مارگارت درابل، رماننویس بریتانیایی است که بهعنوان منتقد و بیوگرافینویس هم شناخته میشود. اغلبِ رمانهای درابل، به رابطهٔ بین جامعهٔ معاصر انگلستان و شهروندانش میپردازند. اشتباهات تراژیک شخصیتهای رمانهای او، انعکاس اشتباهات اوضاع سیاسی و اقتصادی، و محدودیتهای شخصیتها هم محدودیتهای محیط سنتگرا و محافظهکار بریتانیا است. خواننده با خواندن آثار درابل، از نقاط تاریک کشوری بهظاهر ثروتمند و مرفه آگاه میشود. قهرمانهای اکثر داستانهای مارگارت درابل، زنان هستند.
کتاب ملکهٔ سرخ، یکی از آثار مشهور درابل، در سال ۲۰۰۴ منتشر شده است. این کتاب، در ردهٔ هفتم لیست پیتر بوکسال، با عنوان «۱۰۰۱ کتابی که قبل از مرگ باید بخوانید» هم قرار دارد. داستان، دو فصل دارد که یکی در عصر حاضر و دیگری در کرهٔ جنوبی و در قرن هجدهم روایت میشود.
دکتر باربارا هالیول، در سفرش به کُرهٔ جنوبی، بستهای با هویتِ نامعلوم دریافت میکند که آدرس فرستنده ندارد. پس از بازکردنِ آن، متوجه میشود که آن بسته حاوی خاطراتِ ملکهای کُرهای است که در سالهای بسیار دور زندگی میکرد. خاطراتی که پرده از اسرارِ مهمی دربارهٔ پادشاه کُره و شاهزادگان برمیدارد؛ این بخشی از ماجرای این کتاب است. بخش بعدی، روایتگر زندگی دکتر هالیول در دوران معاصر است که تنها پسرش را از دست میدهد و در ماجرایی وارد میشود که هیچکس نمیتواند پایانش را پیشبینی کند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ملکهی سرخ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
اگر به عنوان یک کتاب تاریخی به این کتاب نگاه کنیم، با وجود دادن اطلاعات، نظم و روال مشخص تاریخی ندارد و اگر آن را به عنوان یک رمان در نظر بگیریم، حواشی زیاد و خط داستانی یکنواختی دارد. من...بیشتر
هیچ کدام از ما نمیتوانیم تمام یک داستان را تعریف کنیم، حتی اگر داستان خودمان باشد.
فهیمه
۴
ما از کسانی که به آنها آسیب زدهایم می ترسیم، حتی زمانی که قدرتمان از آنها بیشتر است.
فهیمه
۲
مرگ همیشه هم رازهای مخفی و مگو را فاش نمیکند.
فهیمه
۲
هیچ کدام از ما نمیتوانیم تمام یک داستان را تعریف کنیم، حتی اگر داستان خودمان باشد.
فهیمه
۲
گذشتهی بشر پر است از وحشیگری.
فهیمه
۰
بارها در طول حیات آرزوی مرگ کردم و گاهی اوقات با خود میاندیشیدم که وظیفهام مردن است. اما به طور کلی و از نظر انسانی موظف بودم که زندگی کنم. دیگرانی بودند که به زنده ماندن من نیاز داشتند.
فهیمه
۰
زندگیام پر بود از ممنوعیتهایی که با مرگم تمامشان از بین نرفتند. ارواح نیز محدودیتهای خاص خود را دارند.
فهیمه
۰
انکار نمیکنم که ما نیز جنایتها و قساوتهای خاص خودمان را داشتیم. ما نیز گردن میزدیم و اخته میکردیم. اما هرگز آن قساوتها را در آثار هنریمان نمیستودیم. حس زیباییشناسیمان مشکلپسندتر از این حرفها بود. شاید هنر درباری ما فاقد وجه پرسپکتیو بود، اما پالوده و ظریف بود. هنر ما اعمال نفسانی و شهوانی پست و یا بتهای زمخت رنگارنگ را به تصویر نمیکشید بلکه هنر ما هنرِ نمایش گلها، ماهیها، پرندگان، پروانهها و شکوفهها بود.
فهیمه
۰
تمام افرادی که یکی از عزیزانشان در معرض جنون و دیوانگی است میدانند که این ناامیدی ممکن است انسان را به کجاها بکشاند. چگونه میتوان به کسی که ذهنش بیمار است کمک کرد؟ ممکن است انسان دست به دامن هر جادو، هر داروی نوظهور یا قدیمی بشود. اما دیگر خیلی دیر شده بود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
زبادجالب نبود
کتاب با موضوعی جالب و ترجمه ای بسیار عالی و سلیس
اگر به عنوان یک کتاب تاریخی به این کتاب نگاه کنیم، با وجود دادن اطلاعات، نظم و روال مشخص تاریخی ندارد و اگر آن را به عنوان یک رمان در نظر بگیریم، حواشی زیاد و خط داستانی یکنواختی دارد. من...بیشتر