با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب مهاجر کوچک
۴٫۵
(۱۶)
خواندن نظراتمعرفی کتاب مهاجر کوچک
محمدرضا سرشار به طور اتفاقی در اداره آموزش و پرورش با پسری جنگزده به اسم عباس آشنا میشود. عباس بچه خرمشهر است که پدرو مادرش را در جنگ از دست داده و حالا با خانواده محمد آقا زندگی میکند. محمد برای این که پسرک در خانه احساس تنهایی نکند، تصمیم گرفته است نام او را در مدرسهای که پسر خودش درس میخواند بنویسد. رئیس دفتر تعلیمات راهنمایی به سختی با نشستن او در کلاس موافقت میکند زیرا تقریبا آخر سال تحصیلی است و ثبت نامی در آن موقع سال انجام نمیشود.
سرشار بعد از این که متوجه ماجرای عباس میشود از محمد درخواست میکند اجازه دهد با او ملاقاتی داشته باشد تا بتواند سرگذشت این کودک مهاجر جنگزده را بنویسد.
«ـ از اول تعریف کن: کجا بودید؟ چه کارها میکردید؟ خانوادهتان چند نفر بود؟ پدرت چهکاره بود؟ اسم برادرها و خواهرهایت ...؟ همه چیز را جزء به جزء تعریف کن. سعی کن هیچ چیز را از قلم نیندازی.
آهی میکشد. چشمانش را به گنجشکی که روی چمنهای باغچۀ جلویی وَرجه وَرجه میکند میدوزد و شروع میکند:
ـ خرمشهر بودیم. سه خواهر داشتم، دو برادر. خواهرهایم، یکیشان هجده ساله بود، یکی پنج ساله، یکی دو ساله. برادرهایم یکیشان اسمش اصغر بود؛ که از من کوچکتر بود. قاسم هم نوزده سالش بود. پدرم یک قایق کوچک داشت. قبل از اینکه جنگ شروع بشود، با قایقش مسافرکشی میکرد. گاهی هم میرفت ماهیگیری. بعضی روزهای تعطیل، اگر میخواست برود ماهیگیری، مرا هم با خودش میبرد.»
این کتاب موفق به دریافت شش جایزه ادبی شده است که میتوان به لوح زرین و دیپلم افتخار نخستین جشنواره کتاب کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه اول انقلاب اشاره کرد. مهاجر کوچک یکی از ده کتاب برگزیده دهه نخست پس از پیروزی انقلاب، به انتخاب مشترک مجلههای کیهان بچهها و سروش نوجوان است. سرشار در این کتاب تلاش نوجوانی را نشان میدهد که در جنگ پدر و مادرش را از دست داده است. این داستان به نوجوانان یاد میدهد که چگونه تنها و بی پشتیبان در برابر مشکلات بایستند و با تلاش و صبر و بردباری نتیجه کارهایشان را ببینند.
تپش![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رفیع افتخار
نرگسرحیم مخدومی
مثل چشمهای باباراضیه دهقان سلماسی
آرزوی سوممصطفی خرامان
سگ خوب قصه مامحمدرضا سرشار
نامه ای از رام اللهغسان کنفانی
گلی روی داشبوردنسیم خلیلی
یادگاران؛ کتاب فرزند کشمیر (شهید سیدقلبی حسین رضوی)محمدعلی جعفری
نسخه استرسالیسا ایپل
والفور؛ دسیسه گری از هلاسسعید تشکری
جشن فراموشی هامیلاد عرفان پور
کتاب داستان ۴علیاصغر عزتی پاک
باغهای همیشه بهارعلیاصغر عزتیپاک
به سفارش مادرماحسان حسینینسب
وسوسه های نوشهکیانوش گلزار راغب
هیچ کس جرئتش را نداردحمیدرضا شاهآبادی
دو زن و یک مردبنت الهدی صدر
دوازده صفر سه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
محمدصادق علیزاده
آنک آن یتیم نظر کرده (جلد سوم و چهارم)محمدرضا سرشار
هارداسانمحمدمهدی رحیمی
من شهید نیستم!اعظم پشت مشهدی
ما و جهانی شدنعماد افروغ
روشن فکری و اصل گرایی فلسفیعماد افروغ
غریب غربپروانه نوری
شاه است حسینعلیرضا میرشکار
حالا وقت رفتن به خانه نیستاصغر فکور
محمدابراهیم باستانی پاریزیسمانه بایرامی
حجم
۳۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۶۰ صفحه
حجم
۳۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۶۰ صفحه
قیمت:
رایگان
نظرات کاربران
این کتاب 60 صفحه 5000تومان و کتاب هفت روز آخر 144صفحه 5000 تومان هر دو کتاب از همین انتشارات!
خوب بود
اقای سرشارقلم بسیارزیبایی دارند فضا سازی هابه خوبی نوشته شده امادراین دراوج داستان زمانی که باشخصیت اول داستان همراه شدی سختی ها دردهایش راحس میکنی ناگهان کتاب تمام میشود
😃😀😃😀🌟🌟🌟🌟
فوووق العاده بود جزو معدود کتابهایی که کاملا احساسات رو درگیر میکنه
عالی