معرفی و دانلود کتاب جای پای فرهاد + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب جای پای فرهاد

کتاب جای پای فرهاد

نوع کتاب
۴.۹ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
فرهاد خضری
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جای پای فرهاد

این کتاب روایت زندگی شهید زرتشتی؛ فرهاد خادم از زبان مادرش است. داستان «جای پای فرهاد» از کوچه پس‌کوچه‌های کرمان پا می‌گیرد و خواننده را دنبال دخترکی می‌کشد که آرام و قرار ندارد اما سرنوشت دخترک چنین رقم خورده که بعدها مادر شهیدی باشد به نام «فرهاد خادم»؛ همان که روز نخست اسفندماه ۱۳۶۰ در خط مقدم جبهه، در تنگ چزابه، به شهادت رسید

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جای پای فرهاد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابجای پای فرهاد
موضوعدفاع مقدس
نویسندهفرهاد خضری
انتشاراتانتشارات روایت فتح
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۰۷/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۸۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۵۱۸۲۶۵۱
تعداد صفحه‌ها۲۳۴ صفحه
قیمت کتاب۶۶۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه مادران

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Fatemeh.Idealistic
۱۳۹۵/۱۲/۲۴

تابوت شهید که آمد مادر کفن را باز کرد فرزند دلبندش سر در بدن نداشت خندید و گفت: قول داده بود بیاید و آمد... پسرم همیشه سرش می رفت ولی قولش نمی رفت مثل الان... دامن مادر بزرگترین مدرسه ای است که فرد در آن رشد میکند. ممنونم...بیشتر

۲
elham
۱۳۹۵/۰۵/۱۵

من این کتاب رو چاپیشو خوندم....وقتی فرهادشو تو تابوت دید،تو خونه جوری گریه کردم،ک مامانم فکر میکرد خبر بدی بهم دادن... مادر شهید خادم رو از نزدیک میشناسم،و خیلی دوسشون دارم....فرهادشم خیلی خیلی دوس دارم توصیه میکنیم بخونیدش

۱
HQSAMM
۱۳۹۵/۰۱/۰۴

خیلی جالب بود....زندگی یک خانواده متوسط تا پر درآمد زرتشتی که با سختی های زیاد دست و پنحه نرم کردند تا اینکه انقلاب شد و پسر نخبه شان با کراهت به سربازی می رود ولی بار دومش دیگر با عشق...بیشتر

۰
کتاب باز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۲

داستانی مستند ، زیبا و جذاب و دوست داشتنی... سر تعظیم در برابر همه شهدای این مرز و بوم فرود می آوریم🇮🇷❤🇮🇷

۰
کاربر ۲۰۴۰۳۱۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۶

فوق العاده بود. خاطرات و قلم کتاب آنقدر جذاب بود که از خواندنش سیر نمیشدم... دست مریزاد... درود به مادران عزیز شهدا...درود به قهرمان داستان؛ مادر فرهاد..

۰
fereshte hamedani
۱۳۹۸/۰۲/۰۴

خیلی کتاب شیرین و روانی هست.من صوتی ش رو گوش دادم بسیار لذت بردم

۰
نیکویی‌مقدم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۲۰

خدافرهادراگلچین‌کرد‌تامن‌پاک‌شوم... بهای حالِ خوبِ من!و پاک شدن من،سخت است ولی، پرپرشدن‌فرهاد بود(:💔 خدامیدونه این کتاب چقدر زیباست و من چقدر با سطرهای اخرینش‌اشک ریختم... حتمابخونید

۰
✌ŋ.a-ცaŋoo✌
۱۳۹۵/۰۷/۰۲

عالیه

۰
elec1379
۱۳۹۴/۰۷/۳۰

این مادر شهید را در برنامه خندوانه دیدم که با عشق مادری از پسرش فرهاد میگفت.

۰
کاربر 22617
۱۳۹۴/۰۷/۲۲

این کتاب شرح حال (خاطرات) مادر شهید فرهاد خادم هست که متن بسیار ساده و روانی داره و خواننده رو تحت تاثیر مهر مادری قرار میده.

۰
کاربر ۴۵۱۹۰۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۳

عالی بود بار مسئولیت بسیار سنگینی روی دوشمون هست خدایا به مادران شهدا صبر و اجر فراوان عنایت فرما🤲 واقعا به عنوان یک مادر در مقابل این شیر مادران احساس خجالت و شرمندگی می کنم

۰
M.Bahramian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۶

بهترین رمانی که خوندم ، عالی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۱۳۲۱۲۷
۶
زن‌ها با همین چارقد و دورچین پیراهن و شبار می‌رفتند اسب‌سواری و تیراندازی و از زن بودن‌شان هیچ چیز کم نمی‌شد.
کاربر ۱۱۳۲۱۲۷
۳
من بزرگ می‌شدم و پا به پای مادرم انگار حجاب در من حک می‌شد. وقتی سال ۴۶ می‌خواستم توی دارایی تهران استخدام بشوم، حجاب اجباری نبود و پوشش چندانی به تن خیلی‌ها نبود. منتها من امکان نداشت آستین پیراهن‌ام تا مچ نباشد یا یقه‌ام بسته نباشد. هیچ وقت نشد کسی مرا توی دارایی یا هر جا بی‌جوراب ببیند. زرتشتی‌های آن موقع تعصب عجیبی روی پوشش‌شان داشتند. تازه من شوهر داشتم و شاپور اصلاً دل‌اش نمی‌خواست من مثل دیگران لباس بپوشم. خودم هم زشت می‌دانستم سر و گوش و تن‌ام را در جریان هوا و توی چشم مردم بگذارم.
کاربر ۱۱۳۲۱۲۷
۲
عوض‌اش یک زن همه چیز تمام بود. هیچ وقت نشد من ننو را بدون چارقد توی خانه ببینم. چارقد یک پارچه‌ی چهارگوش بزرگ بود، از پارچه‌های اعلا و قیمتی بگیر تا چیت و این چیزها، که زن‌ها می‌انداختند سرشان و زیر چانه‌هاشان را سنجاق قفلی می‌زدند و دو پَرش را می‌انداختند پشت سرشان.
تجلایی به روایت همسر شهید
راضیه کریمی
روزگاران: کتاب زنان خرمشهر
بتول کازرونیان
محمدعلی رنجبر به روایت مرضیه کازرونی همسر شهید (جلد چهارم)
زهره شریعتی
سعید جان‌بزرگی به روایت زهرا صبوری همسر شهید (جلد پنجم)
هاله عابدین
مصطفی طالبی؛ به روایت مژگان کشاورزیان همسر شهید (جلد دوم)
مرجان فولادوند
شهید ناصر کاملی؛ نیمه پنهان ماه ۱۸
رخساره ثابتی
مادران: شهیدان آقاجانلو به روایت مادر
زهرا رجبی‌متین
شهید علی تجلایی؛ نیمه پنهان ماه ۲۲
راضیه کریمی
حسین شایسته‌فر به روایت راضیه بوباش همسر شهید (جلد ششم)
عالیه سادات حسینی
شهید شعبانعلی عفیفه؛ نیمه پنهان ماه ۳۳
عالمه طهماسبی
حلوای عروسی
فاطمه دانشور جلیل
یک دریا ستاره
سیدقاسم یاحسینی
‌‫روزگاران‌‫، کتاب پرستاران‌‫
جابر تواضعی
شهید محمد اصغری‌خواه؛ نیمه پنهان ماه ۱۴
فاطمه غفاری
خانه‌ام همین جاست؛ خاطرات افسانه قاضی زاده
گلستان جعفریان
شهید سید حمید قاضی‌میرسعید؛ نیمه پنهان ماه ۲۹
زهرا مشتاق
ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم)
زینب عزیزمحمدی
چه کسی قشقره‌ها را می‌کشد؟
حجت شاه‌محمدی