
کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید
قیمت:
۱۶۰,۰۰۰
تومان
معرفی کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید
کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید نوشته ژان لوک لاگارس و ترجمه تینوش نظم جو است؛ متنی نمایشی که در فضای یک خانه، انتظار، غیبت، بازگشت و فرسودگی عاطفی را کنار هم میگذارد. ماجرا از بازگشت برادری آغاز میشود که سالها دور بوده و اکنون در مرکز گفتوگوهای پنج زن قرار میگیرد؛ گفتوگوهایی که بیشتر از آنکه پاسخ بدهند، لایههای پنهان رنج، خاطره و دلخوری را آشکار میکنند. نشر نی این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید
کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید نوشته ژان لوک لاگارس یک نمایشنامه است که همهچیزش بر مدار انتظار میچرخد؛ انتظار برای باران، انتظار برای بازگشت، انتظار برای شنیدن حقیقت و حتی انتظار برای بیدارشدن کسی که حضورش همزمان آرامش و آشوب میآورد. صحنهی اصلی، خانهای دورافتاده است و زمان روایت از عصر تا بامداد امتداد پیدا میکند. در این فاصله، پنج زن از یک خانواده دور مرد جوانی جمع میشوند که پس از سالها دوری برگشته اما توان سخنگفتن ندارد. همین سکوت، موتور اصلی تنش در اثر است و باعث میشود هر شخصیت روایت خودش را از گذشته، رنج و امید پیش بکشد.
کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید بیش از آنکه بر رخدادهای بیرونی تکیه کند، بر تکرار، مکث، بازگویی و جابهجایی خاطرهها استوار است. مادر، پیرترین زن و سه دختر هرکدام از زاویهای متفاوت به غیبت برادر و سالهای ازدسترفته نگاه میکنند. در نتیجه، متن بهتدریج به میدان کشمکش میان عشق، خشم، حسادت، دلسوزی و سرزنش تبدیل میشود. در یادداشت پایانی نویسنده هم میتوان دید که این جهان نمایشی آگاهانه بهسوی فضایی آیینی و چرخشی رفته است؛ جایی که زنان گرد بستر مرد جوان میگردند، از او مراقبت میکنند و همزمان زندگی خودشان را مرور میکنند. حالوهوای اثر سنگین، فشرده و پر از تردید است و تجربهی خواندنش بیشتر بر شنیدن صداهای درهمتنیدهی شخصیتها بنا میشود تا دنبالکردن یک خط داستانی مستقیم.
خلاصه کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
دختر ارشد در آستانهی خانه ایستاده و مثل همیشه به جاده و آسمان نگاه میکند که ناگهان برادر جوان را پس از سالها دوری میبیند. او به خانه میرسد اما فرسوده و خاموش است و خیلی زود از حال میرود. از اینجا به بعد، مادر، پیرترین زن و سه دختر در اتاقها و کنار بستر او، گذشته را دوباره میسازند: روزی را به یاد میآورند که پدر او را از خانه راند، سالهایی را مرور میکنند که در انتظارش گذشت و از خود میپرسند این بازگشت چه معنایی دارد. هر گفتوگو، بخشی از حسرتها، رقابتها و زخمهای پنهان خانواده را آشکار میکند.
چرا باید کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید را بخوانیم؟
دلایل خواندن در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- این نمایشنامه انتظار را نه بهعنوان یک وضعیت ساده، بلکه بهعنوان نیرویی فرساینده در زندگی یک خانواده نشان میدهد.
- متن امکان دنبالکردن چند روایت متفاوت از یک گذشتهی مشترک را فراهم میکند و نشان میدهد خاطره همیشه یکدست نیست.
- خواننده با شبکهای از احساسات متضاد مثل مهر، خشم، حسادت و دلواپسی روبهرو میشود که در گفتوگوها آشکار میشوند.
- اثر برای کسانی که به نمایشنامههای شخصیتمحور و مبتنیبر صدا و ریتم گفتار علاقه دارند، تجربهای دقیقتر از خواندن گفتوگو فراهم میکند.
- یادداشت نویسنده در پایان، درک بهتری از فضای صحنه، جایگاه شخصیتها و منطق درونی اثر به دست میدهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید به این گروهها پیشنهاد میشود:
- علاقهمندان به نمایشنامههایی که تنش اصلی آنها از دل گفتوگو و سکوت بیرون میآید.
- خوانندگانی که به موضوع انتظار، غیبت، بازگشت و زخمهای خانوادگی علاقه دارند.
- کسانی که میخواهند با شخصیتهایی روبهرو شوند که هرکدام گذشته را بهشکل متفاوتی به یاد میآورند.
- مخاطبانی که از فضاهای بسته، پرتنش و عاطفی در ادبیات نمایشی لذت میبرند.
- دانشجویان و پژوهشگرانی که میخواهند نمونهای از نمایشنامهی معاصر فرانسه را در ترجمهی فارسی بخوانند.
بخشی از کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید
«در خانهام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید.
آسمان را نگاه میکردم همینگونه که همیشه آن را نگاه میکنم، همانگونه که همیشه آن را نگاه کردهام، آسمان را نگاه میکردم و همچنین دشت را نگاه میکردم که آرام سرازیر و از خانه ما دور میشود، جادهای که در پیچ و خم جنگل، آنجا، محو میشود.
نگاه میکردم، عصر بود و من همیشه عصرها نگاه میکنم، همیشه عصرها در آستانه در میمانم و نگاه میکنم.
من آنجا بودم، ایستاده همانگونه که همیشه میایستم، همانگونه که همیشه ایستادهام، چنین تصور میکنم، آنجا بودم، ایستاده، و منتظر بودم که باران بیاید، که بیاید و روی دشت ببارد، روی جنگل و مزرعه ببارد و ما را تسکین دهد.
منتظر بودم.
آیا من همیشه منتظر نبودهام؟
به جاده نگاه میکردم و همچنین فکر میکردم، همانگونه که اغلب فکر میکنم، هنگامی که عصرها در آستانه در میایستم و منتظر هستم باران بیاید، همچنان به سالهایی که ما اینجا گذرانده بودیم فکر میکردم، تمام این سالها این چنین، ما، من و شما، هر پنج نفر، همانگونه که همیشه هستیم و همانگونه که همیشه بودهایم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید |
|---|---|
| موضوع | نمایشنامه |
| نویسنده | ژان لوک لاگارس |
| مترجم | تینوش نظم جو |
| انتشارات | نشر نی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۲.۴۲ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۳۱۲۷۷۰۱ |
| تعداد صفحهها | ۹۷ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۶۰۰۰۰ تومان |
| مجموعه و فروست | دور تا دور دنیا نشر نی |
| برچسب | ادبیات فرانسه |
نظر شما دربارهٔ این کتاب