«در وضعیت کوانتوم» مجموعه شعری از شاعر معاصر، بهزاد خواجات است.
خواجات متولد آذر سال ۱۳۴۷ و دانش آموختهی دکترای زبان و ادبیات فارسی است. او عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد ماهشهر و مدرس دانشگاه شهید چمران اهواز است.اشعار او عموما مضامینی مدرن و پستمدرن دارند و ترکیبی از موضوعات فلسفی، اجتماعی و عرفانی عصر حاضرند. بهزاد خواجات پیشتر، مجموعه شعرهایی از قبیل «چند پرنده مانده به مرگ»، «جمهور»، «مثل اروند از در مخفی» و «حکمت مشاء» را منتشر کرده است. او همچنین در حوزه مباحث نظری ادبی آثاری همچون «منازعه در پیرهن» و «زبان و ادب فارسی» را در کارنامه خود دارد.
به نظر خواجات، زبان شعر باید زبانی تازه و پویا باشد و میزان با تمام چیزهایی که ما درباره بازیهای زبانی و درباره امکانات بالقوه و بالفعل زبان مطرح میکنیم. همچنین از زبان مندرس و تکراری استفاده نشود بلکه زبان تجربی باشد و در کنار آن ارتباط با مخاطب نیز فراموش نشود:
مردی در باران گریه میکند، درست!
معجزهای
درخت گلابی را نگه داشته برپا صحیح!
اما زمین نمیچرخد بالله!
زرهپوشی صورتی که از لای کیک درآمد،
خطوط پیشانی ما را درهم ریخت
و چنان در فتوحات خود غرق شد
که با ریسمانی باریک آسمان را آویختم به عدم
که ناغافل نیفتد.
ما تصمیمات خود را غالباً در میدانها اتخاذ میکنیم
و از این سر، مرغ تا مرغ
کو تا حضرت سیمرغ؟
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب در وضعیت کوانتوم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
شاعر خواننده را با اشعارش در وضعیت کوانتومی قرار میدهد. شک و تردید از ویژگیهای مهم این وضعیت است. مثلا آنجا که میگوید روی صندلی که نشستهام، ننشستهام و یا بازی با افعال مثبت و منفی کنار هم! (که تبدیل...بیشتر
این دروازه تا آن دروازهٔ شهر
نه مرد پیدا میشود نه نامرد
این بیولوژی من است که میگوید دوستت دارم
و تو با عصبهای گردنت
سر تکان میدهی و میخندی.
humanize.raz@g
۱
ضامن باغ را کشیدهام
و تاببازی بچهها ترکشی از انفجار است.
من میروم
چیزی که در بطن مادر جا گذاشتم
بردارم و بیایم.
جایی نروید، آمدم.
Mahta
۰
از پی اینهمه سردوانی
چه دیدم که خضر ندیده باشد؟
Mahta
۰
کودکی یکماهه، لج کرده شیر نمیخورد
مردگی را بهانه آورده
و جمع کرده اشکهایی آنقدر
که نهنگی سفید در اقیانوس آرام
از آب سر درآورد و به آب رفت
humanize.raz@g
۰
چند دقیقه مانده به بیگاه با بادها عکس گرفتیم،
با شرمگاهِ درخت در برگها
و راهبهای قفلشده بر دریا؛
کوچه، کشالهای سریع بود
که نَفَس را چگالی شب میکرد
مینشاند روبهروی پوستری دهاندریده
و ترکهای دیوار در انتظار کسی
با بتنهایی از بشارت (چنین باد!)
و بالاخره پدرم که میگفت پدرت هستم (و حق هم داشت)
کلاه را که برداشت، زیرش واقعاً هیچ نبود
و پیش از همه مادرم به خنده درآمد.
این وضعیت هر ماه اتفاق میافتد
humanize.raz@g
۰
فرض کنید که سهسالهاید
و از شما میخواهند استعفا دهید،
میدهید.
و میگویند: انابه آورید از رنگ چشمها،
میآورید.
و در ادامه: کج شوید،
میشوید.
و ناگهان بادی سهمگین میوزد
که آدم را شبیهتر میکند به آدم.
میدانی چهقدر پایان برای آن آغاز ننوشتند؟
و چهقدر آغاز...
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
شاعر خواننده را با اشعارش در وضعیت کوانتومی قرار میدهد. شک و تردید از ویژگیهای مهم این وضعیت است. مثلا آنجا که میگوید روی صندلی که نشستهام، ننشستهام و یا بازی با افعال مثبت و منفی کنار هم! (که تبدیل...بیشتر