا چه‌خبره؟! چرا می‌خوان اعداممون کنن؟! مگه شماها چیکار کردین؟!!!

اما هیچکس به او پاسخ نداد. در حقیقت جن‌ها به حدی وضعیت را برای آنها بغرنج نمودند که کسی مهلت نکرد در آن لحظه اهمیت چندانی به او و سؤال‌هایش بدهد.

با هیاهوی اجنه و تحکم فرمان زرکسیس، چوبه‌های دار به سرعت در حال آماده‌سازی بودند و زرکسیس با ژست پیروزمندانه‌ای مقابل زندانی‌ها قدم می‌زد. جوری که انگار درحال اجرای رژه پیروزی‌اش است.

سارنوش چشمش به کیارش افتاد که با نگاه خیره‌ای به او و سیروان چشم دوخته بود.

با پرخاش گفت:

- چیه؟ انگار حرفی داری که می‌خوای بزنی؟!

کیارش پاسخ داد:

- فکر نمی‌کنم الان دیگه گفتنش به حال هیچکدوم از ما فایده‌ای داشته باشه.

در همین لحظه ناگهان در قسمتی از زمین لکه سیاهی پدیدار شد که به سرعت در حال بزرگ شدن بود، یک مرتبه شبح سیاهی به همان وسعت از آن خارج شد و قبل از اینکه کسی فرصت عکس‌العمل پیدا کند، با حرکاتی دیوانه‌وار به دور دست‌های آریا پیچید و ناپدید شد.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵۶)
کاربر ۱۹۹۸۰۱۷
۱۴۰۰/۰۴/۱۵

این جلد نسبت به جلد های قبلی یه جهش بزرگ کرده واقعا نبوغ نویسنده قابل تحسینه تمام وقایع داستان که تو جلدای قبل منتظرشون بودیم به طرز فوق العاده ای فاش شدن موقع خوندن کتاب بدنم مور مور میشد از

- بیشتر
N.R 80
۱۴۰۰/۰۴/۱۶

تعداد محدودی کتاب هستند که مورد پسند من قرار میگیرد از جناب صالحی بسیار متشکر هستم به خاطره قلم زیبا و کتاب های عالی که ارائه دادند و قراره بدهند و منتظر کتاب های بی نظیر ایشون هستم .

کاربر ۱۳۶۷۳۹۱
۱۴۰۰/۰۴/۳۱

الآن تنها آرزوم اینه که فیلم این داستان ساخته بشه مطمئنم از هری پاتر خیلیییییی پر فروش تر میشه،مجذوبش شدم

pizazz;-)
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

چرا فقط تا پنج😭بقیه داستان و از کجا پیدا کنم اخه

رضا
۱۴۰۰/۰۴/۲۸

تا جلد بعدی بیاد کل داستانو فراموش کردیم 🤔🤔🤔

آریو
۱۴۰۰/۰۴/۲۳

من به این رمان خیلی خیلی خیلی علاقه دارم ولی به خاطر وضعیت مالی خرابم نمیتونم جلد پنجم این کتاب رو بخرم ولی تصمیم دارم رمانی به تقلید از این کتاب بنویسم....

دانیال
۱۴۰۰/۰۷/۱۶

این جلد رو تو یک روز تموم کردم از وقتی شب گذشته فهمیدم تینا کجا رفت جدا از مسیله های جادویی و خیالی سبک و روند درام اون ظاهراً مثل هری پاتر تموم میشه. تقریبا جلد پیش و نهایتا این جلد

- بیشتر
محمد طاها
۱۴۰۰/۰۶/۰۴

واقعا بهترین کتاب فانتزی در سبک خودشه من به این مجموعه وابسته شدم و از وقتی که این جلدشو خواندم دو یا سه روز میگذره و من اصلا طاقت ندارم. لطفاً آقای صالحی عزیز هرچه سریع تر جلد ششم هم انتشار

- بیشتر
Maryam
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

عالی بود کتاب خوب معرفی کنید ؟؟؟

جعفرپور
۱۴۰۰/۰۴/۲۳

فوق العاده در 100، خیلی کتاب جذاب و پر هیجانی است.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۰)
اگه به شماها باشه همه فکر می‌کنین بدبخت‌تر از خودتون دیگه خلق نشده.
عاطفه
"تصور می‌کنم عشق مَرَضیه که همه ناممکن‌ها رو ممکن می‌کنه و منم بهش مبتلا شدم..!
ftmz_hd
صوفیا سری تکان داد و گفت: - چیزی که تو رو شکست داد، غرورت بود نه قدرتت!
B.A.H.A.R
تا جایی که اجازه داشتم، بهت گفتم. نکته‌ای که قبل از رفتن لازمه در این مورد بدونی اینه که هیچ کاری نه در این دنیا و نه در دنیاهای دیگه بدون داشتن شایستگی انجام نمیشه. مُردن هم از این قاعده مستثنی نیست و لازم نیست که بهت بگم هر کاری که بدون داشتن شایستگی انجام بشه، گند زده میشه توش! یعنی مردن برای کسی که هنوز شایستگی اونو به دست نیاورده، ابداً مرگ خوبی نیست. تمام چیزی که ماها تو زندگی باید یاد بگیریم، همین چند تا جمله‌ست.
علیرضا
قدرتی که در هنر وجود داره در هیچ جادویی وجود نداره، ماهیت هنر اینطوریه که مستقیماً و صددرصد از روح هنرمند نشأت می‌گیره
B.A.H.A.R
تو متوجه نیستی. قدرتی که در هنر وجود داره در هیچ جادویی وجود نداره، ماهیت هنر اینطوریه که مستقیماً و صددرصد از روح هنرمند نشأت می‌گیره
کاربر ۴۰۱۰۰۸۶
فقط خندید. در حقیقت لبخند زد. لبخندی زیبا و بی قید که دندان‌های زیبایش را نمایان ساخت. لبخندی که پشت آن، فریادی نهفته بود. فریادی با مضمون این حرف که می‌گفت: "ببین منو..، من دارم به استقبال مرگ میرم..؛ داوطلبانه و با رضایت..! الان دیگه آزاد آزادم..؛ اونقدر آزاد که حتی از این حرف آخر هم اِبایی ندارم.."
mikail
فترس جمله‌اش را نیمه‌تمام گذاشت و همانند کسی که مار او را نیش زده باشد به سمت تارا برگشت..؛ با لحنی که شگفتی و ناباوری از آن می‌بارید گفت: - تو واقعاً یه پسر داری تارا؟؟؟!!! اما..، سردرنمیارم..، چطوری..؟!!!! فالی فوری گفت: - لک‌لک براش آورده..؛ نکنه به تو هم نگفته؟!! سارنوش فوری گفت: - فالی خفه شو..!
کاربر ۴۰۱۰۰۸۶
"عشق در همه موجودات وجود دارد و از بین تمام قدرت‌هایی که هر موجودی دارد، عشق قدرتمندترینه! بیدار شدن اون برای هر موجودی متفاوته، گرچه این حقیقت مشترک وجود دارد که هرچه احساس عشق خودش را سخت‌تر و دیرتر نشان بدهد، قدرتمندتر و قوی‌تر نیز ظهور پیدا می‌کند...!
zahra
"انگار عشق همیشه با نداشتن برابره... تو حق داری که بترسی..."
Alireza Dargahi

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۱۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۴۰۹-۰۸-۶
تعداد صفحات۶۱۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۴۰۹-۰۸-۶