دان دلیلو رماننویس و نمایشنامه نویس امریکایی در رمان «مائوی دوم» ما را وارد یک لابیرنت میکند و مدام در دالانهای این هزارتو میچرخاند. این کتاب که در سال ۱۹۹۱ نوشته شده است، مارا به یک سفر نفسگیر میبرد، به ورای برداشتهای رایجمان از روایتهای روزمره سیاسی- اجتماعی که در خبرها درباره جهان میشنویم. ماجرای استادیوم هیلزبورو، هجوم رسانهای به زندگی خصوصی جی دی سلینجر، درگیریهای میدان تیان ان من در چین و ماجرای گروگانگیری در لبنان.
نویسندهای مشهور و منزوی به اسم بیل گری(بعضی او را همان جی دی سلینجر میدانند) که در مکانی دورافتاده زندگی میکند، به دلیل سرخوردگی از رمان شکستخوردهاش به سوی دنیایی آکنده از خشم و خشونت سیاسی فرار میکند و وارد مسایل تروریستی میشود.
در این اثر که پیش از یازده سپتامبر نوشته شده دلیلو از تروریستها و گروههای مذهبی افراطی و مسایل سیاسی روز سخن میگوید. بعضی این رمان را به نوعی پیشگویی یازده سپتامبر میدانند
روایت دلیلو در این رمان روایتی خطی نیست و از موضوعی به موضوعی دیگری میرسد. در برخی موارد هم نثر او اندکی شاعرانه میشود.
دلیلو به مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حساس است، در قبال فجایع جهان خود را مسئول میداند و به همین دلیل رویکردی ضد ساختاری و ضدسیستمی در پیش میگیرد. دلیلو نمیخواهد در حد یک ناظر باقی بماند. او نویسندهای نیست که به حاشیه رانده شود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مائوی دوم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
بدن آیتالله روحالله خمینی بود که در محفظهای شیشهای روی سکویی بلند گذاشته بودند، پیش چشمان جمعیتی که تا کیلومترها امتداد مییافت. دوربین عاجز بود از قاب گرفتن کل آن جمعیت.
صاد
۳
- سال قبل در شیلی بودم. سردبیری را دیدم که به خاطر چاپ کاریکاتورهایی از ژنرال پینوشه او را به زندان انداخته بودند. جرمش سوءِقصد به تصویر ژنرال بود.
- جرمش کاملاً مستدل مینماید!
صاد
۳
شما در حال حاضر آدمهایی ناموجود هستید، قربانیانی بدون تماشاچی. مگر کشته شوید تا شاید به شما توجه کنند.
صاد
۲
توفانی سهمگین در شهر درگرفت. رگبار تگرگ بر تن آلونکهای قوطیکبریتی فرود میآمد و درهم میکوبیدشان. با خودش گفت: دانههای تگرگی به اندازهی دانههای تگرگ!
صاد
۲
همیشه چیزی هست که کودک نباید ببیند، اما شرایط بزرگ شدن ایجاب میکند که آن را ببیند.
صاد
۱
در جوامعی که تا مرز ابهام و اشباع نزول پیدا کردهاند، ترور تنها عمل با معنا به شمار میرود.
صاد
۰
همسرش، ماورین ، بغل دستاش نشسته است. جسور و قبراق مینماید امروز، با لباسهایی به رنگهای ملیح تا یأسی را که در درونش موج میزند، جبران کند.
صاد
۰
مردم از ازل خودشان را از دست نوزادان خلاص کردهاند. رسمی قدیمی است. خودم هم شک دارم که سر راهی نبوده باشم. حالا دیگر خودت تا تهاش را بخوان.
صاد
۰
بریتا دلربا شده بود، بیاندازه تنآسا و رودهدراز، برخوردار از انرژیی اعجابآور برای حرف زدن که از بطن بیرون زده و به مرزهای لب و زبان بیتابش رسیده بود. سبک استخوان مینمود و زیبا، مثل کسانی که از نقطهای دورافتاده در منطقهی سوزان حاره بازگشته باشند.
صاد
۰
نوعی از داستان باریکهای از جهان را به درون خود راه میدهد. نوع دیگر از درون به بیرون فشار میآورد، به نظام اجتماع، تا مگر آنجا امکان شرح و بسط بیابد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
رمانی بی نظیر از یکی از بزرگان ادبیات آمریکا