با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب سراسر پنجره: مجموعه داستان‌های منتخب جایزۀ ادبی طهران اثر جایزه ادبی طهرانoff

کتاب سراسر پنجره: مجموعه داستان‌های منتخب جایزۀ ادبی طهران

نویسنده:جایزه ادبی طهرانانتشارات:انتشارات سوره مهرسال انتشار:۱۳۹۰تعداد صفحه‌ها:۸۶ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۲.۸از ۴ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها۸۶ صفحه

دسته‌بندی
داستان کوتاه۱ مورد دیگر

معرفی کتاب سراسر پنجره: مجموعه داستان‌های منتخب جایزۀ ادبی طهران

«سراسر پنجره»، مجموعه داستان‌های منتخب جایزه ادبی طهران است. در بخشی از داستان «تاپو» از این مجموعه داستان کوتاه می‌خوانیم: «حالا اگر پریسا دستش را بی‌هوا ببرد توی سوراخ کُنار دنبال خنجر فولادی کوچک و مار دستش را بگزد، شاید سراسیمه بدوند دنبال وانت که نرسیده به ده وسایل را خالی کرد و گازش را گرفت و رفت ـ که برساندشان بیمارستانی، جایی. اما دست توی سوراخ نمی‌برد. فقط چراغ می‌اندازد توی سوراخ تنه، بعد می‌دود طرف برادر و عموزاده‌هایش که بروند سروقت کلید. دیوار پشتی خانه، سنگ شانزدهم، ردیف ششم دیوار را که بردارند، کلید را پیدا می‌کنند. معلوم است قفلی که شصت سال است باز نشده، زنگ زده و با بدبختی باز می‌شود. در هم که باز بشود، اگر چوبی، عصایی، دسته جارویی نداشته باشند که توی تارهای عنکبوت بچرخانند، نمی‌توانند وارد خانه بشوند. اما این کار را هم می‌کنند. بعد هم می‌روند تو و تا بالای طاق و چشمه را پاک می‌کنند و چهار نفری به تارهای عنکبوتِ آویزان از سروصورت هم می‌خندند. اتاق کناری انگار مطبخ هم بوده؛ چون دود یک طرف اتاق را سیاه کرده. آن‌طرفش هم روی یک تخت چوبی رختخواب چیده‌اند تا بالا و صدای موش از لابه‌لایشان بلند است. حالا جیغ‌جیغ دخترها پسرها را وامی‌دارد رختخواب‌ها را از آن یکی درِ مطبخ، که به طرف دره پریزاد باز می‌شود، ببرند کنار دره که موش‌های ریز و درشت از گوشه‌وکنار لحاف و تشک‌های پرخاک و پوسیده همین‌طور بپرند بیرون. ظرف‌ها و دیگچه‌های کج‌وکوله و تاربسته و گلیم‌های بختیاری سنگین از خاک را هم که انداخته‌اند بیرون. بعد با کیسه گچی که از دکان همه‌چیزفروشی امامزاده خریده‌اند، تا جایی که دستشان می‌رسد، یک لایۀ نازک گچ روی کاهگل دیوارهای بی‌پنجره می‌کشند که مثلاً خانه رنگ‌ورویی بگیرد. سوراخ موش‌ها را هم گرفته‌اند. کمی نفت هم که بریزند این‌طرف و آن‌طرف، خیالشان از مار و مور هم کمی راحت می‌شود».

نظرات کاربران

EsiMania
۱۳۹۵/۰۳/۰۱

ماقبل ستاره...

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است