با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان

دانلود و خرید کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان  نوشته  تومی اِدیِمی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان

کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان جلد اول از مجموعه‌ای با نام میراث اوریشا است. این کتاب نوشته تومی ادیمی است که با ترجمه آرزو مقدس منتشر شده است. این کتاب سه جلد است.

درباره کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان

کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان در سرزمین می‌گذرد که روزگار خوبی ندارد و اقوام جادوگر بسیاری در آن زندگی می‌کنند. در این میان حکومت می‌خواهد برای همیشه جادو و جادوگران را از بین ببرد اما این کار زمانی ممکن می‌شود که هیچ‌کس تلاش نکند. در این یک نفر تلاش می‌کند نجات پیدا کند.  زیلی فرصتی دارد تا جادو را بازگرداند و دربرابر سلطنت قیام کند. با کمک شاهدختی سرکش، زیلی باید ولیعهد را فریب دهد و از دست او که کمر بسته جادو را برای همیشه از بیخ و بن برکند، فرار کند.

خواندن کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پرهیجان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب میراث اوریشا؛ فرزندان خون و استخوان

«تعظیم کن، زِیلی.» با این‌که اخطار را به‌وضوح در صدای مامان آگبا می‌شنوم، اما نمی‌توانم خودم را راضی کنم که تکان بخورم. آن‌قدر به یِمی نزدیکم که چیزی جز موهای سیاه زیبا و پوست قهوه‌ای نارگیلی‌اش، که از من خیلی روشن‌تر است، نمی‌بینم. چنین قهوه‌ای روشنی نشانهٔ آن دسته از مردمانِ اوریشا ست که حتی یک روز هم زیر آفتاب کار نکرده‌اند و گویای زندگیِ مرفهی است که مخارجش را سکه‌های حق‌السکوتِ پدری تأمین می‌کند که یمی هرگز او را ندیده. 

شانه‌هایم را عقب می‌دهم و سینه‌ام را پیش می‌آورم و با این‌که باید خم شوم، راست می‌ایستم. در میان جمعیت ایزدسان‌ها که موهایی به سپیدیِ برف دارند، سیمای متفاوت یمی حسابی به چشم می‌آید؛ ایزدسان‌هایی که بارها و بارها ناچار شده‌اند به کسانی شبیهِ او تعظیم کنند.

«زِیلی، مجبورم نکن دوباره حرفم رو تکرار کنم.»

«ولی، مامان...»

«یا تعظیم کن یا از رینگ خارج شو! داری وقت همه رو تلف می‌کنی.»

از سر ناچاری، دندان‌هایم را روی هم فشار می‌دهم و تعظیم می‌کنم. ریشخند غیرقابل‌تحمل یِمی دوباره روی صورتش می‌شکفد. «خیلی سخت بود؟» دوباره تعظیم می‌کند و می‌گوید: «اگه می‌خوای ببازی، با افتخار بباز.»

صدای خنده‌های نخودیِ خفه‌ای میان دخترها می‌پیچد و به‌سرعت با حرکتِ تندِ دستِ مامان آگبا ساکت می‌شود. قبل از این‌که روی حریفم تمرکز کنم، نگاهِ خشمگینی نثارشان می‌کنم.

وقتی برنده شدم، می‌بینیم کی می‌خنده.

«به جای خود.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
♡ Dina ♡
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

عالی و خوب بود😘😘 ممنون از طاقچه🙏🏻💫🌻💐

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۸۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۵۳۲۳-۲-۴
تعداد صفحات۵۸۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۵۳۲۳-۲-۴