
کتاب کمان
معرفی کتاب کمان
کتاب کمان نوشتهی هدایتالله بهبودی روایتی مفصل از شکلگیری، اوجگیری و فرازونشیبهای دوهفتهنامهی کمان است؛ نشریهای که در حوزهی ادبیات جنگ و ادبیات پایداری شناخته میشود. نویسنده در قالب یادداشتهای روزانهی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ روند تولد، اداره و دشواریهای مالی و محتوایی این نشریه را ثبت کرده است. محبوبه عزیزی نیز بهعنوان کوشنده، متنهای مربوط به کمان را از میان روزنگاشتها استخراج و آماده کرده است. انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کمان
کتاب کمان مجموعهای از روزنگاشتهای هدایتالله بهبودی است که از دل دفترچههای روزانهی او در فاصلهی ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ بیرون کشیده شده است. این یادداشتها ابتدا برای انتشار نوشته نشده بودند و به همین دلیل لحن آنها بیپرده، شخصی و نزدیک به حالوهوای واقعی یک مدیرمسئول نشریه است. محبوبه عزیزی در مقام کوشنده، از میان سالهای طولانی یادداشتها، فقط بخشهای مربوط به دورهی انتشار کمان را برگزیده و با حروفچینی، تنظیم تاریخی و افزودن پانوشتها، آنها را به شکل یک کتاب درآورده است. کتاب کمان در چند بخش نانوشته پیش میرود: از روزهای گرفتن مجوز، انتخاب نام، پیداکردن دفتر و تأمین اولیهی امکانات، تا طراحی نشانه و صفحه، جذب نویسندگان و عکاسان، و بعد ورود به چرخهی تکراری اما پرتنش تولید هر شماره. در این کتاب خواننده با جزئیات جلسات با معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، چانهزنی برای وام و کاغذ، مذاکره با چاپخانه و توزیع، و نیز گفتوگو با چهرههای ادبی و هنری روبهرو میشود. کتاب کمان علاوهبر ثبت روند اداری و مالی یک نشریه، تصویر زندهای از شبکهی انسانی ادبیات پایداری ارائه میدهد؛ از مرتضی سرهنگی و علیرضا کمری تا نویسندگانی چون احمد دهقان، داوود غفارزادگان، حبیب احمدزاده، ناصر ایرانی، ابراهیم حاتمیکیا و دیگران. این کتاب در هر صفحه نامها، تاریخها، مکانها و ریزاتفاقهایی را کنار هم مینشاند که در مجموع، تاریخ روزمرهی یک نشریهی جنگمحور را در بستر فرهنگ و رسانهی ایران بازسازی کرده است.
خلاصه کتاب کمان
کتاب کمان بر محور یک دغدغهی اصلی میچرخد: ثبت روزبهروز تولد و زیست یک نشریهی ادبیـجنگی در ایران. هدایتالله بهبودی در قالب یادداشتهای شبانه، از نخستین جرقههای ایدهی نشریه، جلسات با معاونت مطبوعاتی، انتخاب نام کمان، پیداکردن دفتر، گرفتن وام، خرید «کاشانهی کاری» و تجهیز آن تا طراحی نشانه، صفحهبندی، حروفچینی و چاپ اولین شماره را دنبال کرده است. در ادامه، کتاب کمان به دشواریهای مداوم ادامهی انتشار میپردازد: فروش پایین، بدهیهای انباشته، چکهای برگشتی، وابستگی به سهمیهی کاغذ، و امید بستن به کمک نهادها و کتابخانهها. همزمان، شکلگیری محتوای نشریه نیز دیده میشود؛ از مصاحبه با همسران شهدا و سفرنامههای جنگی تا داستانها و مقالات ترجمهشده. نویسنده در لابهلای این وقایع، از رابطهاش با همکاران، خستگیها، تردیدها و لحظههای دلگرمکنندهی بازخورد خوانندگان مینویسد و تصویری نزدیک از پشتصحنهی یک نشریهی ادبی ارائه میدهد.
چرا باید کتاب کمان را بخوانیم؟
کتاب کمان امکان نادری برای دیدن پشتصحنهی یک نشریهی ادبیـجنگی فراهم کرده است؛ از جزئیترین کارهای روزمره تا تصمیمهای کلان مالی و محتوایی. این کتاب نشان میدهد تولید مداوم یک مجله چگونه با بدهی، امید، خلاقیت و فرسودگی گره میخورد و همزمان شبکهای از نویسندگان، عکاسان و مدیران فرهنگی را به تصویر میکشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان ادبیات پایداری، پژوهشگران تاریخ مطبوعات، دانشجویان رشتههای ارتباطات و روزنامهنگاری و کسانی پیشنهاد میشود که کنجکاوند بدانند یک نشریهی فرهنگی چگونه در جزئیات روزمره شکل میگیرد، دوام میآورد و با مشکلات مالی و اداری دستوپنجه نرم میکند.
بخشی از کتاب کمان
«آنچه به دست گرفتهاید بیرونکشیدهی روزنگاشتهایم از ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ است. این یادداشتها چند ویژگی دارد: ۱. یادداشت یک روز شامل وقایع گوناگون است اما آنچه گزیده شده مربوط به دوهفتهنامهی کمان است و از آوردن دیگر بخشها خودداری شده است؛ ۲. تولید یک نشریه به مدت هشت سال چرخهای تکراری است. من این چرخهی تکراری را بیآنکه بدانم به ملالت و رنجش خواننده منجر میشود نوشتهام چراکه گمان نداشتم این یادداشتها روزی منتشر شود. و اگر گاه میخوانید که با شما رودررو میشوم از باب سلیقه در نگارش بوده تا اطمینان به انتشار نوشته. پس خوانشِ یکنفس کتاب را توصیه نمیکنم. البته کوشیدهام با آوردن برخی رخدادهای مرتبط تا حدودی از ضرب تکرارها بکاهم؛ ۳. ویژگی اصلی روزنامهنویسیْ عریاننویسی است. اگر این کلمهها و جملهها با ملاحظات و مصلحتها آمیخته شود، روح خاطره و یادها ستانده میشود. با وجود این، در چند جا ناچار شدم از آوردن برخی نامها یا جانبداریهایم خودداری کنم؛ ۴. من یادداشتهای هرروزه را پس از رسیدن به خانه و در ساعات پایانی شب و معمولاً پیش از درشدن همهی خستگی و رسیدن به آسودگی مینوشتم. این کاستی باید پیش چشم خواننده باشد؛ ۵. در ذات روزنامهنویسی، ناخواسته، «منِ نویسنده» برجسته است. شما هنگام خواندن یادداشتها بیش از هر فرد دیگری مرا خواهید دید و گمان خواهید برد که سنگینی کار و ناملایمات و رنجها و کمبودها بر دوش من بوده است. این تصور نادرست است و برای نویسندهی روزنگاشت امکان پردازش حالوهوای همهی افراد ممکن نیست؛ ۶. اهمیت این یادداشتها برای من به جا گذاشتن کتابی از آغاز و انجام یک نشریه است.»
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۹۶ صفحه
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۹۶ صفحه