با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مایکل وی؛ جلد ششم

دانلود و خرید کتاب مایکل وی؛ جلد ششم

سقوط هادس

۴٫۸ از ۳۴ نظر
۴٫۸ از ۳۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مایکل وی؛ جلد ششم  نوشته  ریچارد پل اونز  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مایکل وی؛ جلد ششم

کتاب مایکل وی؛ جلد ششم سقوط هادسن رمانی خواندنی از ریچارد پل اوانز است. مایکل وی پسری چهارده‌ساله است که با کشف کردن استعدادهایش، به سختی‌ها و گرفتاری‌های عجیبی دچار می‌شود و حالا باید با تمام توانش، برای آزادی دوستانش تلاش کند.

اگر از داستان‌های ماجرایی لذت می‌برید، کتاب مایکل وی؛ جلد ششم را با ترجمه‌ی فرانک معنوی‌امین بخوانید.

درباره‌ی کتاب مایکل وی؛ جلد ششم

کتاب مایکل وی؛ سقوط هادسن، جلد ششم از مجموعه‌ی مایکل وی، نوشته ریچارد پل اوانز است. مایکل وی پسری چهارده‌ساله است که استعدادهایش را کشف کرده است اما اتفاق عجیبی رخ می‌دهد و او را گرفتار سختی‌ها و ماجراهای باورنکردنی می‌کند. همه فکر می‌کنند مایکل به سندروم تورت مبتلا است. یک نوع بیماری مغزی نادر که شخصِ مبتلا بی‌اختیار صداها و کارهایی انجام می‌دهد که نمی‌تواند کنترل‌شان کند. اما ماجرا این نیست. مایکل، یک پسر معمولی نیست. او یک پسر الکتریکی است که می‌تواند از دست‌هایش انرژی الکتریکی ساطع کند...

 مایکل و الکتروکلن قصد دارند خطرناک‌ترین ماموریت‌شان را انجام دهند. احتمال دارد بعضی از اعضای گروه از این عملیات زنده برنگردند.

رهبر مقاومت که فقط به نام صدا شناخته می‌شود، معتقد است که بهترین روش برای شکست الجن، دزدیدن پول‌های آن‌ها است. رسیدن به این هدف هم فقط با دزدیدن ژول ممکنه، همان کشتی الجن که در واقع یه جورایی خزانه‌داری شناوره. برای این کار مایکل و دوستاش به کمک نیاز دارند؛ و با خبر شده‌اند که یکی از اعضای نگهبان‌های برگزیده‌ی الجن به اسم «ولچ» با هتچ به مشکل خورده است. سه تا از اعضای الکتروکلن هم به مرگ محکوم شده‌اند. اگر الکتروکلن بتواند این بچه‌ها رو نجات بدهد و قبل از الجن به ولچ برسد، ممکن است بتواند ژول را هم بدزدد. 

کتاب مایکل وی؛ جلد ششم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

دوست‌داران داستان‌های فانتزی و پرماجرا از خواندن کتاب مایکل وی؛ جلد سوم لذت می‌برند. اگر نوجوانی را می‌شناسید که به داستان‌های تخیلی و فانتزی علاقه‌مند است، کتاب مایکل وی؛ جلد سوم را به او هدیه بدهید.

درباره‌ی ریچارد پل اوانز

ریچارد پل اوانز ۱۱ اکتبر ۱۹۶۲ ‌در سالت لیک، یوتا متولد شد. او با نوشتن داستان جعبه‌ی کریسمس که برای فرزندش نوشته بود، مشهور شد و کمی بعد ماجراهای مایکل وی را منتشر کرد.

بخشی از کتاب مایکل وی؛ جلد ششم

بعد به تایوان رفتیم و در آن‌جا دختر کوچولوی نابغه‌ای به نام اژدهای یشمی را نجات دادیم، پیش از این‌که الجن بتواند چیزی را که دختر می‌دانست از سرش بیرون بکشد. اطلاعاتی که الجن به‌دنبالش بود، بازسازی ماشین MEI ۳۱ و همچنین ساخت تعداد بیشتری انسان الکتریکی بود. پس از فرار از نیروگاه استارسورس تایوان متوجه شدیم الجن به مزرعهٔ تکه‌ای ـ از ـ زمان، پایگاه ما و مرکز فرماندهی مقاومت در مکزیک حمله کرده بود.

به مزرعه یا حداقل چیزی که پس از بمباران هلیکوپترهای الجن از آن به‌جا مانده بود پرواز کردیم. فکر کردیم همه مرده‌اند، تا این‌که جرواسو۳۲ ما را پیدا کرد و به مرکز جدید مقاومت در مزرعهٔ کریسمس، نزدیک پارک ملی زیون در یوتای جنوبی برد. سپس من، تایلور، جرواسو و ایان به بویز برگشتیم و والدین تایلور را نجات دادیم.

بااین‌حال، به‌رغم تمام تلاش‌های ما، الجن همچنان قوی‌تر می‌شود. حالا نقشه‌ای کشیده‌ایم تا یک بار برای همیشه آن‌ها را متوقف کنیم. قرار است به پایگاه الجن در دولت جزیره‌ای تووالو در اقیانوس آرام جنوبی برویم تا ژول، قلک شناور الجن، را بدزدیم. با این‌که این عملیات به‌خودی‌خود دیوانگی است، تنها، مأموریتی دیگر در میان مأموریت‌های دیوانه‌وار ما محسوب می‌شود. هتچ سه نفر از بچه‌های الکتریکی خودش را به جرم خیانت زندانی کرده است. قوی‌ترین بچه‌ها را: کوئنتین، تارا و تورستین. قرار است سعی کنیم آن‌ها را نیز نجات بدهیم. باورم نمی‌شود دارم به این کار حتی فکر می‌کنم. این بچه‌ها به اضافهٔ بریان همان بچه‌هایی هستند که درست پیش از این‌که هتچ در پرو مرا به خورد موش‌هایش بدهد مسخره‌ام کردند. این اولین‌باری است که تمام ما الکتریکی‌ها (به‌جز گریس) با هم به مأموریت می‌رویم. حتی تانر و نیشل هم هستند. اگر بچه‌های الکتریکی هتچ تصمیم بگیرند با ما همکاری نکنند، نیشل خیلی به دردمان می‌خورد. بااین‌حال، این عملیات برای نیشل بسیار خطرناک است. آخرین‌باری که نیشل هتچ را دید، به او خیانت کرد، هتچ هم اصلاً اهل بخشش نیست. حدس می‌زنم نهایت تلاشش را خواهد کرد تا نیشل تقاص کاری را که کرد پس بدهد. ولی خب، فکر کنم این کاری است که با همهٔ ما خواهد کرد. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۶)
Prans86
۱۳۹۹/۰۹/۲۰

خیلییییییییی عالیییییی و جذاب و هیجان انگیز بود👍🏻👍🏻👍🏻 از دست ندین🚫

sana kadkhoda
۱۳۹۹/۰۷/۰۳

خیلیییییی عالیه

⚡Melika.jr⚡
۱۳۹۹/۱۰/۰۲

عالیه . من عاشق کتاب های فانتزی ام 😍😍😍

Amir Soda
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

خب بیشتر از اینکه از کتاب لذت ببرم دستم تو پوست گردو موند و خمار موندم. کتاب مثل نسخه ی قبلی داستان رو نیمه تموم گذاشت و رفت برا جلد بعد. من که نمیتونم منتظر ترجمه بمونم. خودم میرم نسخه

- بیشتر
Fatemesama
۱۳۹۹/۱۲/۳۰

وای خدا هرچی از این مجموعه تعریف کنم کم گفتم😎 با شخصیت هاش همراه شدم و تو داستان فرو رفتممممم. مردم از انتظار پس کی جلد هفت میاد؟! ☹ البته کسی که جلد شش این کتاب رو می خونه مطمئنا نیازی

- بیشتر
🌼دوستدار کتاب 🌼
۱۴۰۰/۰۱/۰۳

مثل تمام جلد های قبلش خیلی خوب بود ولی اعتراف میکنم بدجوری زد تو ذوقم چرا آخه نمیشد توی همین جلد ادامه کتاب رو مینوشتن آدم تا کتاب بعدی بیاد و بخوندش دق میکنه که کتاب بعدی هم که هنوز ترجمه

- بیشتر
r.g
۱۳۹۹/۱۱/۱۳

من عاشق کتاب مایکل ویم تا جلد ۵ رو از کتاب خونه گرفتم و خیلی دوست دارم جلد هفت بیاد البته اخرش زیاد جالب نبود ولی ممنون

Alireza Fard
۱۴۰۰/۰۲/۲۶

عالی بود خدایی. خیلی کتابشون عالی بود. احساس میکردم خودم کنارشونم. امروز جلد ۷ اومد راستی. عالی بود به خصوص مایکل و تایلور. در ضمن من نسخه زبان اصلی ۷ رو خوندم و مایکل زندست خداروشکر. ولی تا آخر نخوندم ولی در همین

- بیشتر
کاربر ۳۱۵۳۲۷۱
۱۴۰۰/۰۲/۱۸

کتاب خوبی بود کلی من خیلی ناراحت شدم که مایکل مرد اصلا دیگه دلم نمیخواد جلد بعدی رو بخونم به خاطر همین یه ستار کم کردم

سهیل
۱۴۰۰/۰۴/۲۲

خیلی کتاب خوبیه و بهترین کتابیه که تا حالا خوندم . ایکاش ازش فیلم یا سریال می ساختن . در مجموعه ی مایکل وی ، این بهترین جلدشه ( البته هفتمین جلد بهتره که ترجمه و منتشر شده ولی توی طاقچه

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۳)
وقتی صاعقه زد، همه‌چیز متوقف شد. زمان متوقف شد. نمی‌دانم چه‌طور توضیح بدهم، ولی زمان تبدیل به نور شد. نور تبدیل به زمان شد. پوستم به طرز باورنکردنی‌ای روشن شد. یادم می‌آید به این فکر می‌کردم که اگر الکتریکی نبودم، نور احتمالاً شبکیهٔ چشمانم را می‌سوزاند. بعد صدا به گوش رسید. شبیه صد هزار قطار از کنترل خارج‌شده که از رویم رد می‌شدند. فقط این‌که این قطار از رویم رد نشد، بلکه واردم شد، از میانم رد شد. تبدیل به من شد. من رعدوبرق بودم. انرژی خالص. شاید برای ذرهٔ کوچکی از یک ثانیه، حس کردم خدا بودن چه حسی دارد. ولی من خدا نیستم.
کتابخور
«امید داشتن، استراتژی محسوب نمی‌شه.»
fm
له کردن تخم راحته، ولی اگه بذاریم از تخم دربیاد، مار لهت می‌کنه
Mahdiyar Barhemat
«حق با الیوت بود نه پاوند. بدین‌سان جهان پایان می‌گیره، نه به بانگی، بلکه به نجوایی.» کوئنتین گفت: «بانگی به گوش خواهد رسید، صدای بانگِ سقوط تو، بعد از این‌که پایین کشیدنت و مجبورت کردن تقاص گناهات رو پس بدی.»
mahdi attarzadeh
زندگی، داشتنِ کارت‌های خوب نیست، بلکه زندگی بازی درست با کارت‌های بد است.
سهیل
زندگی به من آموخته هیچ‌چیزی در این دنیا ثابت نمی‌ماند. هیچ‌چیزی. نه من و نه حتی شما. هرچه زودتر این را بپذیرید، زودتر می‌توانید بفهمید چه‌طور زندگی‌تان را سپری کنید. این‌طوری شاید حتی از آن لذت هم ببرید. دو چیز راجع به تغییر می‌دانم. اول، گاهی اوقات به نظر می‌رسد درون اقیانوسی بالا و پایین می‌رویم و سعی داریم سرمان را بالای آب نگه داریم. در حالی که با جریانات نامرئی جابه‌جا می‌شویم و به‌طور تدریجی به جزیره‌ای دورافتاده کشیده می‌شویم.
mahdi attarzadeh
دوم، تغییر همیشه دردناک است. دائماً این را به خودم یادآوری می‌کردم. چون همان‌طور که دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم در حال تغییر است، قلب و مغزمان نیز تغییر می‌کند. چیزهایی که امروز مهم هستند، فردا مهم نخواهند بود و چیزهایی که امروز مهم نیستند، فردا فوق‌العاده مهم می‌شوند. این در مورد همه صدق می‌کند. اولش با این تفکر شروع می‌کنید که قرار است فلان‌طور آدمی باشید و این‌که زندگی مقابلتان گسترده شده و مانند بازی ویدئویی قابل پیش‌بینی است. بعد متوجه می‌شوید که قوانین تغییر کرده‌اند. شخصیت‌هایی در بازی‌تان هستند که نمی‌خواستید به بازی‌تان وارد شوند. مجبور می‌شوید کارهایی انجام بدهید که هرگز دلتان نمی‌خواسته انجام دهید. گاهی به نظر می‌رسد که هدف بازی عوض شده است. فکر کنم برای همه همین‌طور است. همه باید متوجه شوند زندگی‌ای که اکنون سپری می‌کنند و زندگی‌ای که فکر می‌کردند در آینده خواهند داشت، هرگز یکی نیست. سؤال این است، باید در این باره چه‌کار کنند؟
mahdi attarzadeh
همهٔ چیزها برای بهتر شدن تغییر نمی‌کنند.
mahdi attarzadeh
دوران‌های بحرانی نیاز به اقدامات حاد و جدی دارن.
mahdi attarzadeh
چیزی که در حال حاضر می‌خواد اهمیت نداره. تنها چیزی که اهمیت داره اینه که این کار درسته یا نه.
mahdi attarzadeh

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۲۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۴/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۱۰۶-۹
تعداد صفحات۴۲۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۴/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۱۰۶-۹