با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
حرف بزن

دانلود و خرید کتاب حرف بزن

۳٫۹ از ۱۱۴ نظر
۳٫۹ از ۱۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب حرف بزن  نوشته  لاری‌هالس اندرسون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب حرف بزن

کتاب حرف بزن، رمانی خواندنی از لاری هالس اندرسون است که با ترجمه مریم عربی منتشر شده است. کتاب حرف بزن داستان جالب دختری است که سعی می‌کند به تنهایی با آزار جنسی که برایش رخ داده است روبه‌رو شود. 

درباره کتاب حرف بزن

لاری هالس اندرسن در کتاب حرف بزن ماجرای دختری را نوشته است که سعی می‌کند به تنهایی با مشکلاتی که برایش پیش آمده است بجنگد. اتفاق بدی برایش رخ داده است و او که درباره آن موضوع با هیچکس صحبت نکرده است، بار گناهی عظیم را به دوش می‌کشد. همین ماجرا باعث شده تا دوستانش را در مدرسه هم از دست بدهد و مشکلات مختلفی مانند افت تحصیلی هم برایش اتفاق بیفتدِ ملیندا که شخصیت اصلی داستان است با تماس به پلیس، یکی از مهمانی‌های دوستانه را خراب کرده است. و حالا به همین دلیل همه از او دوری می‌کنند. اما چه موضوعی باعث شده تا ملیندا قید مهمانی و خوشگذرانی با دوستانش را بزند و به پلیس زنگ بزند؟ ملیندا کم‌حرف‌تر می‌شود تا جایی که تنها و تنها کلاس هنر است که به او کمک می‌کند تا افکارش را آرام کند و به خودش تسلایی ببخشد. آیا ملیندا می‌تواند با مشکلی که دارد به تنهایی روبه‌رو شود؟ 

کتاب حرف بزن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

تمام دوست‌داران رمان از خواندن کتاب حرف بزن لذت می‌برند. اگر به دنبال یک رمان روانشناسی خوب با موضوع آزارهای جنسی می‌گردید، شما را به خواندن کتاب حرف بزن دعوت می‌کنیم. 

درباره لاری هالس اندرسن

لاری هالس اندرسن نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان ۲۳ اکتبر ۱۹۶۱ به دنیا آمد. او در سال ۲۰۰۹ به پاس فعالیت‌هایش در زمینه ادبیات کودک و نوجوان جایزه مارگارت آ. ادواردز را از طرف انجمن کتابداران آمریکا دریافت کرد. 

بخشی از کتاب حرف بزن

این‌قدر سرم می‌شود که در اولین روز دبیرستان با خودم از خانه ناهار نیاورم. نمی‌شود حدس زد کدام کیف غذای مد روز، پسند می‌شود؛ کیف‌های قهوه‌ای که یا سرجهازی حقیرانهٔ حاشیه‌نشین‌هاست یا مخصوص خرت و پرت‌های آدم‌خفن‌های ترمینال‌ها؛ یا کیف‌های عایق‌دار مخصوص غذا که معلوم نیست یک‌جور مد باحال برای نجات سیارهٔ زمین است یا نشانهٔ حضور یک مادر وسواسی در خانه؟ تنها راه‌حل این است که روز اول مدرسه غذا بخرم. این کار به من فرصت می‌دهد که کافه‌تریا را به دنبال یک چهرهٔ دوستانه یا یک گوشهٔ دنج دید بزنم.

ناهار گرم امروز، بوقلمون است با جیرهٔ خشکیدهٔ پورهٔ سیب‌زمینی و سس گوشت، یک‌جور سبزیجات خیس‌خورده و یک تکه شیرینی. مطمئن نیستم که چطور باید چیز دیگری سفارش بدهم، پس فقط سینی غذایم را سر می‌دهم جلو و می‌گذارم که زنبورهای کارگر آشپزخانه پرش کنند. سال‌بالایی دومتری جلوی من معلوم نیست چطور بدون اینکه یک کلمه حرف بزند، سه تا چیزبرگر، سیب‌زمینی سرخ‌کرده و دو تا کیک هو ـ هو می‌گیرد؛ شاید با ارسال یک جور کد مورس۱۹ از طریق چشم‌هایش. باید بیشتر دربارهٔ این موضوع تحقیق کنم. پسرک تیر بسکتبالی را در کافه‌تریا دنبال می‌کنم.

چند تا از دوستانم را می‌بینم؛ البته کسانی که قبلاً فکر می‌کردم دوستانم هستند. روی‌شان را از من برمی‌گردانند. زود فکر کن! زود فکر کن! دختره تازه‌وارد، هدر، هم آنجاست؛ کنار پنجره کتاب می‌خواند. می‌توانم روبه‌رویش بنشینم؛ یا می‌توانم آهسته خودم را پشت یک سطل آشغال بچپانم. شاید هم ناهارم را درسته توی سطل آشغال بیندازم و یکراست از در بزنم بیرون.

تیر بسکتبالی برای میزی که دوستانش سر آن نشسته‌اند، دست تکان می‌دهد. تعجبی ندارد که دوستانش عضو تیم بسکتبالند. همه‌شان شروع می‌کنند به فحش دادن به او. این سلام و احوال‌پرسی عجیب و غریب مخصوص پسرهای ورزشکاری است با صورت‌هایی پر از جوش‌های دوران بلوغ. تیر بسکتبالی لبخند می‌زند و یکی از هو ـ هوها را پرتاب می‌کند سمت دوست‌هایش. سعی می‌کنم دور و برش راه بروم.

شترق! یک کپه سیب‌زمینی و سس گوشت درست می‌خورد به وسط سینه‌ام. همهٔ صحبت‌ها قطع می‌شود و کل سالن ناهارخوری مثل احمق‌ها زل می‌زنند به من. صورتم زیر نگاه‌های خیره‌شان گر می‌گیرد. از حالا به بعد برای همیشه من را به عنوان دختری می‌شناسند که در اولین روز مدرسه با سیب‌زمینی ترتیبش را داده‌اند. تیر بسکتبالی معذرت‌خواهی می‌کند و یک چیز دیگر هم می‌گوید، اما چهارصد نفر از خنده منفجر شده‌اند و صدایش را نمی‌شنوم. لب‌خوانی هم نمی‌توانم بکنم. سینی را می‌اندازم و فرار می‌کنم سمت در.

آن‌قدر سریع از سالن ناهارخوری بیرون می‌آیم که اگر مربی دو میدانی آن دور و برها بود، من را عضو تیم اصلی مدرسه می‌کرد. اما نه، مسئولیت کافه‌تریا بر عهدهٔ آقای نک است. دخترهایی که می‌توانند صد متر را در کمتر از ده ثانیه بدوند، به درد آقای نک نمی‌خورند. مگر اینکه بخواهند این کار را در زمین فوتبال انجام بدهند.

آقای نک: «باز هم تو.»

من:

اگر بگویم: «می‌خواهم بروم خانه و لباس عوض کنم.» یا «دیدی آن یارو چه کار کرد؟» ممکن است گوش کند؟ عمراً! پس دهانم را بسته نگه می‌دارم.

آقای نک: «هیچ معلوم است کجا می‌روی؟»

من:

بهتر است چیزی نگویم. دهانت را ببند، لب‌هایت را بدوز، خفه شو. همهٔ مزخرفاتی که در تلویزیون دربارهٔ ارتباط برقرار کردن و ابراز احساسات می‌شنوی، دروغ است. هیچ‌کس واقعاً نمی‌خواهد چیزی را که باید بگویی، بشنود.

آقای نک در کتابش چیزی می‌نویسد و می‌گوید: «از همان بار اول که دیدمت، فهمیدم دردسر درست می‌کنی. بیست و چهار سال است که اینجا درس می‌دهم. فقط با نگاه کردن به چشم‌های بچه‌ها می‌توانم بگویم در سرشان چه می‌گذرد. دیگر از اخطار خبری نیست. همین که بی‌اجازه در سالن‌ها ولگردی می‌کنی، نشان می‌دهد که بی‌لیاقتی.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷۲)
setare
۱۳۹۹/۰۹/۲۸

کتاب درمورد دختری کم سن وسال بود که موردتعرض قرارگرفته بود ودرمورد این اتفاق باکسی حرف نزده بود و همین حرف نزدن باعث ایجاد مشکلاتی درمدرسه وهم درخانه برای اوشده بود تااینکه... خب کتاب تقریبا جذاب بود وترجمه روانی داشت وداستانپردازی

- بیشتر
negin
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

دقیقا مثل زندگی هامون... چون علت رفتارای عجیب یک نفر رو نمیدونیم درموردش قضاوت میکنیم درحالی که نمیدونیم پشت پرده ی اون رفتار چه دردهایی که جاخوش نکرده..هرچقدر از ابتدای بدون کشش داستان که فاصله میگیریم ...رفتارهای عجیب دختر داستان

- بیشتر
ghasedak
۱۳۹۹/۰۷/۲۰

این کتاب به نوجونها کمک می کنه تا بدونن که هر اتفاقی که براشون افتاده بازهم باید با روانکاو یا خانواده در میون بزارن و به بزرگترها نشون میده نوجوونشون چقدررررر تو فشاااارن اگر اتفاقی بیفته براشون. عالی بود

Zahra
۱۳۹۹/۱۰/۱۱

عالی بود این کتاب بسیار عالیه حتما بخونید 👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌💋💋💋💋💋💋👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌

fatemeh(EXO_L)
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

داستان درباره دختری است که مورد تعرض قرار میگیره ولی در این موضوع به مادر و پدرش حرفی نمیزنه و این پنهان کاری باعث خیلی اتفاق ها و حرف ها در مدرسه میشه این داستان خیلی عالی بود اما اول داستان

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۳۳)
آیا او به ذهنم هم تجاوز کرده؟
آسمان
ما بعد از فارغ‌التحصیلی می‌دانیم چطور بخوانیم و بنویسیم، چون یک میلیون ساعت را صرف یادگیری نحوهٔ خواندن و نوشتن می‌کنیم. (من با این بخش از صحبت‌هایش مسئله داشتم.) آقای فریمن: «چرا این زمان را صرف هنر نکنیم؛ نقاشی، مجسمه‌سازی، سیاه‌قلم، مدادرنگی، رنگ روغن؟ آیا کلمه‌ها و اعداد، مهم‌تر از تصاویر هستند؟ چه کسی این تصمیم را گرفته؟ آیا درس جبر آن‌قدر شما را متأثر می‌کند تا اشک بریزید؟ (چند نفر دست بلند کردند؛ به خیال اینکه او دنبال جواب این سؤال‌هاست.) آیا دستور زبان می‌تواند به شما در بیان احساسات قلبی‌تان کمک کند؟ اگر الان هنر را یاد نگیرید، هیچ‌وقت نفس کشیدن را یاد نخواهید گرفت!!!»
(:Negar.Grs:)
«دانش‌آموزان آن‌ورآبی دارند کشور ما را نابود می‌کنند.»
Yasamin
وقتی آدم‌ها برون‌ریزی نکنند، اعضای بدن‌شان یکی یکی شروع می‌کند به مردن. اگر بدانی چند نفر از آدم بزرگ‌ها از درون مرده‌اند، شوکه می‌شوی. روزهای‌شان را می‌گذرانند، بدون اینکه بدانند که هستند. فقط منتظرند تا یک حملهٔ قلبی یا سرطان یا یک کامیون از راه برسد و کارشان را تمام کند. این غم‌انگیزترین چیزی است که می‌دانم.
sky
ده دروغ اولی که در دبیرستان به شما می‌گویند: ۱ ـ ما اینجا هستیم که به شما کمک کنیم. ۲ ـ قبل از به صدا در آمدن زنگ مدرسه، فرصت کافی خواهید داشت که خودتان را به کلاس‌تان برسانید. ۳ ـ پوشیدن لباس فرم الزامی خواهد بود. ۴ ـ سیگار کشیدن در محوطهٔ مدرسه ممنوع است. ۵ ـ تیم فوتبال ما امسال جام قهرمانی را برنده خواهد شد. ۶ ـ انتظار داریم که وقت بیشتری را اینجا بگذرانید. ۷ ـ مشاوران مدرسه همیشه آمادهٔ شنیدن حرف‌های شما هستند. ۸ ـ برنامهٔ آموزشی شما با در نظر گرفتن نیازهای‌تان طراحی شده است. ۹ ـ کمدهای قفل‌دار شما کاملاً خصوصی است. ۱۰ ـ سال‌هایی را پیش رو دارید که با خوشحالی از آنها یاد خواهید کرد.
کتاب‌باز... :)
ژن "نمی‌خواهم چیزی در این باره بدانم" را از پدرم گرفته‌ام و ژن "فردا به این موضوع فکر می‌کنم" را از مادرم.
sky
قبل از آنکه سر و کلهٔ این فعالان حقوق زنان پیدا شود، با زن‌ها مثل سگ رفتار می‌شد. * زن‌ها نمی‌توانستند رأی بدهند. * زن‌ها نمی‌توانستند مالک چیزی باشند. * زن‌ها اجازهٔ ورود به بسیاری از مدارس را نداشتند. آنها عروسک‌هایی بودند، بدون تفکر، دیدگاه یا صدایی متعلق به خودشان. بعد زن‌های طرفدار حق رأی، پر از ایده‌های پرسر و صدا، جسورانه و اعتراضی پا به عرصه گذاشتند. آنها دستگیر شدند و به زندان افتادند، اما هیچ‌چیز نتوانست خاموش‌شان کند. مبارزه کردند و مبارزه کردند، تا اینکه حقوقی را به دست آوردند که در تمام این مدت باید به آنها تعلق می‌گرفت.
sky
«به تنها کلاسی که به شما یاد می‌دهد چطور زنده بمانید، خوش آمدید!» بعد ادامه می‌دهد: «به کلاس هنر خوش آمدید!»
(:Negar.Grs:)
همهٔ مزخرفاتی که در تلویزیون دربارهٔ ارتباط برقرار کردن و ابراز احساسات می‌شنوی، دروغ است. هیچ‌کس واقعاً نمی‌خواهد چیزی را که باید بگویی، بشنود.
haniye.m
اولین صبح حضور من در دبیرستان است. هفت دفتر یادداشت جدید دارم؛ یک دامن که از آن متنفرم و دل‌درد.
راشین

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۵۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۶۱۳-۱
تعداد صفحات۲۵۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۶۱۳-۱