معرفی و دانلود کتاب میلیونر زاغه‌نشین + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب میلیونر زاغه‌نشینsubscriptionAvailable

کتاب میلیونر زاغه‌نشین

نوع کتاب
۴.۰(از ۱۷ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب میلیونر زاغه‌نشین

ویکاس سواروپ در الله آباد ایالت اوتار پرادش هند، در خانواده‌ای حقوق‌دان به دنیا آمد و در همانجا به مدرسه رفت. پس از مدرسه در دانشگاه همان شهر تاریخ، روانشناسی و فلسفه خواند. سپس در ۱۹۸۶ به انگیزۀ علاقه به روابط بین‌المللی و اشتیاق به کشف فرهنگ‌های گوناگون عضو وزارت خارجه شد. رمان اولش، پرسش و پاسخ تاکنون به ۴۱ زبان ترجمه شده و چندین جایزه کسب کرده است.رمان دومش، شش مظنون در اوت ۲۰۰۸ منتشر شد که آن را نیز ستوده و از رویش اقتباس‌هایی رادیویی ساخته‌اند. میلیونر زاغه‌نشین که اقتباسی سینمایی نیز از آن شد، درباره استعداد در عین فقر و تلاش برای بقای خود است. رام محمد توماس توقیف شده است زیرا او پسربچه یتیم و فقیری است که بدون سواد خواندن و نوشتن، توانسته به دوازده سوال یک مسابقه تلویونی «کی یک میلیارد می‌برد؟» پاسخ دهد و این پذیرفته نیست مگر این که پسرک شیاد باشد. این آغاز داستان است و در ادامه رام داستان زندگی شگفت انگیز خود را از روزی که از میان زباله‌ها نجاتش دادند تا خدمتش در خانه سرهنگی استرالیایی و کارش به عنوان راهنمای تاج محل، برای وکیل خود تعریف می‌کند و به وکیل می گوید که چگونه توانسه به سوالات پاسخ دهد. رام در برابر چشمان حیرت‌زده میلیون ها تماشاگر تلوزیونی، گنجینه‌ای از خرد خود را می‌گشاید. خردی خیابانی و تصادفی که اکنون به دنیایی تبدیل شده است. «اعتراف‌نامه رو امضا کن. اعتراف‌نامه کاملاً ساده است: من، رام محمد توماس، به این وسیله اظهار می‌دارم که در دهم ژوئیه در مسابقۀ تلویزیونیِ یک میلیارد را کی می‌برد شرکت کردم. اعتراف می‌کنم که مرتکب تقلب شده‌ام. من جواب همۀ پرسش‌ها را نمی‌دانستم. به این وسیله از ادعای خود برای جایزۀ ممتاز یا هر جایزۀ دیگر صرف‌نظر می‌کنم. تقاضای بخشش دارم. این اظهارات را در کمال سلامت عقل و بدون هیچ گونه اجبار از طرف کسی بیان می‌کنم. امضا: رام محمد توماس.» ویکاس سواروپ در این داستان، کمدی و تراژدی را باهم درآمیخته و چشم‌انداز رنگینی از کشاکش بین خیر و شر آفریده است. ماجراهایی عجیب که برای پسربچه‌ای رخ می‌دهد که در زندگی چاره‌ای جز تلاش برای بقا ندارد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب میلیونر زاغه‌نشین و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:میلیونر زاغه‌نشین
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ویکاس سواروپ
مترجم:مصطفی اسلامیه، مهدی غبرایی
انتشارات:انتشارات کتاب‌سرای نیک
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۰۴/۰۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴.۵۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۲۹۵۳-۳۲-۵
تعداد صفحه‌ها:۳۵۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۷۱۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه پایان خوش

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سپیده
۱۳۹۷/۰۸/۰۹

فیلمش قشنگه👌

۳
🍃بانو🌼
۱۳۹۷/۱۱/۲۳

کتاب جالبیه فیلم سینمایی هم راجع به کتاب ساخته شده اون هم جالبه.. روایت فقر و زندگی زاغه نشینی و مشکلات و بزهکاری های اجتماعی هست که در طول داستان بیان میشه و شخص خاطرات رنج آورش رو به یاد میاره

۰
دایه مکفی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۸

یک کتاب پرماجرا و خلاقانه... البته اگه پایانش انقدر هندی طور نبود و برای بعضی واژگان سخیف، معادل مودبانه تری انتخاب میشد بهتر بود، اواخر کتاب هم از روانی متن کاسته شد و یه بخش از ماجرا نامفهوم بود انگار...بیشتر

۰
ز.م
۱۳۹۸/۰۳/۲۰

میدونم سوال ضایعیه ولی واقعا در شرایطی نیستم که کتاب غم انگیز بخونمِ آخر کتاب خوب تموم میشه یا بد؟

۴
monir
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

کتاب با موضوع خلاقانه و‌شیوه ی پرداخت عالی. کیف کردم واقعا

۰
ehsan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۱

این که کتابی صرفا برای فروش بیشتر، با نامی که اصولا نام فیلمی است که بر اساس آن ساخته شده، منتشر شود، فی نفسه ظلمی در حق نویسنده کتاب است. کتاب اصلی با نام Q & A منتشر شده که...بیشتر

۰
حمید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۲۹

داستان جذاب با ایده‌ای بکر. پایان بندی بهتری می‌تونست داشته باشه ولی باز هم ارزش خواندن و تا پایان دنبال کردن روایت سراسر اتفاق رو داشت

۰
eferdosiyan
۱۴۰۳/۰۱/۰۳

داستان بسیار روانی دارد از فیلمش جذاب‌تره عاشقش شدم

۰
reyhan
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۴

کتاب عالیییییی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

S
۷
فیلمی که از روی میلیونر زاغه‌نشین (نام بعدی پرسش و پاسخ) تهیه شده، به رغم کسب هشت جایزۀ اسکار، به نظر مترجمان فیلمِ بی‌رونقی است، اما رُمان حاضر کتابی در خور توجه است که با داستان‌های درهم‌تنیده از ارزش چشمگیری برخوردار است و دست‌کمی از دو رمان بادبادک باز و هزار خورشید تابان، نوشتۀ خالد حسینی ندارد.
Afsaneh Habibi
۳
رؤیاها فقط در ذهن خود آدم قدرت دارند. اما با پول آدم می‌تواند در ذهن دیگران هم قدرت داشته باشد
Afsaneh Habibi
۳
تازه فهمیدم که زندگی با یک ستارۀ سینما آن قدرها باشکوه نیست که از بیرون به نظر می‌رسد. وقتی آنها را بدون آرایش و دنگ و فنگ ببینی، پی می‌بری که دقیقاً مثل ما هستند، با همان نگرانی‌ها و ناامنی‌ها. تنها تفاوت در این است که ما عمدتاً دغدغۀ پول داشتن و نداشتن داریم و آنها دغدغۀ شهرت داشتن و نداشتن. آنها در تنگ بلور به سر می‌برند. اول ازش بدشان می‌آید، بعد که بَه‌بَه و چَه چَه زیاد می‌شود از آن خوش‌شان می‌آید. و وقتی دیگر مردم بهشان توجه نمی‌کنند، پژمرده می‌شوند و می‌میرند.
Afsaneh Habibi
۲
در فیلم‌ها نشان می‌دهند که انگار کشتن یک آدم مثل ترکاندن یک‌بادکنک است. بم، بم، بم ... مردم در فیلم‌ها تپانچه را طوری شلیک می‌کنند که انگار گلوله ترقه است. طوری آدم می‌کشند که انگار مورچه‌ای است. حتی یک قهرمان تازه‌کار که هرگز به عمرش تپانچه ندیده، می‌تواند به ده ـ دوازده تا ولگرد از دویست‌متری شلیک کند و آنها را بکشد. اما زندگی واقعی خیلی با آن فرق دارد. آسان است که تپانچه پری را برداری و به صورت یکی نشانه بروی. اما وقتی بدانی گلولۀ واقعی توی تپانچه است و قلب واقعی را سوراخ می‌کنی و مایع سرخی که جاری می‌شود خون است، نه رب گوجه‌فرنگی، مجبوری درنگ کنی. آدم‌کشی کار آسانی نیست. اول باید مغزت را بپزی. مشروب این کار را برایت می‌کند. خشم هم همین طور.
reyhan
۲
«ناخواسته به گیتی پا می‌نهیم. ناخواسته می‌رویم. اما بدان گاه که در این جهانیم، کردارمان اگر به یاد این نسل نباشد، نسل آینده از یادش نخواهد برد.»
FaM
۲
بزرگ‌ترین جاذبۀ دنیا سکس نیست، پول است و هر چه مبلغش بیشتر باشد، جذابیتش هم بیشتر است.
FaM
۲
شب‌ها توی باغچه، زیر نور مهتاب می‌نشست و غم‌انگیزترین آهنگ‌هایی را که آدم تصورش را می‌کرد می‌نواخت، و در فصل باران‌های موسمی که شب‌ها باران می‌بارید، فکر می‌کردم آسمان از شنیدن آهنگ‌های غمگین او به گریه افتاده.
FaM
۲
تمنا می‌کنم. مرا نکش. " گریه کرد. «پرسیدم: "چرا نباید بکشمت؟ هر چه باشد، دشمنی". «گفت: "اما من هم مثل تو انسانم. خون من همرنگ خون توست. زنی دارم که در میرپور منتظر من است و یک دختربچه که فقط ده روز پیش به دنیا آمده. نمی‌خواهم بدون دیدن صورتش بمیرم. " «از شنیدن این حرف نرم شدم. به سرباز دشمن گفتم: "من هم زن دارم و پسربچه‌ای که صورتش را هنوز ندیده‌ام." بعد از او پرسیدم: "تو اگر جای من بودی، چه می‌کردی؟" مدتی سکوت کرد، بعد تته‌پته‌کنان گفت: "می‌کشتمت. " «بهش گفتم: "ببین، ما سربازیم. باید نسبت به حرفه‌مان صداقت داشته باشیم. اما بهت قول می‌دم که جنازه‌تو درست چال کنم. "بعد بدون اینکه پلک بزنم سرنیزه‌ام را فرو کردم تو قلبش.»
FaM
۲
دیدار دوستی که سال‌ها گمش کرده بودی گمانم شبیه خوردن غذای دلخواهی باشد که سال‌ها نخورده باشی. نمی‌دانی پس از این همه سال پرزهای چشایی تو چه واکنشی نشان خواهد داد و آیا غذا هنوز مثل سابق برایت خوشمزه است یا نه.
FaM
۲
گاهی فکر می‌کنم اگر درد و رنج این قدر شیرین باشد؛ مرگ چقدر می‌تواند لطیف و لذت‌بخش باشد.