با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب جای پای فرهاد
۴٫۹
(۱۶)
خواندن نظراتمعرفی کتاب جای پای فرهاد
این کتاب روایت زندگی شهید زرتشتی؛ فرهاد خادم از زبان مادرش است.
داستان «جای پای فرهاد» از کوچه پسکوچههای کرمان پا میگیرد و خواننده را دنبال دخترکی میکشد که آرام و قرار ندارد اما سرنوشت دخترک چنین رقم خورده که بعدها مادر شهیدی باشد به نام «فرهاد خادم»؛ همان که روز نخست اسفندماه ۱۳۶۰ در خط مقدم جبهه، در تنگ چزابه، به شهادت رسید
تو تمام نمیشوی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سهیلا راجی کاشانی
روزگاران: کتاب زنان خرمشهربتول کازرونیان
مادران: شهیدان آقاجانلو به روایت مادرزهرا رجبیمتین
سلول ۱۸علیاشرف درویشیان
زین الدین به روایت همسر شهیدبابک واعظی
محمدعلی رنجبر به روایت مرضیه کازرونی همسر شهید (جلد چهارم)زهره شریعتی
تجلایی به روایت همسر شهیدراضیه کریمی
مصطفی طالبی؛ به روایت مژگان کشاورزیان همسر شهید (جلد دوم)مرجان فولادوند
یاس در قفس (داستان زندگی و شهادت غریبانه محمدجواد تندگویان)جواد کامور بخشایش
شهید کاظم نجفی رستگار؛ نیمه پنهان ماه ۲۶نجمه طرماح
روزهای پیام بریروح الله شریفی
تنهایی زیبافهیمه عبدلی
روزگاران: کتاب اسارتلیلا قلیپوراسکویی
شهید سید حمید قاضیمیرسعید؛ نیمه پنهان ماه ۲۹زهرا مشتاق
تا نیمهی راه (خاطرات شفاهی خدیجه میرشکار اولین زن اسیر ایرانی)سید خلیل حسینی عطار
شهید شعبانعلی عفیفه؛ نیمه پنهان ماه ۳۳عالمه طهماسبی
نیمه پنهان یک اسطورهاحد گودرزیانی
فرمانده نجیبمجید مظهر صفاری
اسارت به روایت رستم خرمدینافضل قائمیکاشانی
هم سفر آتش و برف![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرهاد خضری
مرگ از من فرار میکند؛ شهید مصطفی چمرانفرهاد خضری
به مجنون گفتم زنده بمان؛ شهید محمد ابراهیم همتفرهاد خضری
به مجنون گفتم زنده بمان؛ شهید مهدی باکریفرهاد خضری
رد خون روی برف؛ شهید محمود کاوهفرهاد خضری
هم سفر آتش و برففرهاد خضری
همان لبخند همیشگی؛ شهید محمد بروجردیفرهاد خضری
به مجنون گفتم زنده بمان؛ شهید حمید باکریفرهاد خضری
قاصد خندهرو؛ شهید فضل الله محلاتیفرهاد خضری
حجم
۱۷۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۲۳۴ صفحه
حجم
۱۷۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۲۳۴ صفحه
قیمت:
۶۶,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
تابوت شهید که آمد مادر کفن را باز کرد فرزند دلبندش سر در بدن نداشت خندید و گفت: قول داده بود بیاید و آمد... پسرم همیشه سرش می رفت ولی قولش نمی رفت مثل الان... دامن مادر بزرگترین مدرسه ای است که فرد در آن رشد میکند. ممنونم
من این کتاب رو چاپیشو خوندم....وقتی فرهادشو تو تابوت دید،تو خونه جوری گریه کردم،ک مامانم فکر میکرد خبر بدی بهم دادن... مادر شهید خادم رو از نزدیک میشناسم،و خیلی دوسشون دارم....فرهادشم خیلی خیلی دوس دارم توصیه میکنیم بخونیدش
خیلی جالب بود....زندگی یک خانواده متوسط تا پر درآمد زرتشتی که با سختی های زیاد دست و پنحه نرم کردند تا اینکه انقلاب شد و پسر نخبه شان با کراهت به سربازی می رود ولی بار دومش دیگر با عشق
داستانی مستند ، زیبا و جذاب و دوست داشتنی... سر تعظیم در برابر همه شهدای این مرز و بوم فرود می آوریم🇮🇷❤🇮🇷
فوق العاده بود. خاطرات و قلم کتاب آنقدر جذاب بود که از خواندنش سیر نمیشدم... دست مریزاد... درود به مادران عزیز شهدا...درود به قهرمان داستان؛ مادر فرهاد..
خیلی کتاب شیرین و روانی هست.من صوتی ش رو گوش دادم بسیار لذت بردم
خدافرهادراگلچینکردتامنپاکشوم... بهای حالِ خوبِ من!و پاک شدن من،سخت است ولی، پرپرشدنفرهاد بود(:💔 خدامیدونه این کتاب چقدر زیباست و من چقدر با سطرهای اخرینشاشک ریختم... حتمابخونید
عالیه
این مادر شهید را در برنامه خندوانه دیدم که با عشق مادری از پسرش فرهاد میگفت.
این کتاب شرح حال (خاطرات) مادر شهید فرهاد خادم هست که متن بسیار ساده و روانی داره و خواننده رو تحت تاثیر مهر مادری قرار میده.