
کتاب انجمن مخفی
۳٫۹
(۸)
خواندن نظراتمعرفی کتاب انجمن مخفی
احمد شاکری( -۱۳۵۳) نویسنده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«سقوط مدام برفهای آبگرفته بر کف حیاط آغاز شده. طنین از هم پاشیدگیشان در سرم میغرند. به در میزنند. کندههای سردِ زانو را به سینه کشیدهام. پیشانیام بر طاق زانوها میرود؛ چون طفلی در تاریکخانه بطن مادر. بهلول در را باز میکند. عبا را بر سر کشیده است. ساقهایش از زیر بالهای عبا بیرون افتاده است. پاچه شلوارش را تا زانو بالا زده است. پای برهنهاش را چند بار جابهجا میکند. برفها میریزند، اما اروسی از پایش کنده نمیشود. مینشیند. اروسیها را پای دیوار تکیه میدهد. داخل میآید. میگوید از ساعتی قبل چند بار از بیرون دقالباب کرده که جوابی ندادهام و برای همین منتظر مانده تا بیدار شوم. میگویم حالم مساعد نیست. کابوس میبینم. در بیداری در هراس خوابم و در خواب از بیداری بیمناکم. از طرفی مادر پیر و برادر کورم در لواسانات متنظر خبری از آقاجان هستند و من در این ایام هیچ کاری را برای گشودن این گره پیش نبردهام.
زیر چشمی نگاهم میکند و دعا میکند این پریشانیها مرتفع شود.»
سه راه سرگردون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رضا رسولی
آواز بلندعلیاصغر عزتیپاک
نقش زنان در دفاع مقدسمحمدعلی جودکی
مدیریت راهبردی مساجدمهدی ناظمی اردکانی
اینجا فتنهای رخ داده استمحمدحسن روزیطلب
بی اسمیاحمد شاکری
مسافر جمعهسمیه عالمی
آخرین سرباز کربلاحسین سلیمانی
ایران، لبنان، غزههادی یعقوبزاده
شعر هیئتمحمدرضا سنگری
غروب آفتاب در اندلسمحمد طنطاوی الجوهری
برادر انگلستانعلیرضا قزوه

نظرات کاربران
قلم آقای شاکری بسیار پر رمز و رازه و یک دید عرفانی مخصوص به خودشون دارن. کتاب میتونه بسیار خیته کننده باشه ولی برای من قشنگ بود
معرکه