
کتاب اسب ها بر صحنه شکارگاه
۲٫۹
(۸)
خواندن نظراتمعرفی کتاب اسب ها بر صحنه شکارگاه
«اسبها بر صحنهی شکارگاه» مجموعه داستانهای کوتاهی از نویسنده معاصر، شیرین داوودیان است.
داستان «شمع بدون اشک» از این مجموعه را میخوانید:
«شش نفر دور میز نشستهاند، خیره نگاه میکنند به شمع وسط میز، شمع ِ در حال سوختن. شعلهاش گاه بلند و گاه کوتاه میشود. نخ شعله سر خم کرده است. هر شش نفر دارند مینویسند. هر از چند گاهی به شعله مینگرند. شمع اشک ندارد، فقط کوتاه میشود؛ اما چند قطره اشک شمع، روی شمعدان به جا مانده که رنگش با شمع کنونی متفاوت است.
از جایی صدای سوت میآید. سوتی یکنواخت و دائم که با چرخش هوا درآمیخته است؛ اما آن شش نفر هیچ توجهی به صدای سوت ندارند. سه تایشان زن و سه تایشان مرد هستند. هر چند دقیقه، کسی نفس عمیق میکشد. شعلهی شمع، آتشش چند میلیمتر از قبل بلندتر میشود. توجه هر شش نفر در آن لحظه به شمع است. خیره نگاه میکنند و باز ادامه میدهند. شعله فرومینشیند. کسی نفس عمیقی میکشد.
صدای سوت فضا را گرفته است. یکنواخت و آرام میخواند. شعله همچنان میسوزد. بدون اشک، بدون دود، نخ شعله خمیدهتر شده است.
هر شش نفر نشستهاند پشت میز و مینویسند. به شعله مینگرند و به اشک شمعی که از قبل بر شمعدان خشک شده است. یکی از زنها بلند میشود. بقیهی نگاهها به سمت او باز میگردد. قلمها از چرخش باز میایستند؛ اما باز، برمیگردند و به شمع مینگرند.
یک نفر نفس عمیقی میکشد. زن مینشیند. قلمها میچرخند. شمع میسوزد، بدون اشک.»
آرزوی ممکن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شیلا حمیدزاده
پایش تمرین و عملکرد در ورزشکارانمایک مک گویگان
کارآفرینی (ویراست دوم)محمود احمدپور داریانی
واکاوی اقرار در نظام کیفری ایرانسعید چقاکبودی
مدیریت دانشعلی اکبر احمدی
شکوفایی هنر و معماری اسلامی در پرتوی سیره نبویعلیرضا باوندیان
شهر خلاقچارلز لندری
ملاصدرا و فلسفهی متعالی (انگلیسی)طوبی کرمانی
من و خودمسودابه رئوف
درمان بیماری های معدهنورتن جی. گرین برگر
آرامشبورلی فلکسینگتون
طعم آسمانابتسام برکات
از زرتشت تا خمینی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منوچهر دراج
مراقبت از پوست و موسمیه صائمی
کوریژوزه ساراماگو
مجموعه بهترین های جبران خلیل جبرانجبران خلیل جبران
هشت کتاب جبران خلیل جبرانجبران خلیل جبران
داستان هایی برای پدران، فرزندان و نوه هاپائولو کوئیلو
مکتوبپائولو کوئیلو
خاطرات یک مغپائولو کوئیلو
هم دیوارمیترا داور
گام، آرپژ، آکورد، تمرینبهزاد شیرزادی فولادی

نظرات کاربران
اولین داستانش جالب بود؛ هیچ وقت به یک زنبور به عنوان یک سرباز نگاه نکرده بودم.. بقیه داستان هاشو نپسندیدم..
داستان های خوبی داشت، اما به نتیجه خاصی نمی رسید.